وب نيوز آرت
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

دو فيلم كوتاه و انيميشن ايراني به هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم «موزاييك» آمريكا راه يافتند.

برپايه اين خبر، در اين دوره از جشنواره ۷۹ فيلم كوتاه و ۴ فيلم سينمايي از ۲۱ كشور جهان به رقابت مي‌گذارد كه در ميان آن ها نام 2 فيلم ايراني به چشم مي‌خورد.

«يك هيچ» ساخته سامان حسين پور و «صداي جاده» ساخته برزان رستمي به نمايندگي از ايران در جشنواره حضور دارند و با فيلم‌هايي از شيلي، آلمان،جمهوري چك، چين، دانمارك، فرانسه، يونان، كره جنوبي، اسپانيا، سوئد، سويس، تايوان، تركيه و... رقابت مي‌كنند.

گفتني است، هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم «موزاييك» ۲۸ لغايت ۳۰ آگوست در آمريكا برگزار مي‌شود.


ادامه مطلب
[ ۱۳ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۴۷:۲۰ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» به كارگرداني «شوكت امين كوركي» در كنفرانس بين‌المللي سازمان جهاني «يونسكو» UNESCO در شهر پاريس در كشور فرانسه به نمايش درآمد.

فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» (بيره‌وه‌رييه‌كاني سه‌ر به‌رد) Memories On Ston جديدترين اثر «شوكت امين كوركي» كارگردان كُرد عراقي كه با فيلمبرداري سينماگر ايراني «سالم صلواتي» و با همكاري تعدادي از عوامل سينماي ايران، آلمان و اقليم كردستان عراق آماده شده است، در جديدترين حضور بين‌المللي خود، با حضور «شوكت امين كوركي» كارگردان، «ممد اكتاش» تهيه‌كننده اين فيلم و «عباس غزالي» نماينده پارلمان اقليم كردستان عراق در هفتادمين سال تأسيس سازمان جهاني «يونسكو» UNESCO و همچنين دهمين سال كنوانسيون «حفظ و ترويج تنوع مظاهر فرهنگي» در سالن اصلي مقر سازمان جهاني «يونسكو» در شهر پاريس در فرانسه روي پرده رفت.

كنفرانس بين‌المللي سازمان جهاني «يونسكو»، با حضور معاون مديركل سازمان «يونسكو»، «مايكل هاوكينز» Michael Hawkins  رئيس جوايز «آسيا پسيفيك» معروف به «اسكار آسيايي»، «هيام عباس» Hiam Abbass  بازيگر سرشناس عربي ـ فرانسوي و همچنين 800 ميهمان ويژه، روز 10 ژوئن 2015 در شهر پاريس برگزار شد.   

«خاطرات روي سنگ» كه تاكنون در جشنواره‌هاي مختلف فيلم در سطح جهان روي پرده رفته و چندين جايزه معتبر بين‌المللي را از آن خود كرده است، اواخر سال 2014 جايزه «ويژه يونسكو براي مشاركت چشمگير در توسعه و حفظ تنوع فرهنگي» در هشتمين دوره جوايز اسكرين «آسيا پسيفيك» در كشور استراليا را از آن خود كرده بود.

در ابتداي كنفرانس بين‌المللي سازمان جهاني «يونسكو» در پاريس، معاون مديركل سازمان جهاني «يونسكو» ضمن خيرمقدم به ميهمانان ويژه اين مراسم از اقليم كردستان، پيام «ايرينا بوكووا» Irina Bokova مديركل سازمان جهاني «يونسكو» را قرائت كرد، در بخشي از اين پيام آمده است: ما خيلي خوشحاليم كه امروز فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» Memories On Ston در يونسكو به نمايش درمي‌آيد. در جهان امروز، فيلم مي‌تواند نقش قدرتمندي در پرورش تنوع فرهنگي، درك متقابل، گفت‌وگو و همچنين فراهم نمودن صلح، ايفا كند.

در بخش ديگري از اين كنفرانس، «مايكل هاوكينز» رئيس جوايز اسكرين «آسيا پسيفيك» استراليا در مورد اهميت جايزه يونسكو سخناني ايراد كرد و در ادامه با اشاره به «شوكت امين كوركي» كارگردان «خاطرات روي سنگ» گفت: وي براي اولين بار در سال 2007 با فيلم سينمايي «عبور از غبار» براي بخش بهترين كارگرداني در جوايز «آسيا پسيفيك» انتخاب شد. در سال 2011 با فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» جايزه بهترين فيلمنامه و همچنين در سال 2014 با همين فيلم، جايزه يونسكو را از آن خود كرد.   

در ادامه كنفرانس بين‌المللي «يونسكو»، «شوكت امين كوركي» از دعوت يونسكو براي حضور در اين مراسم و همچنين گرفتن جايزه ويژه يونسكو ابراز خوشحالي كرد و از سازمان جهاني «يونسكو» و جوايز «آسيا پسيفيك» تشكر و قدرداني كرد و در ادامه از «ممد اكتاش» تهيه‌كننده اين فيلم و «عباس غزالي» نماينده پارلمان اقليم كردستان دعوت كرد كه بر روي صحنه سالن اصلي مقر سازمان جهاني «يونسكو» حضور پيدا كنند.

«عباس غزالي» از حاميان حوزه فرهنگ و هنر كُردي در اين نشست گفت: هم اكنون اقليم كردستان در كنار جنگ و دفاع از خود، تلاشي مداومي دارد تا فرهنگ خود را حفظ كند و بخصوص از طريق سينما آن را گسترش بدهد.

اين نماينده پارلمان اقليم كردستان در ادامه با اشاره به جنگ كُردها با گروه تروريستي داعش به نمايندگي از تمام جهان گفت: كُردها در برابر تروريستان مي‌جنگند و مقاوم ايستاده‌اند و فرهنگ خود را حفظ مي‌كنند. 

بعد از نمايش فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» در مقر سازمان جهاني «يونسكو» در شهر پاريس، «شوكت امين كوركي»، «ممد اكتاش» و «عباس غزالي» به سؤالات حاضران در اين كنفرانس بين‌المللي پاسخ گفتند.

فيلم سينمايي «خاطرات روي سنگ» در آخرين حضور بين‌المللي خود، در بخش رقابتي اصلي هفدهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «ريورران» (رودخانه خروشان) در آمريكا روي پرده رفت و از طرف هيئت داوران اين جشنواره، سه جايزه بهترين فيلم به «شوكت امين» كارگردان و «ممد اكتاش» تهيه‌كننده اين فيلم، بهترين بازيگر به «حسين حسن» بازيگر اصلي و همچنين جايزه بهترين تدوين به «ابراهيم سعيدي» تدوينگر ايراني اين فيلم اهدا شد.

جشنواره بين‌المللي فيلم «ريورران» كه يكي از مهمترين فستيوال‌هاي جنوب شرقي آمريكا به‌شمار مي‌رود؛ هفدهمين دوره آن با نمايش 165 فيلم از كارگردانان 35 كشور جهان در چندين بخش رقابتي فيلم‌هاي بلند سينمايي، مستند و كوتاه در روزهاي 26 فروردين تا 5 ارديبهشت ماه (16 تا 26 مي 2015) در كشور آمريكا برگزار شد.


ادامه مطلب
[ ۱۳ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۳۲:۵۶ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

محمد آزادي تهيه‌كننده سينما گفت: فيلمي با موضوع ۱۷۵ شهيد غواص دوران دفاع مقدس ساخته مي‌شود.

محمد آزادي مهرباني تهيه ‌كننده سينما از ساخت فيلم سينمايي با موضوع 175 غواص شهيد خبر داد و گفت: پيش‌توليد ساخت اين فيلم سينمايي آغاز شده است.

اين تهيه كننده كه پيش از اين نيز فيلمهاي انقلابي «سالهاي حادثه» و «از گهواره تا ماه» را با موضوع انقلاب و دفاع مقدس تهيه كرده بود اين بار تصميم گرفته تا به موضوع شهداي غواص دست بسته عمليات كربلاي 4 بپردازد.

آزادي گفت: مرحله تحقيق و پژوهش ساخت اين فيلم سينمايي به پايان رسيده است و نگارش فيلمنامه توسط ثنا صادقي در حال انجام است.

به گفته اين تهيه‌كننده كارگردان اين پروژه هنوز انتخاب نشده است و مشغول مذاكره با چند كارگردان سينما هستيم كه به زودي طي چند روز آينده كارگردان اين فيلم هم انتخاب و اعلام مي‌شود.

 آزادي اضافه كرد: در اين فيلم براي بهتر ساخته شدن اثر از مشاوره و همكاريهاي جناب حاج اقاي افسر بيگي نماينده ولي فقيه در بنياد فرهنگي روايت نيز بهره مي بريم و يزدان قهرماني به عنوان مجري طرح در اين پروژه همكاري دارد.

وي اضافه كرد: در اين فيلم قصد داريم حوادث و اتفاقات عمليات كربلاي 4 را بطور كامل به تصوير بكشيم تا گوشه اداي ديني شود به شهدا و غواصاني كه با دستان بسته براي خاك اين كشور جانانه جنگيدند.

آزادي تصريح كرد: با برنامه‌ريزي انجام شده قصد داريم تا فيلم را براي هفته دفاع مقدس آماده پخش كنيم و به همين دليل به سرعت در حال انجام مراحل پيش‌توليد و آماده سازي ساخت آن هستيم تا تصويربرداري را شروع كنيم.


ادامه مطلب
[ ۱۳ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۲۸:۴۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

شب گله‌مندي و درد دل پيشكسوتان

 

پرهام نورافزا: ششمين جشن كانون كارگردانان خانه سينماي ايران چهارشنبه شب 10 تيرماه پس از افطار با حضور حبيب ايل بيگي معاونت ارزشيابي وزارت ارشاد اسلامي، محمد حيدري دبير بيست و چهارمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، رضا ميركريمي مديرعامل خانه سينما، محمدمهدي عسگرپور و با حضور اعضاي كانون كارگردانان و برخي از بازيگران سينماي ايران در پرديس سينمايي ملت برگزار شد.

بر پايه اين گزارش، در ابتداي اين مراسم اميرشهاب رضويان(كارگردان سينما) ضمن خيرمقدم به همه مدعوين اين جشن نظر همگان را به تماشاي كليپي كه در خصوص 175 غواص شهيدي كه چندي پيش پيكر مطهرشان توسط خيل عظيم همه اقشار مختلف جامعه در تهران تشييع شده بود حال و هوايي روحاني به مجلس بخشيد و تأثر عميق از عمق اين فاجعه را در چهره تك تك ‌همه مدعوين حاضر در اين مراسم را مي‌شد مشاهده كرد.

سپس اميرشهاب رضويان از كمال تبريزي رييس كانون كارگردانان براي ايراد سخناني به روي سن دعوت كرد.

دست در دست هم مشكلات اين خانه را برطرف كنيم

كمال تبريزي در ابتداي سخن خود ضمن تبريك مجدد به مديرعامل جديد خانه سينما رضا ميركريمي و تشكيل هيأت امناي جديد و نيز آغاز به كار اين هيأت برپايه صداقت، دوستي و مودت همه اهالي سينما گفت: اميدوارم با اين اتفاق جديد در خانه سينما همه تلاش كنيم تا سينماي كشورمان با مشكلات عديده اي كه به لحاظ اقتصادي، صنفي و غيره تاكنون با آن مواجه بوده هرچه زودتر برطرف شود و ما هنرمندان و سينماگران كه همگي در كنار هم «خانواده سينما» ناميده مي شويم بتوانيم با همياري، همفكري و دست در دست هم براي هموارتر شدن راهي كه سينماي كشورمان براي رسيدن به سر منزل مقصود پيش روي دارد انجام دهيم  و هر كدام ولو هرچند اندك بتوانيم باري را كه بر دوش ديگر همكاران و هنرمندان كشور به عنوان نمايندگان ما در صنوف مختلف خانه سينما قبول مسووليت كرده اند برداريم و اين حاصل نخواهد شد مگر با مودت، مهر ورزي ، همياري و عظم راسخ  همه اهالي سينما.

وي ادامه داد: سعي كرديم تا اين دوره از جشن كانون كارگردانان را با سياست هاي جشن خانه سينما همسو برگزار كنيم. اميدوارم بتوانيم به عنوان اعضاي خانه سينما خود را همراه و هماهنگ كنيم و به فكر اين باشيم كه دست در دست هم مشكلات اين خانه را برطرف كنيم.

وي گفت: اميدوارم هرچه سريعتر مسائل و مشكلات اقتصادي سينماي ايران برطرف شود و بتوانيم در كنار هم آينده روشني را براي سينماي ايران رقم بزنيم.

سپس رضويان گفت: امشب قرار است در اين جشن از روساي پيشين كانون كارگردانان كه از زمان تأسيس خانه سينما رياست اين كانون را برعهده داشتند با اهداي هدايا و لوح تقدير و سپاس از زحمات بي‌دريغ آنان كه در زمان تصديشان در اين پست براي سينماي اين كشور بدون چشمداشتي براي سينما زحمت كشيده‌‌اند تشكر و قدرداني شود.

«يدا... صمدي» نخستين كسي كه رياست كانون كارگردانان در خانه سينماي ايران را برعهده داشت و از جمله پيشكسوتان سينماي ايران ناميده مي‌شود با تشويق فراوان حضار به روي سن آمد.

«آقاي ايوبي واقعا چرا؟!»

وي ابتدا ضمن تشكر و قدرداني از دست اندركان اين مراسم و اين كه مراسم تقدير و تشكر از روساي كانون كارگردان را در كنداكتور جشن امشب قرار دادند گفت: واقعا كار كردن و سينما را سرپا نگهداشتن در آن برهه از زمان با آن نگاهي كه دولتمردان ما به سينما داشتند و با آن همه نامهرباني ها، ناملايماتي ها و خون دل خوردنهايي كه هم از سوي مسوولان و مديران سينمايي وقت و ذهم از سوي خودي ها(هنرمندان) روبرو بوديم كار كردن چقدر سخت و طاقت فرسا بود.

صمدي ادامه داد: من از فرصتي كه امشب برايم پيش آمده و در خدمت همه عزيزان هنرمند و به خصوص رييس سازمان سينمايي هستم استفاده مي كنم و اين دردي كه سالها در سينه خود حبس كرده ام را امشب مي‌شكافم.  اعضاي صنوف بايد همه باهم باشند گروه بازي و باند بازي و از اين دست كارها بايد تعطيل شود. دلم نمي‌خواست امشب اين خرفها را بزنم اما متأسفانه فرصت خوبي مثل امشب ممكن است ديگر برايم پيدا نشود. چرا كه من ماههاست كه از دفتر جناب ايوبي وقت ملاقات با ايشان را درخواست كرده ام اما هربار به بهانه هاي مختلف _ يا ميهمان داشتند، يا ميهمان بودند، يا با جناب وزير قرار ملاقات داشتند و الي ماشاءا... _ از دفتر ايشان جواب رد شنيده ام. پس من پيشكسوت، من هنرمند و فيلمساز چگونه بايد رييس سازمان سينمايي كشورم را ملاقات كنم و او را در جريان مشكلاتم و نيز موانع اي كه بر سر راه فيلمسازي ام قرار دارد با ايشان درميان بگذارم.

هستند فيلمسازان و هنرمنداني كه راحت تر تسهيلات مي گيرند، راحت تر درهاي اتاق مديران سينمايي به روي آنها باز مي شود و از طرفي خيلي هاي ديگر هم مثل من هستند كه اين امكان برايشان فراهم نمي شود. «آقاي ايوبي واقعا چرا؟!»

كارگردان فيلم اتوبوس متدكر شد: ما هنرمندان بايد با هم وحدت داشته باشيم و به هم احترام بگذاريم. مديران  طي دوره اي با يكسري شرح وظايف و مسووليت هايي مي‌آيند و مي روند باز هم ما هنرمندان هستيم كه مي مانيم و با هم كار مي كنيم .

وي ادامه داد: من يدا... صمدي امسال فيلمي ساختم براي شركت در جشنواره  به نام «پدر آن بازيگري» اما گويا به جرم پيشكسوت بودنم، فيلمم را پرت كردند تو انبار بايگاني. خيلي راحت، حتي تره هم براي من پيشكسوت خورد نكردند. اين چه احترامي است و اين چه برخوردي است كه با من و امثال من انجام مي شود. وقتي علت اين كار آقايان را جويا شدم در جواب به من گفتند كه اين فيلم آن طور كه بايد خوب ساخته نشده و شأن جشنواره را پايين مي آورد. حالا شما حساب كنيد با اين برخورد و با اين حركت چه ضربه اي به من كارگردان و ديگر عوامل فيلم وارد مي شود. اما نمايش اين فيلم در برج ميلاد و مطالبي كه اصحاب رسانه درباره‌اشنوشتند، نشان داد چنين نيست.

صمدي در پايان سخنان خود گفت: همه راش هاي اين فيلم موجود است و من براي تأييد سخنانم حاضرم آنها را براي بررسي بيشتر در اختيار مديران سينمايي قرار دهم. انتظار داشتم كانون كارگردانان هم مانند بقيه اصناف نسبت به عضو خود واكنشي نشان دهد. درست است تعداد ما زياد است، اما زور اعضاي شوراي مركزي كانون كارگردانان هم كم نيست.

حتي آقاي عسگرپور هم كه در آن زمان مديرعامل خانه سينما بودند براي حل اين مشكل من كوچك ترين رأكشني از خودشان نشان ندادند و مثل اين كه فيلمساز تازه كاري را بخواهد تشويق كند و برايش ايجاد انگيزه كند به من گفت: انشاءا... در كار بعدي جبران مافات مي‌شود.

در ادامه اين مراسم «رخشان بني اعتماد» بانوي كارگردان سينماي ايران دومين كسي بود كه براي دريافت هديه و لوح تقدير و سپاس به روي سن رفت.

دوره رياست من در اين كانون كم بود

وي گفت: البته دوره رياست من در اين كانون كم بود آن هم به خاطر مشغله هاي فراوان ريز و درشتي بود كه براي خودم درست كرده بودم براي همين افتخار خدمت كردن به اعضاي محترم اين كانون را آن طور كه بايد و شايد نتوانستم به جاي بياورم . اميدوارم كه تمام صنوف در كمال صداقت و يكدلي دست به دست هم بدهند و سينما را رو به جلو پيش ببرند. براي همه همكارانم آرزوي سعادت و موفقيت مي كنم. از دوستان كانون سپاسگزارم كه در دوره‌هاي مختلف به اين كانون دوام بخشيدند بخصوص در دوران بحران خانه سينما و دوره فعلي كه كار سختي را در پيش دارد و اميدوارم به تدريج به مسير طبيعي برآوردن خواسته‌هاي صنفي نزديك شويم.

سپس سومين رييس كانون كارگردانان »محمد متوسلاني« بود براي دريافت هديه و لوح تقدير و سپاس به روي سن دعوت شد.

چهارمين رييس اين كانون محمد بزرگمهر بود كه براي دريافت لوح تقدير خود روي سن رفت و با جمله‌اي كوتاه از تلاش‌هاي اين كانون تشكر كرد.

دعوت شده به ششمين جشن يا بسر بردن در خارج از كشور

پنجمين نفر عليرضا رييسيان بود كه به جايگاه دعوت شد و همگان به تشويق وي پرداختند اما از ايشان خبري نشد حتي نماينده اي هم از طرف ايشان نيامده بود كه هديه و لوح تقدير و سپاس وي را دريافت كند. پس از چند دقيقه كمال تبريزي نامه اي را از جيب خود بيرون آورد و گفت: ايشان به دليل رفع كسالت و مداوا در خارج از كشور بسر مي برند اما متني را براي من ايميل كردند تا آن را در اين جمع قرأت كنم.

سيروس الوند ششمين نفري بود كه براي دريافت جايزه و لوح تقدير خود به روي سن آمد.

روزي پيشنهاد شد استعفا كنيم اما خوشبختانه همه مخالفت كردند

سپس همايون اسعديان نيز به عنوان نفر هفتم به جايگاه آمد و با ذكر خاطره اي از زمان قديم كه كسي به آن صورت سينما را دوست نمي داشت دقايقي براي مدعوين سخنراني كرد.

وي گفت: در آن سال‌هاي خاكستري كه يكسري دشمن از بيرون به خانه سينما حمله مي‌كردند و بعضي از دوستان هم با آنها همدست شده بودند‌، به دليل تعطيلي خانه سينما جلسات‌مان را در دفاتر دوستان برگزار مي‌كرديم. روزي پيشنهاد شد استعفا كنيم اما خوشبختانه همه مخالفت كردند. همه مانديم و كانون را حفظ كرديم و توانستيم از آن سال‌ها بگذريم. اگر امروز كانون كارگردانان خانه سينما باقي مانده، به همت تك تك اعضايي است كه آن شوراي مركزي را حمايت كردند. آن شورا برايند تك تك اعضاي آن است‌.

كارگردان «طلا و مس» افزود: با افتخار مي‌گويم در آن سال‌هاي خاكستري يكي از اعضاي شوراي صنفي كانون كارگردانان بودم و نه رييس آن و اين افتخار صنفي تا پايان عمر برايم كافي است.

تقدير  3 نسل از كارگردان‌هاي سينما

از سوي شوراي كانون كارگردانان خانه سينماي ايران دو هديه به رسم يادبود به «حميد جبلي» و «ايرج طهماسب» به خاطر برنامه موفق تلويزيوني كلاه قرمزي اهدا شد.

سپس «احمدرضا درويش» به عنوان كارگردان نسل دومي به روسن آمد و هديه و لوح تقدير خود را از دست محمدمهدي عسگرپور مديرعامل پيشين خانه سينما دريافت كرد.

گويا در عرصه بين‌المللي اصلا خبري از ما نيست

احمدرضا درويش گفت: از زحمات همه هنرمندان تشكر مي كنم كه در صنوف مختلف براي سينماي اين مملكت زحمات فراواني كشيده اند. چه كساني كه در قيد حيات هستند و هنوز هم به سينما و هنر اين مملكت خدمت مي كنند و چه كساني كه در قيد حيات نيستند اما زحمات خود را براي سينما كشيده اند و حالا دستشان از دنيا كوتاه است مثل رسول ملاقلي پور عزيز و...

درويش ادامه داد: در مقابل چهره‌هاي برجسته سينماي كشور كه نقش مهمي در اعتلاي سينماي ايران داشته‌اند و ذخاير عميق و بالنده سينماي ما هستند، مانند داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي‌، مسعود كيميايي‌ و عباس كيارستمي سر تعظيم فرود مي‌آورم و به ويژه مفتخرم كه ۲۰ سال پيش به خاطر فيلم «كيميا» جايزه كانون كارگردانان را از دست زنده‌ياد «علي حاتمي» گرفتم.

اين كارگردان سينما با ابراز تاسف از كمرنگ شدن حضور سينماي ايران در عرصه بين‌المللي افزود: گرفتاري‌هاي زيادي در اين زمينه داريم و گويا در عرصه بين‌المللي اصلا خبري از ما نيست. سهم سينماي ايران كجاست؟! سهم سينماي جمهوري اسلامي از سپهر نمايشي دنياي اسلام و جهان شيعه كجاست؟! با كمرنگ شدن اين سهم، وضعيت اقتصادي سينماي ما هم افت پيدا مي‌كند.

وي متذكر شد: مديران سينماي ايران گرفتاري‌هاي بسياري دارند و دو سوم انرژي خود را صرف پاسخگويي به مشكلاتي مي كنند كه ربطي به سينماي ايران ايران ندارند و نمي توانند به سينما برسند.

كارگردان فيلم دوئل در ادامه با ابراز تاسف از وضعيت سينما در داخل كشور متذكر شد: ۱۲۰۰ شهر داريم كه فقط ۶۴ شهر سالن سينما دارند و بعد مدام از عدالت فرهنگي مي‌شنويم در حالي كه بسياري از مردم امكان ديدن توليدات فرهنگي سينما را ندارند و از آن محروم هستند و اين چنين است كه فضاي فرهنگي كشور در اختيار بيرون از مرزها است. به هر حال اصلي‌ترين كساني كه مي‌توانند روشنگري كنند، ما و شما هستيم و اميدوارم همه به مسووليت خود عمل كنيم.

پس از اتمام صحبت هاي احمدرضا درويش، «داريوش مهرجويي» به عنوان كارگردان نسل اول هديه و لوح تقدير و سپاس خود را از دست كامبوزيا پرتوي دريافت كرد.  

چرا آثار ي كه سناريويشان مهر تإييد خورده دچار مشكل نمايش مي‌شوند

داريوش مهرجويي هم با نقبي به صحبت هاي يدا... صمدي كه ديگر كسي نه يادي از ما مي‌كند و نه كسي آثارمان را قبول دارد درد دلش باز شد و گله‌مند از مسوولان سينمايي و بعضا برخي از هم كيشان خود دقايقي را با صحبت هاي حبس شده در سينه‌اش مسوولان سينمايي وقت را به باد انتقاد گرفت و در حضور ايوبي رييس سازمان سينمايي عقده خالي كرد.

كارگردان «سنتوري» ابراز اميدواري كرد كانون صنفي سينما هم وظايف خود را به درستي انجام دهد و از حقوق اعضاي خود در برابر اجحاف‌ها و ظلم‌ها دفاع كند.

وي با ابراز تاسف از سرنوشت بعضي فيلم‌ها كه با وجود نمايش در جشنواره فجر، اجازه اكران عمومي پيدا نمي‌كنند، توضيح داد: چرا توليداتي كه از قبل سناريوشان مهر تاييد خورده و امضا شده و در جشنواره‌ها شركت كرده و جايزه هم برده است، در نمايش دچار مشكل مي‌شوند؟! اين وظيفه صنف است كه در مقابل اين نوع نگرش بايستد چرا كه اين شيوه بي‌حرمتي به اعضاي هيات نظارتي است كه پاي مجوزهاي مختلف امضاء زده‌اند و اين‌گونه تلقي مي‌شود كه قضاوت‌شان بيهوده است.

مهرجويي همچنين با اشاره به وضعيت نقد سينما در ايران تاكيد كرد: كساني كه مي‌خواهند درباره آثار سينمايي پيشكسوتاني مانند من،‌ كيميايي‌، تقوايي و ... كه كارمان را انجام داده‌ايم بنويسند بايد منتقداني را انتخاب كنند كه شعور هنري بالايي داشته باشند و بتوانند خوب را از بد تميز بدهند. اينها مسائلي است كه خانه سينما مي‌تواند به عنوان حقوق اعضاي خود از آن دفاع كند.

در انتها و حسن ختام برنامه كارگردان‌هاي برگزيده با روساي كانون كارگردانان عكس يادگاري گرفتند و كليپ «بهاي عشق» به كارگرداني «وحيده محمدي‌فر» كه درباره داريوش مهرجويي ساخته بود، پخش شد.

 

در حاشيه مراسم:

  • ضعف سيستم صوتي و صدابرداري اين جشن يكي از نكات منفي بود كه اعتراض شديد مدعوين حاضر در اين جشن را به همراه داشت. نويز شديد و گوش خراش سيستم صوتي و بعضا قطع و وصل شدن گاه و بي گاه بلندگوهايي كه در گوشه و كنار سالن قرار گرفته بود و همچنين نرسيدن صداي مجري برنامه به انتهاي سالن، موجب اعتراض شديد مدعوين گشت.

  • عدم پذيرايي صحيح از مدعوين و نيز اعتنا نكردن خدمتكاران به خواسته هاي ميهمانان يكي ديگر از ضعف هاي اين جشن بود.

  • اجراي ضعيف مجري برنامه و نداشتن تسلط كامل در حين اجراي برنامه و جابجا شدن لوح هاي تقدير هنرمندان با يكديگر در حين دريافت، نشان از ضعف عوامل اجرايي برگزار كننده اين جشن بود. شايد دوستان اين ضعف خود را به دليل نداشتن بودجه كافي جهت دعوت از يك مجري مسلط تلويزيوني توجيه كنند اما اگر هم قرار براين بوده باشد كه همه عوامل اجرايي جشن مي‌بايست از پتانسيل اعضاي كانون كارگردانان استفاده مي شد، چه بسا بودند هنرمنداني كه هم جزو اعضاي اين كانون بودند و هم از قدرت فن بيان و طنازي‌هاي مجريگري آگاهي كامل داشتند.

  • اساسا سالن هاي برپايي چنين جشن هايي شرايط و اسلوب خاص و مناسب خود را مي طلبد و سالن طبقه دوم پرديس سينمايي ملت فاقد شرايط برپايي مراسماتي از اين دست است و اساسا به منظور ديگري مورد بهره برداري قرار مي گيرد؛ نه برگزاري مراسم‌هايي از اين دست.

  • و اما بشنويد روايتي ديگر از عدم هماهنگي ها، عوامل برگزار كننده اين جشن يكي از روساي كانون كارگردانان را براي دريافت جايزه و لوح تقدير به روي سن دعوت كردند و همه مدعوين نيز به تشويق آن هنرمند برآمدند ولي غافل از اين كه شخص مورد نظر نه تنها به جشن نيامده بود بلكه اصلا در داخل كشور نبوده و مدتي است كه براي استراحت و تفريح در خارج از كشور بسر مي برد. آقا اين سوتي مصادف شد با تركيدن بمب خنده حضار و ادامه ماجرا.....!!


ادامه مطلب
[ ۱۳ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۲۷:۰۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري مناطق آزاد از ايجاد خانه سعدي و برچيدن بيغوله هاي كارگري در كيش خبر داد و گفت:خاك هرمز چند برابر قيمت به كشورهاي اروپايي براي استفاده در صنايع آرايشي فروخته مي‌شود.

حجت‌الاسلام محمدعلي زم، معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري شوراي عالي مناطق آزاد از برگزاري جشنواره فيلم‌هاي تخصصي علمي، صنعتي و گردشگري در مناطق آزاد خبر داد و گفت: اين جشنواره با نگاه تخصصي و رويكرد هنري به منظور تحقق ماموريت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و گردشگري برگزار مي شود.

وي با اشاره به اينكه بودجه‌هاي فرهنگي در كشور بسيار پراكنده و غير اقتصادي هزينه مي‌شود، بنابراين بايد با ابتكار و خلاقيت و با تعامل با بخش خصوصي و همكاري‌هاي مردمي نسبت به اجراء برنامه‌هاي فرهنگي، هنري كار را انجام داد گفت: بودجه­ ها و برنامه­ هاي فرهنگي، بايد در جهت ثروت ­زايي فرهنگي هزينه و سرمايه­ گذاري شود تا دو عنصر سلامت و سعادت، مولود آن شود. ما در حالي مي‌خواهيم جشنواره فيلم‌هاي گردشگري را با كمترين امكانات با تكيه بر مشاركت برگزار كنيم؛ كه متوجه شديم در دولت دهم(در سال۹۰) جشنواره سينمايي با هزينه سه ميليارد توماني! در جزيره كيش برگزار شده است و هيچ رد پايي از خود در جهت ثروت­ زايي فرهنگي و خلق آثار هنري به­ جاي نگذاشته است.

برگزاري جشنواره بين المللي گردشگري در كيش

وي افزود: اين جشنواره با هدف برانگيختن انگيزه هنرمندان و عكاسان طبيعت‌گرا و سياحت دوست و به نيت افزايش توليدات هنري در حوزه گردشگري و با هدف ساخت چندين مستند درباره جاذبه‌هاي گردشگري ايران برگزار خواهد شد. اگر سياحت و گردشگري و گردشگري حلال، يكي از ابزارهاي سلامت­ زا و سعادت­ آفرين باشد، مي­ بايست براي چنين گردشگري پي­ در پي ادبيات توليد كرد و فيلم و عكس و مستند خلق كرد.

زم تأكيد كرد: قصدمان اين است كه اين مستندها به جشنواره‌ها و شبكه‌هاي خارجي راه پيدا كند و مناطق گردشگري ايران كه واجد فرصت‌هاي بي‌شمار و زيباي الهي است همچون كوه‌هاي مريخي، تخم‌گذاري لاك‌پشت‌ها، قلعه پرتغالي‌ها، درياي متصل به اقيانوس و صدها كيلومتر ساحل زيباي چابهار را در كنار ديگر آثار طبيعي و تاريخي ايران با تكيه به گردشگري حلال، بازنمايي و معرفي كنيم كه متأسفانه در دنياي امروز، اين بخش ايران در بين مردم، گردشگران و حتي جغرافي‌دان‌هاي دنيا هم ناشناخته مانده است.

وي افزود: معتقدم اين نوع جشنواره­‌ها بايد خلق ثروت و ايجاد انگيزه كند. افراد با استعداد و هنرمند، دست به كار بروز خلاقيت­هاي خود شوند. اين نوع جشنواره­ ها بايد شرايطي فراهم كنند كه فيلم­هاي مستند، عكس، داستاني به جشنواره بين­ المللي راه بيابند و ما از تريبون­ هاي خارجي، اهداف را پيگيري و مطرح كنيم.

بيغوله هاي كيش جمع مي‌شود

در ادامه اين موضوع مطرح an كه «جزيره كيش به عنوان يك جزيره گردشگري لوكس در ايران و خارج از كشور شناخته شده‌ و سرمايه گذاري هاي ميلياردي در بخش گردشگري و تفريحات آن انجام مي‌شود اين درحالي است كه همين جزيره تفريحي داراي روستاهايي با سكنه كارگران مهاجر است كه اگر چه در هتل و مراكز تفريحي كار مي كنند اما خانواده آنها در بيغوله ساكن هستند بنابراين جرا بايد در جزيره كوچك كيش شاهد اختلاف طبقاتي زيادي در زندگي مردم باشيم؟» كه زم در پاسخ به اين موضوع گفت: كيش منطقه‌اي است كه بودجه نفتي و پول دولتي ندارد و همه توسعه كيش وابسته به درآمدهاي خودش است.

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري شوراي عالي مناطق آزاد افزود: اساسا در هيچ يك از مناطق آزاد دولت بودجه اي براي زيرساخت آنها اختصاص نمي‌دهد. ساخت خانه‌هاي اجتماعي توسط مراكز صنعتي و تجاري و آموزشي، انجام خواهد گرفت و بناست زمين‌هايي به صورت وقفي و غير قابل فروش به ساخت سكونت‌گاه‌هاي اجتماعي با سرمايه واحدهاي اقتصادي اختصاص بيابد و مورد بهره‌برداري كاركنان خود آنها قرار بگيرد. اين اقدام كوچكي است در جهت تحقق عدالت اجتماعي.

وي گفت: تهيه پيوست‌هاي فرهنگي، اجتماعي براي واحدهاي اقتصادي، صنعتي در حال احداث در اين مناطق يكي از ضرورت‌هاست كه بايد نيازهاي خدماتي از قبيل آموزش، ورزش، بهداشت و سلامت، محيط زيست، تفريحات و ... كاركنان اين واحد توسط سرمايه‌گذاران اين پروژه‌ها تأمين شود.

زم افزود: در  ۳۵ سال اخير متأسفانه اقدام درخوري براي احياي روستاهاي مناطق آزاد و همسو­سازي آنها با اهداف مناطق و توسعه اقتصادي صورت نگرفته است. بي‌توجهي به دين فرهنگي و ثروت­ سازي فرهنگي در اين مناطق، منتج به بي­ توجهي به جوامع محلي و رشد بوم­ نهادها و اقتصاد و فرهنگ و هنر و ادبيات محلي شده است. بي‌اعتنايي به جوامع محلي، وجه ديگري از بي­ توجهي به كرامت انساني است كه همه منظور توسعه عمراني و رشد مادي، دستيابي به كرامت انساني از طريق سلامت مادي و سعادت معنوي اوست.

وي در ادامه گفت: وقتي جمعيت بومي يك منطقه در اهداف بلند قامت! مناطق آزاد مشاركت نمي‌يابند نتيجه‌اش بي تفاوتي، سكوت، بي‌اعتنايي و در مواقعي مخالفت و تعارض و ناهمسويي با اهداف منطقه است، آنچنان­ كه مسأله قاچاق سوخت در برخي از مناطق را مي‌توان يك دهن‌كجي روانشناسانه تلقي كرد، مردم وقتي نمي‌توانند مورد حمايت اقتصادي مناطق آزاد قرار بگيرند و در پرتو برنامه­ هاي اشتغال­ آفريني آن به نان حلال دست بيابند. به نقطه مقابل حلال كه ضد توسعه منطقه كه كار حرام قاچاق سوخت و سرقت و ... است روي مي­ آورند. سهيم‌كردن مردم در مشاركت­­ هاي اجتماعي، هميشه موجب بركت­ افزايي منطقه­ اي و ملي است.

خانه سعدي در كيش راه اندازي مي‌شود

وي افزود: مثلاً تأسيس خانه بوميان كيش با سرمايه مردمي، يكي از مصداق­ هاي توجه به مشاركت جامعه محلي است كه انشاءالله به زودي توسعه اين محل رو به فزوني خواهد رفت. همچنين اقامتگاه حضرت سعدي شيرازي در حال جانمايي است و بناست خانه سعدي شيرازي در سفين راه‌اندازي شود آن‌ طور كه در همه روستاهاي مناطق آزاد با محوريت گردشگري، كاشانه مهمان راه‌اندازي مي‌شود و آموزش­ هايي به جوامع محلي داده مي­شود و نيز براي اين منظور با بنياد مسكن انقلاب تفاهم‌نامه ­اي منعقد شده است كه شرايط را براي ايجاد شغل با محوريت «گردشگري روستايي» براي روستاييان تأمين كند. اين كار اكنون در منطقه آزاد اروند شروع شده است و نمونه‌هايي از آن در قشم، چابهار و اروند راه‌اندازي شده است.

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري شورايعالي مناطق آزاد گفت: كل مناطق آزاد حدود ۵۵۰ روستا دارد. قرار است در مدت سه سال طرح بهسازي روستا با حفظ معماري بومي آنها و ايجاد شرايط كار در روستاها با محوريت گردشگرپذيري تغيير بيابد. براي بازسازي مدارس و ارتقاي مهارت‌هاي دانش­آموزي با آموزش و پرورش به عنوان جايي كه تأمين‌كننده رشد، توسعه و آگاهي نيروي انساني كشور است، تفاهم‌نامه داريم و در سال گذشته سازمان منطقه آزاد اروند حدود ۱۰ ميليارد تومان و آموزش و پرورش نيز همين مقدار براي رسيدگي ويژه به مدارس اختصاص داده است.

جزيره هندورابي طرح جامع ندارد

زم، همچنين درباره اينكه «سرمايه گذاران بخش خصوصي با همكاري سازمان منطقه آزاد كيش قصد دارند تا در جزيره هندورابي هتل بسازند و اسكله ايجاد كنند درحالي كه محيط زيست اين جزيره بسيار بكر است و با چنين طرح هايي منافات دارد» گفت: هنوز طرح جامع هندورابي و اينكه مي‌خواهند دراين جزيره چه كاري انجام دهند، براي ما مشخص نيست و قضاوت در مورد آن سخت است.

وي افزود: اما هندورابي فقط با محوريت گردشگري بومي و طبيعي و رعايت همه جانبه محيط‌زيست آن جواب مي‌دهد، راه دسترسي به هندورابي فقط از طريق حمل ­و­نقل دريايي زيردريايي و تاكسي‌هاي هوايي و پس از رونق آينده آن با تله‌كابين دريايي، منطقه را ديدني و پر مشتري مي‌كند. احداث فرودگاه­هاي رايج و نشست و برخاست هواپيماهاي مسافربري با انديشه بوم‌گردي و اكوتوريستي شدن منطقه منافات دارد. ما نبايد فرصت رفت و برگشت دريايي را از گردشگري هندورابي بگيريم، خود اين فرصت و ديدن موجودات زيردريايي و صرف يك وعده غذايي در دريا، از مزيت­ هاي هندورابي است.  

اعتراض مردم هرمز درباره برداشت معدن خاك سرخ به جايي نرسيد

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري دبيرخانه شوراي عالي مناطق آزاد كشور همچنين درباره رسيدگي به وضعيت مردم جزيره هرمز و تعيين تكليف معدن خاك سرخ كه براي ۲۰ سال به اجاره رفته است و از اين اقدام مردم جزيره نه تنها ناراضي هستند بلكه آن را موجب از بين رفتن خاك جزيره مي دانند، توضيح داد: اعتراضات مردم درباره نحوه واگذاري و برداشت بي‌رويه معدن خاك سرخ مسيرهاي قانوني خود را طي كرده و متاسفانه به جايي نرسيده است و در نهايت با دخالت معنوي يكي از نهادهاي ديني- مردمي بابت هر كيلو خاك صادراتي جزيره رقم اندكي به مردم منطقه كمك مي‌شود، متأسفانه يكي از فجايع فرهنگي و اقتصادي كه در دولت‌هاي پيش، اتفاق افتاد و ­اكنون نيز در حال اجراشدن است، فروش و اجازه صدور خاك خام هرمز است، در حالي كه بنا بر اخبار واصله اين خاك در دوبي به چندين برابر قيمت هرمز و در بسته‌بندي‌هاي خوش ريخت يك و دو كيلويي به كشورهاي اروپايي براي استفاده در صنايع آرايشي و... فروخته مي‌شود.

وي افزود: ظاهراً خام ­فروشي بلاي اقتصادي تاريخ ماست كه حتما زمينه‌هاي فرهنگي آن خام‌انديشي است. هرمز بيش از ۳۶ رنگ خاك دارد كه با آموزش نقاشي روي شيشه به بچه‌هاي محلي و استفاده از خاك خام هرمز به جاي رنگ‌هاي شيميايي توسط يك موزه مردمي، قيمت يك شيشه نقاشي شده ۲۰در۱۰ سانتي متر الان حدود ۱۰ هزار تومان است در حالي كه ۳۰ گرم از اين خاك‌هاي رنگي بيشتر در آنها استفاده نمي‌شود.

زم ادامه داد: اگر اين انديشه متعالي وجود داشت كه ما توسعه اقتصادي را برآمده از توسعه انساني و بر بستر دارايي­ها و مزيت­هاي بومي هر منطقه دنبال مي­كرديم، امروز گرفتار اين همه آلاينده­ ها و صنايع كم­ بازده و بيكاري و استضعاف فرهنگي نمي­ شديم.

بايد هرمز را به عنوان جزيره هنر ايران معرفي كنيم

وي درباره اينكه آيا در سياست‌هاي اين دبيرخانه توجه به جزايري مثل هرمز كه با مشكلاتي چون نبود زيرساخت و امكانات و گسترش اعتياد دست و پنچه نرم مي‌كند و يا جزيره‌اي مثل لارك كه با وجود جذابيت‌ها و ظرفيت‌هاي زياد در تصرف يك نهاد امنيتي است، جايگاهي تعريف شده است؟ گفت: اين موضوعات حتما در سياست‌ها تعريف مي‌شود، ولي مناطق آزاد صدها مشكل دارند.

زم ادامه داد: در همين حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي اگر كاري از دست‌مان برآيد و امكاناتي فراهم شود، حتما آن را انجام مي‌دهيم. ما پيشنهاد داديم تا تعيين تكليف قانوني جزيره هرمز بناست به منطقه آزاد قشم افزوده شود. بايد هرمز را جزيره هنر ايران معرفي كرده و حداقل براي دو سال اين فرصت را فراهم كنيم كه انديشه توليدات هنري و ايجاد بازارهاي هنر در اين منطقه راه‌اندازي شود و آن را از يك اقتصاد سبز و پاك برخوردار كنيم و آن را به الگويي براي تحقق اقتصاد هنر بدون اتكا به بودجه دولتي تبديل كنيم.

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري شورايعالي مناطق آزاد تأكيد كرد:‌ با تصويب اين ايده مطمئنم كه صدها هنرمند حاضر به عزيمت، اقامت، اشتغال و راه‌اندازي كارگاه‌هاي هنري در اين منطقه خواهند شد و اين منطقه به يك قطب گردشگري بومي- هنري جهاني تبديل مي شود. خانه‌هاي مردم خونگرم اين جزيره به «كاشانه مهمان» و محل پذيرايي از گردشگران با غذاهاي محلي تبديل خواهد شد. البته كه ما تلاش خود را حتي بيش‌تر از آنچه مورد نظر شماست انجام مي‌دهيم و دنبال سرنخ‌هايي هستيم كه با كمترين امكانات مادي، توسعه فرهنگي اقتصادي بومي را به دست هنرمندان بزرگيي چون دكتر احمد نادعليان­ بسپاريم.

زم ادامه داد: اين هنرمند، خانه‌اي را در جزيره هرمز خريده و به موزه تبديل كرده و حدود پنجاه، شصت خانواده در اين جزيره را با آموزش هنر نقاشي با خاك‌هاي هرمز روي شيشه، صاحب درآمد كرده و ما توانسته ­ايم در اقتصادي­ كردن و حرفه­ اي­ كردن كارش، او را كمك كنيم.

از مديران ۲۲ سال پيش بپرسيد چرا هرمز را تبديل به ترمز كردند!

وي سپس در پاسخ به اين سوال كه اگر دبيرخانه نمي‌تواند وارد اين مناطق شود و سياست‌گذاري كند و آن‌ها را از اين وضعيت خارج كند پس نقش آن در سامان‌دهي چنين مناطقي چيست؟ گفت: اين مناطق ساز و كار حقوقي خود را دارند و دبيرخانه نمي‌تواند وارد اين مناطق شود و هر كاري را كه دلش خواست، انجام دهد.

معاون فرهنگي، اجتماعي و گردشگري شورايعالي مناطق آزاد تصريح كرد: اين مناطق از نظر حقوقي مستقل و مسئوليت آنها با هيأت­ مديره­ هاست و داراي برنامه و بودجه سالانه هستند، البته شما بايد سراغ مديران ۲۲ سال گذشته برويد و از آنها پاسخ بخواهيد كه چرا در اين مناطق اين همه اتفاقات غير فرهنگي، رخ داده است؟ چرا با وجود قلعه پرتغالي‌ها، درياي زيبا، رقص دلفين، ساحل زيبا، ماهي‌هاي هزاران رنگ و نقش، غذاها و لباس‌ها و صنايع دستي محلي، خاك­هاي رنگارنگ و گران­قيمت و مردمان خونگرم و صميمي، جزيره­ اي چون هرمز، بايد مردمانش رنجور­هاي خفته بر گنج باشند و چرا هرمز را تبديل به ترمز كرده‌اند!؟

 


ادامه مطلب
[ ۱۲ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۴۶:۲۰ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

طي حكمي از سوي رئيس فدراسيون ورزش هاي رزمي، اكبر عبدي به عنوان " مشاور و رئيس كميته فرهنگي" اين فدراسيون منصوب شد. به گزارش روابط عمومي فدراسيون ورزش‌هاي رزمي، در حكم صادره از سوي محمود رشيدي رئيس فدراسيون ورزش‌هاي رزمي به اكبر عبدي آمده است: «با عنايت به سوابق و تجارب ارزشمندتان، جنابعالي به موجب اين ابلاغ به عنوان مشاور رئيس و رئيس كميته فرهنگي فدراسيون ورزش‌هاي رزمي به مدت يكسال منصوب مي‌گرديد، اميد است ظل توجهات حضرت بقيه ا... اعظم (عج) و تحت زعامت مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، بهره گيري از كليه ظرفيت هاي موجود با اهتمام و برنامه ريزي متناسب در پيشبرد كمي و كيفي امور محوله كما في السابق موفق و منصور باشيد».


ادامه مطلب
[ ۱۲ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۳۹:۰۱ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

علي عطشاني از اكران فيلم سينمايي «نقش نگار» بعد از عيد فطر خبر داد.

علي عطشاني كارگردان سينما  با اشاره به اينكه فيلم سينمايي «نقش نگار» بدون هيچ تغييري اكران مي شود، گفت: در نظر داريم تا اين فيلم سينمايي را بعد از عيد فطر در سينماهاي تهران اكران كنيم.

تاكيد كرد: اين فيلم بدون هيچ حذفي پروانه نمايش گرفته است و اميدوارم بتواند از فروش خوبي برخوردار باشد.

عطشاني با يادآوري اين مطلب كه ناصر ملك مطيعي بازيگر سينماي قبل از انقلاب در اين فيلم بازي مي كند، گفت: متاسفانه ناصر ملك مطيعي مدتي بيمار و در بيمارستان بستري بود، اميدوارم با اكران اين فيلم و استقبالي كه مردم از حضور دوباره ملك مطيعي روي پرده سينما مي كنند، حال اين هنرمند بهتر شود.

در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: فرزاد بدون هماهنگي پدرش قصد ازدواج با نگار را دارد. رضايت موقت پدر همه چيز را براي مراسم خواستگاري محيا مي كند اما گذشته نگار همه شرايط را دچار تغيير مي‌كند و...

بهرام رادان، الهه حصاري، آتيلا پسياني، سعيد چنگيزيان، گوهر خيرانديش و ناصر ملك مطيعي در اين فيلم به ايفاي نقش مي‌پردازند. 


ادامه مطلب
[ ۱۲ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۳۶:۳۸ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

فيلم سينمايي «بلوك 9، خروجي 2» به كارگرداني «عليرضا اميني» جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم‌ «كاميرا» دركشور ايتاليا را از آن خود كرد.

فيلم سينمايي «بلوك 9، خروجي 2» به كارگرداني «عليرضا اميني» كه توسط «محمدرضا شريفي‌نيا» و «عليرضا اميني» تهيه شده است؛ در نخستين حضور بين‌المللي خود در بخش رقابتي اصلي چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم‌ «كاميرا» Kimera در شهر ترمولي Termoli در كشور ايتاليا روي پرده رفت و از طرف هيئت داوران اين جشنواره، جايزه بهترين فيلم سينمايي به «عليرضا اميني» كارگردان و همچنين جايزه بهترين بازيگر خردسال به «ستايش محمودي» بازيگر كودك اين فيلم اهدا شد.

«بلوك 9، خروجي 2» براي تصاحب اين جوايز معتبر، با 17 فيلم سينمايي از كشورهاي مختلف جهان از جمله؛ آمريكا، ايتاليا، بلژيك، آلمان، آلباني، چك و ... به رقابت پرداخت.

جشنواره بين‌المللي فيلم‌ «كاميرا» كه يكي از مهمترين فستيوال‌هاي فيلم در اروپا به شمار مي‌رود؛ هر ساله با حمايت مالي مردم و هنرمندان مستقل ايتاليا برگزار مي‌شود و در هر دوره خود، از بهترين فيلم مستقل تقدير مي‌كند كه امسال جايزه خود را به سينماي ايران اهدا كرد.

چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم‌ «كاميرا» با حضور فيلم‌هايي از كشورهاي مختلف در چندين بخش رقابتي و غيررقابتي در روزهاي 1 تا 6 تيرماه جاري (22 تا 27 ژوئن 2015) در شهر ترمولي در ايتاليا برگزار شد.

فيلم سينمايي 98 دقيقه‌اي «بلوك 9، خروجي 2» كه توسط مؤسسه سينمايي «ستاك فيلم» با مديريت «ستار چمني‌گل» و «ويدا صالحي» در سطح جهان پخش بين‌المللي مي‌شود؛ در نخستين حضور داخلي خود در پنجمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «شهر» در بخش بهترين بازيگري با بازيگران اين فيلم از جمله؛ «امير جعفري»، «پانته‌آ بهرام»، «حميدرضا آذرنگ» «الهام كوردا» كانديد دريافت جايزه بود؛ كه در نهايت «حميدرضا آذرنگ»  توانست تنديس زرين و ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش مكمل مرد اين جشنواره را از آن خود كند.

عوامل فيلم سينمايي «بلوك 9، خروجي 2» عبارتند از: نويسنده و كارگردان: عليرضا اميني، مدير فيلمبرداري: اسماعيل آقاجاني، تدوين: حميد سليميان، صدابردار: محمود خرسند، موسيقي: امير توسلي، طراح صحنه و لباس: يوسف قوچاني، بازيگران: امير جعفري، پانته‌آ بهرام، حميدرضا آذرنگ، الهام كوردا، بازيگر كودك ستايش محمودي، مشاور امور رسانه‌اي: منصور جهاني، پخش‌كننده: ستاك فيلم و تهيه‌كننده: محمدرضا شريفي‌نيا و عليرضا اميني.


ادامه مطلب
[ ۱۲ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۱۷:۳۵ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا: دومين نشست بررسي سينماي دهه 60 ديروز به همت انجمن منتقدان سينما و با حضور «سيروس الوند»، «منوچهر شاهسواري»، «سعيد عقيقي» و «مجتبي راعي» در خانه سينما برگزار شد.

پيش از اين، 30 ارديبهشت ماه  نخستين نشست تخصصي «بررسي سينماي دهه شصت ايران» به بهانه انتشار دو كتاب "گفت و گوهاي سينمايي سيدمحمد بهشتي" و "سينماي دهه شصت در گفت و گو با مديران سينمايي" نوشته محمدعلي حيدري با حضور دكتر ايوبي رييس سازمان سينمايي و سينماگران و منتقدان در محل خانه سينما برگزار شده بود و ديروز(6تيرماه) دومين نشست خود را به همت انجمن منتقدان خانه سينما  در سالن سيف‌ا... داد خانه سينما برگزار كرد.  

برپايه اين گزارش، دومين جلسه اين نشست كه اختصاص به موضوع «ارزيابي مديريت سينماي ايران در دهه شصت» داشت از سلسله نشست هاي آسيب شناسي سينماي ايران بود و همه بحث هايي كه در هر دو جلسه مطرح شد نقد و نگاهي از منظر سينما بود و بس. عاري از هرگونه وام‌خواهي، به سخره گرفتن، حساب پس گرفتن و تهمت و سخن ناروا گفتن به مديران سينمايي دهه شصت.

از سال 56 سينما ساختار دولتي پيدا كرد

شاهين امين، مجري برنامه در ابتدا بعد از خير مقدم به مدعوين اين نشست گفت: برخي‌ها به سينماي دهه 60 نگاه سياسي و منتقدانه داشتند. برخي از سينماگران سينماي دهه 60 بخشي از سينماگران قبل از انقلاب بودند كه نتوانستند به درستي فعاليت كنند و برخي ديگر نيز از سينماگران به نوعي به سوي سينمايي رفتند كه هيچ سنخيتي با نگاه آنان نداشت.

وي افزود: اتفاقاتي كه پس از دهه 60 افتاد اين بود كه نگاه منتقدانه به سينما كمتر شد و همه به نوعي غمخوارانه به آن مي‌پرداختند. از سال 56 كه سينما ورشكست شده بود يكدفعه سينما ساختار دولتي پيدا كرد. البته كاري به كيفيت فيلم ها ندارم و بسياري از ممنوع كاري ها بود اما سينماي قبل از سال 56 ساختار دولتي نداشت. از دوستاني كه امروز  قرار است به آسيب شناسي سينما بپردازند خواهش مي كنم به اين نكاتي كه عرض كردم توجه ويژه داشته باشند.

سينماي دهه شصت ما يك سينماي سليقه اي و فردگرايي بود

سپس سيروس الوند(كارگردان سينما) نخستين سخنران اين جلسه گفت: طبيعي است وقتي كه يك پديده را نقد مي كني بايد از زواياي مختلفي به آن نگاه كرد و نكته مهمتر اين كه رسوب اين انتفاقات را در دهه 70 يا 80 ببينيم. بعضي از سينماگران ريشه دهه 60 هستند و برخي ديگر ميوه آن و اين نكته خيلي مهمي است.

وي افزود: دو اتفاق درسينماي دهه 60 افتاد كه به مظر من تراژيك بود. اول اين كه سانسور رفته رفته قباحتش برداشته شد حتي به جايي رسيد كه عمل سانسور و مميزي فيلم تبديل به يك ارزش شد يعني كسي كه سانسور مي‌كرد پوزش هم مي‌داد كه مثلا فلان فيلم را من سانسور كردم اما با اين حال اين آدمها مورد علاقه و اعتماد بچه‌هاي سينماگر بودند. اين سانسور يه جورايي لاي دسته و پاي آنها گم و گور مي‌شد و رفته رفته عمل سانسور در سينماي ما به يك امر عادي مبدل شد و سينماگران ما هم خيلي عادي از كنارش رد مي‌شدند و بنا به آن اعتقادي كه داشتند، برايشان اين امر مهم نبود.

الوند گفت: مميزي نبايد نهادينه شود. هميشه ناصر تقوايي حسرت اين را داشت كه در ايران نتوانست به نقش يك روحاني در سينما بپردازد چون روحاني بعد از انقلاب خيلي نقش مهمي در پيروزي انقلاب ما داشت و در اقشار گوناگون خيلي تأثيرگذار بود و پرداختن به اين موضوع جايش در سينماي ما خالي بود و در آن زمان نمي‌گذاشتند ما در فيلم‌هايمان به نقشي كه يك روحاني مي توانست در شكل گيري داستان فيلم ايفا بكند به آن بپردازيم. در صورتي كه شما الان نگاه كنيد هر بازيگري حداقل يكبار نقش يك روحاني را بازي كرده و كسي هم صدايش در نمي‌آيد. پس نتيجه مي‌گيريم كه سينماي دهه شصت ما يك سينماي سليقه اي و فردگرايي بود.

اين كارگردان ادامه داد: ما مي‌فهميم كه در آن برهه زماني مسوولان در برابر فشار عوامل بيروني قرار گرفته بودند و مجبور بودند سانسور را در دستور كارشان قرار دهند. تا اين حد بچه‌هاي فيلمساز براي يك سينماي نوپا ايستادند و صداشون هم درنيامد. ما الان صدايمان در مي‌آيد كه آقا چرا جلوي حوزه هنري نمي ايستيد براي اين كه فيلم هاي ما را نشان نمي‌دهد و چرا جلوي فلان سازمان را نمي گيريد كه فيلم ها را پايين مي‌كشد ولي در آن زمان كسي صدايش در نمي آمد كه چرا عكس فلان فيلم را سانسور كردي و يا فلان پلان يا سكانس را از فيلمم برداشتيد.

الوند ادامه داد: عمل سانسور تا به الان ادامه پيدا كرد چرا كه عمل سانسور توسط آدم حسابي ها اتفاق مي افتاد. اگر معتقديم كه سينماي اين مملكت را دوست داريم، به وطن‌مان عشق مي‌ورزيم بنابراين  اين را در نظر بگيريم كه وظيفه سينما تصحيح زندگي است و اين سانسور هم ادامه پيدا مي كند و تا آخر سينما هم باقي خواهد ماند.

وي با يادآوري شرايط سينماي ايران در سال‌هاي پيش از انقلاب متذكر شد: سينماي ما قبل از انقلاب دچار ورشكستگي شده بود زيرا به بيماري‌هاي دروني مبتلا شده بود و حالا هم در آستانه بيماري است.

كارگردان فيلم برگ برنده با اشاره به شرايط دشوار فيلم سازان در دهه شصت ادامه داد: فراموش نكنيم مديران در آن دوران چه وضعيتي داشتند اما آن‌ها با حفظ سينماگران قبل از انقلاب از فيلم سازان جديد حمايت كردند. كيميايي، مهرجويي، حاتمي،‌ حاتمي‌كيا، بيضايي و تقوايي را كنار نگذاشتند تا به عياري و سجادي و ... برسند.

كارگردان فيلم مزاحم افزود: آن دوره حال بيشتر سينماگران خوب بود و مدام در حال جنب و جوش و تكاپو بودند. در شكست و موفقيت‌هايشان براي كار بعدي انگيزه داشتند، اتفاقي كه در سال‌هاي بعد كم رنگ و  كمرنگتر شد و در آخر از بين رفت.

سيروس الوند با ذكر خاطره اي از ديدار فيلمسازان و هنرمندان سينماي ايران با رهبر معظم انقلاب گفت: زماني كه خدمت مقام معظم رهبري رسيده بوديم ايشان حرف فوق‌العاده زيبايي زدند و فرمودند: اصلا معني ندارد سانسور و مميزي يك فيلم سينمايي قبل از خلق آن اثر انجام بشود و رو كردند و به وزير ارشاد وقت فرمودند: شما كه نمي دانيد داستان اين فيلم در انتها چه مي شود و چه جور فيلمي از آب در مي آيد از كجا مي توانيد بفهميد كه مي‌گوييد اين پلان باشد و اين سكانس نباشد. اين نكته خيلي ظريف و زيبايي بود. قبل از خلق يك اثر سينمايي ما مميزي مي شديم و هنوز هم مي شويم.

وي در ادامه يادآور شد: وقتي كه فيلم هاي دهه شصت را نگاه مي كنيد مي‌بينيد كه فيلم‌ها شبيه بهم هستند و اين مشخص است كه فيلم ها توسط يك عده اي دارند شبيه بهم ساخته و هدايت مي‌شوند.

كارگردان فيلم سينمايي هتل كارتن افزود: يكي از نقاط ضعف سينماي دهه ۶۰ اين بود كه درجه بندي سينما بر اساس آدم ها صورت مي گرفت اما نكته مهم در اين دهه اين بود كه با حفظ سينماگران قبل از انقلاب، سينماگران جديد را هم حمايت كردند و اين مساله بسيار مهم است. سينماي ايران قبل از انقلاب ورشكسته شده بود. بعد از انقلاب جوانان با ذوقي با حمايت فارابي پا به عرصه فيلمسازي نهادند مثل «كيانوش عياري»، «ابوالقاسم طالبي»، «يدا... صمدي»، «مجيد قاري زاده» و...

اين كارگردان سينما متذكر شد: اين را نبايد فراموش كنيم كه با كار نكردن، كسي از دور گردونه حذف مي شود برعكس با كاركردن اما ديده نشدن است كه آدم حذف مي شود. در آن برهه زماني فيلم ها 4 گونه ارزيابي كيفي مي‌شدند. با درجه بندي هاي«الف، ب، ج، د».  به ياد نداريم يك فيلم دفاع مقدسي و يا يك فيلم كودك درجه كيفي «ج» يا «د» گرفته باشد. بسيار فيلم‌هاي كم ارزش راجع به فيلم‌هاي دفاع مقدس ساخته شد اما همگي آنها درجه كيفي و محتواي «الف» و «ب» گرفتند اما سالها بعد از آن برهه زماني در  ژانر سينماي دفاع مقدس چه فيلمهاي ارزشمند و با بار محتوايي بالايي ساخته شد كه به فيلمسازانش بايد دست مريزاد گفت ولي نبايد انصاف را هم ناديده گرفت چرا كه همه مسولين ما در همان دهه شصت هم حسن نيت داشتند كه اگر آنها نبودند شايد سينماي ما يا شكل ديگري به خود مي گرفت و يا شايد سرنوشت سينماي ايران طور ديگري رقم مي‌خورد.

سينما، خود قدرت است

سپس منوچهر شاهسواري تهيه كننده سينما با اشاره به دوره هاي تاريخي بدون درنظر گرفتن همه جوانبي كه آن تاريخ مد نظر ماست و حتما به بي راهه مي رود و فقط مصداق‌هاي معيني از يك واقعه ديده مي شود و ماهيت ماجرا ديده نمي شود، گفت: دهه شصت دهه مهمي در سينماي ايران نيست بلكه دهه مهمي در تاريخ معاصر ايران است. اگر متوجه اهميت ذاتي نباشيم از هر سمتش نگاه كنيم به يك گرفت و گيرهايي جدي بر مي‌خوريم يعني آن موقع مجبوريم كه شروع كنيم به قضاوت كردن بين آدمها.

تهيه كننده فيلم سينمايي مزار شريفگفت: كشف خود و تحقق نفس جز با صداقت و صميميت با چيز ديگري حاصل نمي شود. براي اين كه اين صداقت و صميميت اعتراف به اشتباه آن را قابل فهم مي كند و از آن اشتباه بشر درس بگيرد.

وي، سينما را همانند يك آزمايشگاه تعبير كرد و گفت: نكته دوم اين است كه سينما همانند آزمايشگاهي است كه در خيلي از موارد، بشر تمايل دارد آن را ببيند، تجربه كند و آن را حس كند. وقتي بشر الكتريسته را كشف كرد و از آن بهره برداري كرد اما هنر در جهان مدرن يعني سينما كه به شما مي گويد چه جهاني را دوست داري و چه جهاني را مي تواني دوست نداشته باشيد و سينما عملا تبديل شده به يك آزمايشگاه دانش، علم، شجاعت، ترس و حتي ايمان كه در منظر كلي سينما همه اينها را يكجا دربر مي گيرد و آن را براي مخاطب خود بررسي مي كند.

تهيه كننده فيلم براده هاي خورشيد ادامه داد: من در دهه شصت در مقام تهيه كننده نبودم بلكه در مقام دستيار تهيه كار و فعاليت مي كردم و اساسا در دهه شصت فارغ از مقام تهيه كننده و ازجمله مديران سينما بودم و رسما از سال 72 بود كه به صورت جدي شروع به فعاليت كردم. سينما خود قدرت است و از نظر من مديران دهه شصت از قدرت سينما مطلع بودند چه به شكل عملي و چه به شكل نظري يا عملا مي دانستند سينما پديده قدرتمندي است و يا اين كه به لحاظ نظري اين را فهميده بودند. در متوني كه از آن زمان وجود دارد بارقه‌هايي از هردوي آنها را ديده ام اما هيچ كدام از آن ها به نظرم كامل نيست.

شاهسواري گفت: مديران دهه شصت مي دانستند كه مقدرات تاريخي ما و  رساندن حرف‌ها و پيام هاي انقلاب بدون سينما ميسر نمي شود و دچار كجراهي و كج فهمي خواهند شد. داشتن سينما در جهان فعلي حضور در متن جهان است و بدون سينما بودن رفتن به حاشيه جهان است و اين يك انتخاب سخت و دشوار براي مديران دهه شصت بود اما آنها به شكل غريضي احساس مي كردند كه اين انقلاب احتياج به صدا دارد.

دعوا بر سر اين بود كه مي خواهيم سينما داشته باشيم يا نمي خواهيم

در ادامه سعيد عقيقي(پژوهشگر و منتقد سينمايي) ديگر سخنران اين نشست گفت: ما از بدو سينما درگير معظل بسيار بزرگي هستيم  و به تعبيري مي توان گفت عنصر اصلي و پايه آن است كه اصولا هنر چرا بايد وجود داشته باشد و بعد از آن مي پردازيم به اين كه حالا هنر بايد وجود داشته باشد يا نداشته باشد، صنعت باشد بهتر است يا بعد تجاري داشتن و الي آخر.

وي افزود: طبيعتا در جامعه ما يك بخش هايي با سياست ارتباط پيدا مي‌كند مثل بخش‌هاي  فرهنگي، هنري و تجاري و اين كه چرا بخش خصوصي در كنار بخش دولتي رقابت نمي كند بحث مفصلي را مطلبد. قبل از دهه شصت بحث بر سر اين بود كه سينما بايد وجود داشته باشد يا نبايد وجود داشته باشد. هر دوي اين بحث ها هم منابع فقهي دارند و هم منابع جامعه شناختي و گروهي هم پشت سر هر دو نظزيه هستند. يك گروه با فتواي روحانيون، سينما را حرام مي دانستند و گروهي ديگر به لحاظ مدرنيته بودن وجود سينما را الزامي مي‌خواندند و آن نكته كليدي مطرح در آن بحث جمله «سينما نبايد باشد» بود كه هنوز در جامعه ما اين نكته حل نشده و تا به امروز هم ادامه دارد. وقتي ما مي توانيم بگوييم اين فيلم خوب است  و يا آن فيلم بد است كه اساسا اين معظل در كشور ما حل شده باشد.

اين مدرس و منتقد سينما متذكر شد: مديران سينمايي ما به دو گروه تقسيم مي شوند يكسري كساني هستند كه نه سينما رفتند و نه موسيقي گوش دادند و نه تئاتر ديده اند و گروه دوم هم كه معلومه همه اين كارها را انجام داده اند.

عقيقي افزود:يك لايه مياني هم در اين دو گروه وجود دارد، آن هم كساني هستند كه به صورت تئوريك فعاليت دارند.اين آدمهاي دانشگاه رفته نظرشان اين است كه اساسا سينما يك سرگرمي است و چون مردم سرگرمي دوست دارند خب پس سينما باشد و اين گرايش همچنان وجود دارد. آن صفت ديني، معناگرا، اسلامي، عرفاني و يا هر صفتي كه سينما را جهت مي دهد و در آن جهت سينما را تعريف و محدود مي كند باهم بودن و دركنار هم معنا پيدا مي كنند يعني آن صفت باعث مي‌شود كه سيم ما را به عنوان ويزاي ارتباط ما با فرهنگ عمومي جامعه به عنوان يك ارزش پيدا كند نه صرف خود سينما.

اين فيلمنامه نويس متذكر شد: آقاي انوار دركتابي كه به چاپ رسانده‌اند در بخشي از آن متذكرشده‌اند كه «اساسا معظل ما در سينما باعثش هم مسلك هاي خودمان بودند اما متفاوت با گرايش هاي مذهبي ما. آن زمان در موسسه اي به نام انديشه و هنر اسلامي كه بعدها نامش شد حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي يكسري آدم دور هم جمع شده بودند و فيلم مي ساختند بعد بلافاصله خودشان با خودشان مصاحبه مي كردند مثلا محمد كاسبي با زم مصاحبه مي كرد يا مخملباف با مجيدي گفت و گو مي كرد و در روزنامه جمهوري اسلامي كه ستوني هم متعلق به اين آقايان بود نظراتشان را هم چاپ مي كردند كه مثلا چرا كيميايي بايد در اين مملكت فيلم بسازد يا مهرجويي چرا بايد در سينما اين مملكت فعاليت كند و الي مشاءا.. .

سعيد عقيقي گفت: «به نظر من مديريت ها اكثرا لابي و سليقه اي شده‌اند، نمونه بارزش مثلا فلان كس مي رود حوزه هنري مي شود مدير فلان قسمت چرا براي اينكه بتواند نظر و سليقه شخصي خودش را در هنر و فرهنگ اين كشور تحميل و اعمال كند  منشأ همه اين معظل ها  از سوء مديريت بنيادي و ساختاري است كه در حوزه فرهنگ و هنر كشور مان با آن مواجه هستيم.

وي در پايان سخنانش افزود: از سال 57 تا 62 اساسا دعوا بر سر اين بود كه آْيا مي خواهيم سينما داشته باشيم يا نمي خواهيم ولي از سال 63 به بعد دعوا بر سر اين بود كه حالا سينما بايد دست چه كسي باشد.


ادامه مطلب
[ ۹ تير ۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۲۲:۴۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا: دومين نشست بررسي سينماي دهه 60 ديروز به همت انجمن منتقدان سينما و با حضور «سيروس الوند»، «منوچهر شاهسواري»، «سعيد عقيقي» و «مجتبي راعي» در خانه سينما برگزار شد.

پيش از اين، 30 ارديبهشت ماه  نخستين نشست تخصصي «بررسي سينماي دهه شصت ايران» به بهانه انتشار دو كتاب "گفت و گوهاي سينمايي سيدمحمد بهشتي" و "سينماي دهه شصت در گفت و گو با مديران سينمايي" نوشته محمدعلي حيدري با حضور دكتر ايوبي رييس سازمان سينمايي و سينماگران و منتقدان در محل خانه سينما برگزار شده بود و ديروز(6تيرماه) دومين نشست خود را به همت انجمن منتقدان خانه سينما  در سالن سيف‌ا... داد خانه سينما برگزار كرد.  

برپايه اين گزارش، دومين جلسه اين نشست كه اختصاص به موضوع «ارزيابي مديريت سينماي ايران در دهه شصت» داشت از سلسله نشست هاي آسيب شناسي سينماي ايران بود و همه بحث هايي كه در هر دو جلسه مطرح شد نقد و نگاهي از منظر سينما بود و بس. عاري از هرگونه وام‌خواهي، به سخره گرفتن، حساب پس گرفتن و تهمت و سخن ناروا گفتن به مديران سينمايي دهه شصت.

از سال 56 سينما ساختار دولتي پيدا كرد

شاهين امين، مجري برنامه در ابتدا بعد از خير مقدم به مدعوين اين نشست گفت: برخي‌ها به سينماي دهه 60 نگاه سياسي و منتقدانه داشتند. برخي از سينماگران سينماي دهه 60 بخشي از سينماگران قبل از انقلاب بودند كه نتوانستند به درستي فعاليت كنند و برخي ديگر نيز از سينماگران به نوعي به سوي سينمايي رفتند كه هيچ سنخيتي با نگاه آنان نداشت.

وي افزود: اتفاقاتي كه پس از دهه 60 افتاد اين بود كه نگاه منتقدانه به سينما كمتر شد و همه به نوعي غمخوارانه به آن مي‌پرداختند. از سال 56 كه سينما ورشكست شده بود يكدفعه سينما ساختار دولتي پيدا كرد. البته كاري به كيفيت فيلم ها ندارم و بسياري از ممنوع كاري ها بود اما سينماي قبل از سال 56 ساختار دولتي نداشت. از دوستاني كه امروز  قرار است به آسيب شناسي سينما بپردازند خواهش مي كنم به اين نكاتي كه عرض كردم توجه ويژه داشته باشند.

سينماي دهه شصت ما يك سينماي سليقه اي و فردگرايي بود

سپس سيروس الوند(كارگردان سينما) نخستين سخنران اين جلسه گفت: طبيعي است وقتي كه يك پديده را نقد مي كني بايد از زواياي مختلفي به آن نگاه كرد و نكته مهمتر اين كه رسوب اين انتفاقات را در دهه 70 يا 80 ببينيم. بعضي از سينماگران ريشه دهه 60 هستند و برخي ديگر ميوه آن و اين نكته خيلي مهمي است.

وي افزود: دو اتفاق درسينماي دهه 60 افتاد كه به مظر من تراژيك بود. اول اين كه سانسور رفته رفته قباحتش برداشته شد حتي به جايي رسيد كه عمل سانسور و مميزي فيلم تبديل به يك ارزش شد يعني كسي كه سانسور مي‌كرد پوزش هم مي‌داد كه مثلا فلان فيلم را من سانسور كردم اما با اين حال اين آدمها مورد علاقه و اعتماد بچه‌هاي سينماگر بودند. اين سانسور يه جورايي لاي دسته و پاي آنها گم و گور مي‌شد و رفته رفته عمل سانسور در سينماي ما به يك امر عادي مبدل شد و سينماگران ما هم خيلي عادي از كنارش رد مي‌شدند و بنا به آن اعتقادي كه داشتند، برايشان اين امر مهم نبود.

الوند گفت: مميزي نبايد نهادينه شود. هميشه ناصر تقوايي حسرت اين را داشت كه در ايران نتوانست به نقش يك روحاني در سينما بپردازد چون روحاني بعد از انقلاب خيلي نقش مهمي در پيروزي انقلاب ما داشت و در اقشار گوناگون خيلي تأثيرگذار بود و پرداختن به اين موضوع جايش در سينماي ما خالي بود و در آن زمان نمي‌گذاشتند ما در فيلم‌هايمان به نقشي كه يك روحاني مي توانست در شكل گيري داستان فيلم ايفا بكند به آن بپردازيم. در صورتي كه شما الان نگاه كنيد هر بازيگري حداقل يكبار نقش يك روحاني را بازي كرده و كسي هم صدايش در نمي‌آيد. پس نتيجه مي‌گيريم كه سينماي دهه شصت ما يك سينماي سليقه اي و فردگرايي بود.

اين كارگردان ادامه داد: ما مي‌فهميم كه در آن برهه زماني مسوولان در برابر فشار عوامل بيروني قرار گرفته بودند و مجبور بودند سانسور را در دستور كارشان قرار دهند. تا اين حد بچه‌هاي فيلمساز براي يك سينماي نوپا ايستادند و صداشون هم درنيامد. ما الان صدايمان در مي‌آيد كه آقا چرا جلوي حوزه هنري نمي ايستيد براي اين كه فيلم هاي ما را نشان نمي‌دهد و چرا جلوي فلان سازمان را نمي گيريد كه فيلم ها را پايين مي‌كشد ولي در آن زمان كسي صدايش در نمي آمد كه چرا عكس فلان فيلم را سانسور كردي و يا فلان پلان يا سكانس را از فيلمم برداشتيد.

الوند ادامه داد: عمل سانسور تا به الان ادامه پيدا كرد چرا كه عمل سانسور توسط آدم حسابي ها اتفاق مي افتاد. اگر معتقديم كه سينماي اين مملكت را دوست داريم، به وطن‌مان عشق مي‌ورزيم بنابراين  اين را در نظر بگيريم كه وظيفه سينما تصحيح زندگي است و اين سانسور هم ادامه پيدا مي كند و تا آخر سينما هم باقي خواهد ماند.

وي با يادآوري شرايط سينماي ايران در سال‌هاي پيش از انقلاب متذكر شد: سينماي ما قبل از انقلاب دچار ورشكستگي شده بود زيرا به بيماري‌هاي دروني مبتلا شده بود و حالا هم در آستانه بيماري است.

كارگردان فيلم برگ برنده با اشاره به شرايط دشوار فيلم سازان در دهه شصت ادامه داد: فراموش نكنيم مديران در آن دوران چه وضعيتي داشتند اما آن‌ها با حفظ سينماگران قبل از انقلاب از فيلم سازان جديد حمايت كردند. كيميايي، مهرجويي، حاتمي،‌ حاتمي‌كيا، بيضايي و تقوايي را كنار نگذاشتند تا به عياري و سجادي و ... برسند.

كارگردان فيلم مزاحم افزود: آن دوره حال بيشتر سينماگران خوب بود و مدام در حال جنب و جوش و تكاپو بودند. در شكست و موفقيت‌هايشان براي كار بعدي انگيزه داشتند، اتفاقي كه در سال‌هاي بعد كم رنگ و  كمرنگتر شد و در آخر از بين رفت.

سيروس الوند با ذكر خاطره اي از ديدار فيلمسازان و هنرمندان سينماي ايران با رهبر معظم انقلاب گفت: زماني كه خدمت مقام معظم رهبري رسيده بوديم ايشان حرف فوق‌العاده زيبايي زدند و فرمودند: اصلا معني ندارد سانسور و مميزي يك فيلم سينمايي قبل از خلق آن اثر انجام بشود و رو كردند و به وزير ارشاد وقت فرمودند: شما كه نمي دانيد داستان اين فيلم در انتها چه مي شود و چه جور فيلمي از آب در مي آيد از كجا مي توانيد بفهميد كه مي‌گوييد اين پلان باشد و اين سكانس نباشد. اين نكته خيلي ظريف و زيبايي بود. قبل از خلق يك اثر سينمايي ما مميزي مي شديم و هنوز هم مي شويم.

وي در ادامه يادآور شد: وقتي كه فيلم هاي دهه شصت را نگاه مي كنيد مي‌بينيد كه فيلم‌ها شبيه بهم هستند و اين مشخص است كه فيلم ها توسط يك عده اي دارند شبيه بهم ساخته و هدايت مي‌شوند.

كارگردان فيلم سينمايي هتل كارتن افزود: يكي از نقاط ضعف سينماي دهه ۶۰ اين بود كه درجه بندي سينما بر اساس آدم ها صورت مي گرفت اما نكته مهم در اين دهه اين بود كه با حفظ سينماگران قبل از انقلاب، سينماگران جديد را هم حمايت كردند و اين مساله بسيار مهم است. سينماي ايران قبل از انقلاب ورشكسته شده بود. بعد از انقلاب جوانان با ذوقي با حمايت فارابي پا به عرصه فيلمسازي نهادند مثل «كيانوش عياري»، «ابوالقاسم طالبي»، «يدا... صمدي»، «مجيد قاري زاده» و...

اين كارگردان سينما متذكر شد: اين را نبايد فراموش كنيم كه با كار نكردن، كسي از دور گردونه حذف مي شود برعكس با كاركردن اما ديده نشدن است كه آدم حذف مي شود. در آن برهه زماني فيلم ها 4 گونه ارزيابي كيفي مي‌شدند. با درجه بندي هاي«الف، ب، ج، د».  به ياد نداريم يك فيلم دفاع مقدسي و يا يك فيلم كودك درجه كيفي «ج» يا «د» گرفته باشد. بسيار فيلم‌هاي كم ارزش راجع به فيلم‌هاي دفاع مقدس ساخته شد اما همگي آنها درجه كيفي و محتواي «الف» و «ب» گرفتند اما سالها بعد از آن برهه زماني در  ژانر سينماي دفاع مقدس چه فيلمهاي ارزشمند و با بار محتوايي بالايي ساخته شد كه به فيلمسازانش بايد دست مريزاد گفت ولي نبايد انصاف را هم ناديده گرفت چرا كه همه مسولين ما در همان دهه شصت هم حسن نيت داشتند كه اگر آنها نبودند شايد سينماي ما يا شكل ديگري به خود مي گرفت و يا شايد سرنوشت سينماي ايران طور ديگري رقم مي‌خورد.

سينما، خود قدرت است

سپس منوچهر شاهسواري تهيه كننده سينما با اشاره به دوره هاي تاريخي بدون درنظر گرفتن همه جوانبي كه آن تاريخ مد نظر ماست و حتما به بي راهه مي رود و فقط مصداق‌هاي معيني از يك واقعه ديده مي شود و ماهيت ماجرا ديده نمي شود، گفت: دهه شصت دهه مهمي در سينماي ايران نيست بلكه دهه مهمي در تاريخ معاصر ايران است. اگر متوجه اهميت ذاتي نباشيم از هر سمتش نگاه كنيم به يك گرفت و گيرهايي جدي بر مي‌خوريم يعني آن موقع مجبوريم كه شروع كنيم به قضاوت كردن بين آدمها.

تهيه كننده فيلم سينمايي مزار شريفگفت: كشف خود و تحقق نفس جز با صداقت و صميميت با چيز ديگري حاصل نمي شود. براي اين كه اين صداقت و صميميت اعتراف به اشتباه آن را قابل فهم مي كند و از آن اشتباه بشر درس بگيرد.

وي، سينما را همانند يك آزمايشگاه تعبير كرد و گفت: نكته دوم اين است كه سينما همانند آزمايشگاهي است كه در خيلي از موارد، بشر تمايل دارد آن را ببيند، تجربه كند و آن را حس كند. وقتي بشر الكتريسته را كشف كرد و از آن بهره برداري كرد اما هنر در جهان مدرن يعني سينما كه به شما مي گويد چه جهاني را دوست داري و چه جهاني را مي تواني دوست نداشته باشيد و سينما عملا تبديل شده به يك آزمايشگاه دانش، علم، شجاعت، ترس و حتي ايمان كه در منظر كلي سينما همه اينها را يكجا دربر مي گيرد و آن را براي مخاطب خود بررسي مي كند.

تهيه كننده فيلم براده هاي خورشيد ادامه داد: من در دهه شصت در مقام تهيه كننده نبودم بلكه در مقام دستيار تهيه كار و فعاليت مي كردم و اساسا در دهه شصت فارغ از مقام تهيه كننده و ازجمله مديران سينما بودم و رسما از سال 72 بود كه به صورت جدي شروع به فعاليت كردم. سينما خود قدرت است و از نظر من مديران دهه شصت از قدرت سينما مطلع بودند چه به شكل عملي و چه به شكل نظري يا عملا مي دانستند سينما پديده قدرتمندي است و يا اين كه به لحاظ نظري اين را فهميده بودند. در متوني كه از آن زمان وجود دارد بارقه‌هايي از هردوي آنها را ديده ام اما هيچ كدام از آن ها به نظرم كامل نيست.

شاهسواري گفت: مديران دهه شصت مي دانستند كه مقدرات تاريخي ما و  رساندن حرف‌ها و پيام هاي انقلاب بدون سينما ميسر نمي شود و دچار كجراهي و كج فهمي خواهند شد. داشتن سينما در جهان فعلي حضور در متن جهان است و بدون سينما بودن رفتن به حاشيه جهان است و اين يك انتخاب سخت و دشوار براي مديران دهه شصت بود اما آنها به شكل غريضي احساس مي كردند كه اين انقلاب احتياج به صدا دارد.

دعوا بر سر اين بود كه مي خواهيم سينما داشته باشيم يا نمي خواهيم

در ادامه سعيد عقيقي(پژوهشگر و منتقد سينمايي) ديگر سخنران اين نشست گفت: ما از بدو سينما درگير معظل بسيار بزرگي هستيم  و به تعبيري مي توان گفت عنصر اصلي و پايه آن است كه اصولا هنر چرا بايد وجود داشته باشد و بعد از آن مي پردازيم به اين كه حالا هنر بايد وجود داشته باشد يا نداشته باشد، صنعت باشد بهتر است يا بعد تجاري داشتن و الي آخر.

وي افزود: طبيعتا در جامعه ما يك بخش هايي با سياست ارتباط پيدا مي‌كند مثل بخش‌هاي  فرهنگي، هنري و تجاري و اين كه چرا بخش خصوصي در كنار بخش دولتي رقابت نمي كند بحث مفصلي را مطلبد. قبل از دهه شصت بحث بر سر اين بود كه سينما بايد وجود داشته باشد يا نبايد وجود داشته باشد. هر دوي اين بحث ها هم منابع فقهي دارند و هم منابع جامعه شناختي و گروهي هم پشت سر هر دو نظزيه هستند. يك گروه با فتواي روحانيون، سينما را حرام مي دانستند و گروهي ديگر به لحاظ مدرنيته بودن وجود سينما را الزامي مي‌خواندند و آن نكته كليدي مطرح در آن بحث جمله «سينما نبايد باشد» بود كه هنوز در جامعه ما اين نكته حل نشده و تا به امروز هم ادامه دارد. وقتي ما مي توانيم بگوييم اين فيلم خوب است  و يا آن فيلم بد است كه اساسا اين معظل در كشور ما حل شده باشد.

اين مدرس و منتقد سينما متذكر شد: مديران سينمايي ما به دو گروه تقسيم مي شوند يكسري كساني هستند كه نه سينما رفتند و نه موسيقي گوش دادند و نه تئاتر ديده اند و گروه دوم هم كه معلومه همه اين كارها را انجام داده اند.

عقيقي افزود:يك لايه مياني هم در اين دو گروه وجود دارد، آن هم كساني هستند كه به صورت تئوريك فعاليت دارند.اين آدمهاي دانشگاه رفته نظرشان اين است كه اساسا سينما يك سرگرمي است و چون مردم سرگرمي دوست دارند خب پس سينما باشد و اين گرايش همچنان وجود دارد. آن صفت ديني، معناگرا، اسلامي، عرفاني و يا هر صفتي كه سينما را جهت مي دهد و در آن جهت سينما را تعريف و محدود مي كند باهم بودن و دركنار هم معنا پيدا مي كنند يعني آن صفت باعث مي‌شود كه سيم ما را به عنوان ويزاي ارتباط ما با فرهنگ عمومي جامعه به عنوان يك ارزش پيدا كند نه صرف خود سينما.

اين فيلمنامه نويس متذكر شد: آقاي انوار دركتابي كه به چاپ رسانده‌اند در بخشي از آن متذكرشده‌اند كه «اساسا معظل ما در سينما باعثش هم مسلك هاي خودمان بودند اما متفاوت با گرايش هاي مذهبي ما. آن زمان در موسسه اي به نام انديشه و هنر اسلامي كه بعدها نامش شد حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي يكسري آدم دور هم جمع شده بودند و فيلم مي ساختند بعد بلافاصله خودشان با خودشان مصاحبه مي كردند مثلا محمد كاسبي با زم مصاحبه مي كرد يا مخملباف با مجيدي گفت و گو مي كرد و در روزنامه جمهوري اسلامي كه ستوني هم متعلق به اين آقايان بود نظراتشان را هم چاپ مي كردند كه مثلا چرا كيميايي بايد در اين مملكت فيلم بسازد يا مهرجويي چرا بايد در سينما اين مملكت فعاليت كند و الي مشاءا.. .

سعيد عقيقي گفت: «به نظر من مديريت ها اكثرا لابي و سليقه اي شده‌اند، نمونه بارزش مثلا فلان كس مي رود حوزه هنري مي شود مدير فلان قسمت چرا براي اينكه بتواند نظر و سليقه شخصي خودش را در هنر و فرهنگ اين كشور تحميل و اعمال كند  منشأ همه اين معظل ها  از سوء مديريت بنيادي و ساختاري است كه در حوزه فرهنگ و هنر كشور مان با آن مواجه هستيم.

وي در پايان سخنانش افزود: از سال 57 تا 62 اساسا دعوا بر سر اين بود كه آْيا مي خواهيم سينما داشته باشيم يا نمي خواهيم ولي از سال 63 به بعد دعوا بر سر اين بود كه حالا سينما بايد دست چه كسي باشد.


ادامه مطلب
[ ۹ تير ۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۲۱:۳۷ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مطالب اين سايت حاوي گزارشات، تحليل‌ها، نقدها و اخبار فرهنگي، هنري، اجتماعي و ورزشي مي‌باشد. از نظرات و پيشنهادات مفيد و سازنده و مثمرثمر در اين سايت استقبال خواهد شد.
لینک های مفید


امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا