وب نيوز آرت
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

پرهام نورافزا:

سه بازيگر سرشناس باليوود جنبش بايكوت، مجازات و تحريم (BDS) را به راه انداختند و از ديدار با بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي خودداري كردند.

 نتانياهو كه اخيرا سفري به هند كرده در جشني كه براي وي و همسرش در هند گرفته شده بود، شركت كرد. در اين برنامه شماري از بازيگران باليوودي حاضر شدند اما «شاهرخ خان»، «سلمان خان» و «عامر خان» سه خان مسلمان و مشهور باليوود از ديدار با وي خودداري كردند. اين حركت براي اعتراض به فشار مردم فلسطين توسط رژيم صهيونيستي اسرائيل صورت گرفته است.

اين سفر به دنبال آن صورت گرفته كه رژيم صهيونيستي سعي دارد تصوير تخريب شده خود را در سطح جهان بهبود بخشد اما پاسخ سه خان بزرگ باليوود جواب قاطعي به وي داده است. آنها رژيم صهيونيستي را در استفاده از باليوود براي نمايش چهره انساني از خود و پروپاگانداي فرهنگي به شكست كشاندند.

در حمايت از سه خان باليوود گفته شده است: در حالي كه هاليوود سال‌ها سعي كرد تا اسرائيل را به‌عنوان كشوري آزاد ترسيم و ارائه كند اما اكنون بازيگران و رهبران بزرگ صنعت سينماي هند در برابر رژيم صهيونيستي ايستادگي كرده و اجازه سوءاستفاده از خود را به نتانياهو نداده‌اند. البته بودند بازيگراني همچون «آميتاب‌باچان» بازيگر پرآوازه سينماي باليوود كه در جشن استقبال از نتانياهو و همسرش شركت كرده و با آنان نيز عكس‌هاي سلفي بسياري به يادگار گرفتند كه اين خود جاي بسي تامل دارد.

اين حركت در سراسر جهان بازتاب وسيعي يافته و روزنامه‌هاي تركيه از آن به‌عنوان همبستگي با مردم فلسطين ياد كرده‌اند. اين بايكوت در شبكه‌هاي اجتماعي نيز با تحسين زيادي روبه رو شده است.

مسلمانان كلكته نيز در اعتراض به سفر نتانياهو به هند تظاهراتي برپا كردند


ادامه مطلب
[ ۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۶:۳۶ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا: مسعود ده‌نمكي گفت: نتيجه عملي، نبود گوش شنوا به داد مردم، پرخاش است. نمونه‌اش پرخاش مردم در ديدار رئيس‌جمهور با داغديدگان معدن زغال‌سنگ زمستان يورت آزادشهر استان گلستان بود.

 برنامه گفت‌وگو محور و چالشي «ثريا» به مناسبت برگزاري هشتمين جشنواره مردمي عمار با موضوع «جشنواره عمار، در خط مقدم عدالتخواهي و پيگيري مطالبات مردم» و «بررسي گلايه‌ها، اعتراضات و اغتشاشات اخير كشور» در 13 دي ماه سال 1396 روي آنتن شبكه يك سيما رفت. اين برنامه با حضور چند تن از مستندسازان شركت‌كننده در جشنواره عمار به معرفي هنرمندان انقلابي عرصه فيلمسازي پرداخت. صحبت‌هاي صريح چهره نام‌‌آشناي جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در باره اعتراضات اخير از ديگر بخش‌هاي چالشي و بحث‌برانگيز اين برنامه بود.

مسعود ده‌نمكي روزنامه‌نگار، نويسنده، تهيه‌كننده، كارگردان و مستندساز سينما، از داوران پيشين جشنواره عمار، ازجمله ميهمانان اين برنامه بود كه با كلام صريح خود درخصوص وقايع اخير به نكات قابل تأملي اشاره كرد. مسعود ده‌نمكي كارگردان مستند «تلكه»، محمد دلاوري راوي مستند «كارخانه جهان»، ميلاد ميرزاباقري كارگردان مستند «زمستان يورت»، سيد محمدعلي صدري‌نيا كارگردان مستند «قائم‌مقام»، مجري برنامه « مستندساز»، مجري جشنواره عمار و كارگردان مجموعه طنز سياسي و انتقادي «دكتر سلام» از ديگر از ميهمانان اين هفته برنامه تلويزيوني «ثريا» و محسن مقصودي مجري كارشناس و داريوش چيوايي مجري دوم اين برنامه بودند.

در ابتداي برنامه پيش از آغاز گفت‌وگو، دقايقي از مستند 49 دقيقه‌اي «تلكه» راجع به رشوه و فساد در بخش‌هايي از سيستم اداري شهرداري‌ها، دولت و قوه‌قضائيه در حوزه مجوزهاي مربوط به ساختمان‌سازي پخش شد. اين اثر به همت موسسه نجواي زلال هنر توليد شده است. گفت‌وگوهاي بي‌پرده و صريح از روند فساد سيستمي در ادارات و بعضا فيلم‌هاي مخفي گرفته شده با دوربين موبايل از ويژگي‌هايي است كه بر جذابيت اين مستند افزوده است.

مقصودي در آغاز گفت‌وگو خاطرنشان كرد: بارها در برنامه ثريا و مستندهايمان به مطالبات به‌حق مردم پرداختيم، اما متاسفانه صداي مردم به گوش مسئولان نرسيد. با وجودي كه وقايع اخير نشان دادند مردم پيگير مطالبات به‌حقشان هستند، ولي در كمال تأسف جريان اشرافي‌گري و استكبار از اين اعتراضات سوءاستفاده كرد و منجر به فتنه‌اي به نام مستضعفين و به كام مستكبرين و جريان اشرافييت شد و البته اين غائله و آشوبهاي خياباني در كمتر از يك هفته با حضور به موقع همين مردم گله‌مند ختم به خير شد و دشمنان در سوئ استفاده ناكام ماندند.

 

مقصودي: آرام شدن اوضاع مسئولان را از توجه و پيگيري مجدانه به ريشه‌هاي اصلي گلايه‌هاي مردم خصوصا اقتصادي غافل نسازد

وي تاكيد كرد: آرام شدن اوضاع مسئولان را از توجه و پيگيري مجدانه به ريشه‌هاي اصلي گلايه‌هاي مردم خصوصا مسائل اقتصادي غافل نسازد. همچنين بايد با عده معدودي كه تحت تاثير تحريكات و نفوذ دشمن اغتشاش و اموال عمومي را تخريب كردند برخورد جدي شود.

مجري ثريا در ادامه يادآور شد: هنرمندان انقلاب اسلامي در پيگيري مطالبات مردم در خط مقدم بودند. 

ده‌نمكي با اشاره به صحبت‌هاي يكي از مسئولان مبني‌بر پايان يافتن وقايع اخير گفت: به نظر من مسئولان‌مان نبايد اين‌گونه غافلگير مي‌شدند، چون قابل پيش‌بيني بود.

 

ده‌نمكي: 3 گروه در اتفاقات اخير سهيم بودند

وي سه گروه را در شكل‌گيري اتفاقات اخير سهيم دانست و در مورد گروه اول توضيح داد: اولين گروه دشمن است كه برنامه‌ريزي، ساختارسازي و شبكه‌سازي كرده و نيرو آورده و مستقر كرده است. از يك طرف انباشتي از مطالبات ايجاد شد و دشمن هم منتظر جرقه بود كه سوار بر موج شود و كارش را پيش ببرد كه موفق هم شد و توانست مسير اعتراضات را از جهت اصلي‌اش منحرف سازد.

اين كارگردان سينما افزود: در اين قضيه كه دشمن دارد حرف اول را مي‌زند پرداختن به جنبه‌هاي ديگر آن به‌نوعي دشمن شاد كردن است. نقد درون گفتماني بايد به‌طور كارشناسي در جاهاي ديگر انجام شود كه چه بسا امكان رسانه‌اي شدن آن وجود نداشته باشد، اما مسئولان ما در پر و بال دادن به دشمن، امتياز دادن به او و زمين دشمن را فراهم كردن كم تقصير نداشته‌اند.

مقصودي درخصوص گفته ده‌نمكي گفت: مسئولاني كه كم‌كاري و رانت‌خواري كرده‌اند دشمن را ياري رسانده‌اند.

ده‌نمكي در تاييد و تكمله اشاره مقصودي درباره گروه دوم سهيم در وقايع اخير گفت: بخش دوم متهمان فتنه جديد و اغتشاشات اخير مسئولان هستند كه بايد در مورد زمينه‌هاي شكل‌گيري و علت‌هاي غافلگيري و گوش ندادن به صداها پاسخگو باشند.

وي گروه سوم را كه بايد خودش را نقد كند مردم و عدالت‌خواهان دانست و افزود: مردم اعتراضات به‌حقي داشتند كه در چند دهه گذشته به انحاي مختلف آن را نشان داده‌اند، از اختلاس 123 ميلياردي دوران فاضل خداداد و رفيق‌دوست گرفته تا اختلاس‌هاي 12 هزار ميلياردي اخير بانك‌ها، موسسات و صندوق بازنشستگي.

 

ده‌نمكي: نتيجه عملي نبود گوش شنوا به داد مردم پرخاش است

وي در ادامه گفت: نتيجه عملي، نبود گوش شنوا به داد مردم، پرخاش است. نمونه‌اش پرخاش مردم در ديدار رئيس‌جمهور با داغديدگان معدن زغال‌سنگ زمستان يورت آزادشهر استان گلستان بود.

اين مستندساز با بيان اينكه هر كس اين‌گونه مباحث را جناحي كند به عدالت‌خواهي خيانت كرده است، تصريح كرد: چه مي‌خواهد طرف چپ باشد و چه راست، كسي كه دولت فعلي را مي‌زند ـ كه زمينه‌هايش هم فراهم هست ـ به عدالت‌خواهي ضربه مي‌زند و در پي مقاصد خودش است. همچنين كساني كه فرافكني مي‌كنند و مي‌گويند اين مسائل انباشت دهه‌هاي قبل است، بايد از آنها پرسيد دهه‌هاي قبل چه كساني سر كار بودند؟ مگر غير از خودتان بوديد حالا با هر عنواني، چون همگي در هم تنيده شده‌ايد.

اين روزنامه‌نگار اظهار كرد: همه كساني كه در جمهوري اسلامي بدهكار بودند و مسئوليت داشتند، الان در موضع طلبكاري قرار گرفته‌اند و مي‌پرسند چرا. حرف‌هايي كه در مناظره‌هاي انتخاباتي زده شد، زيرپا كشيدن‌ها و مچ‌گيري‌ها از يكديگر چه چپ و چه راست، مردم را به جاي ديگري رسانده است. دشمن هم موج‌سواري‌اش را كرد.

 

چند ماه مردم مقابل مجلس تظاهرات آرام داشتند، هيچ كدام از مسئولان توجهي به آنها نكرد!

وي توضيح داد: مردم در چند دهه اخير نظرشان را در انتخابات اعمال كرده‌اند، اما وقتي مي‌بينند هر جناحي كه بالا مي‌آيد هيچ تغييري در وضعيت‌شان ايجاد نمي‌كند به كف خيابان مي‌آيند. سه چهار ماهي جلوي مجلس كفن‌پوش و مودب اعتراضش را اعلام مي‌كند، اما هيچ مسئولي توجهي نمي‌كند.

اين تهيه‌كننده سينما بيان كرد: اگر معترض بلد نباشد فرياد بزند دشمن سوءاستفاده مي‌كند. مردم از انتخاب به اعتراض رسيده‌اند، اما فرهنگ اعتراض و اينكه چگونه اعتراض كنيم تا ديگران سوءاستفاده نكنند مقوله‌اي است كه بايد راجع به آن بحث كرد.

در ادامه مسعود كارگر درخصوص هدف از ساخت مستند «تلكه» گفت: گاهي مستندساز موضوعي را براي مخاطب برجسته مي‌كند كه بيننده از آن غفلت كرده است، اما مخاطب با برخي موضوعات دائما سر و كار دارد. در مورد رشوه متوجه شدم قضيه به‌قدري همه‌گير است و همه مي‌دانند كه به اين فكر افتادم چرا حالا كه همه مي‌دانند رسانه ملي نداند!

وي در ادامه اضافه كرد: به اداراتي همچون ثبت، ماليات و شهرداري سر زدم و ديدم رشوه همه جا شايع است. در اين باره سعي كردم جناحي برخورد نكنم، يعني هم سراغ اداره ثبت رفتم كه زير نظر قوه قضائيه است، هم ماليات كه زير نظر دولت است و هم شهرداري‌. دريافتم چون سيستم مريض است آدم‌ها اين مريضي را همه جا با خودشان مي‌برند.

كارگر: ادارات براي رشوه، سازوكار تعريف كرده‌اند

وي شرح داد: اين مستند راجع به ساختمان‌سازي است. ساختمان‌سازي با ادارات متعددي ارتباط دارد و همه دست‌اندركاران آن اذعان دارند براي اينكه كارشان نخوابد و چند صد ميليون ضرر نكنند مجبورند رشوه بدهند و حتي ادارات براي رشوه سازوكار تعريف كرده‌اند.

ده‌نمكي در تكميل گفته كارگر افزود: متاسفانه بايد براي احقاق حق خودمان هم رشوه بدهيم. مسئولان يك طرف اين ماجرا هستند، مگر مي‌شود مسئولي متوجه نشود زيردستش چه مي‌كند. رشوه يك امر سازمان‌يافته در دستگاه‌هاي مختلف است و اين‌طور نيست يك كارمند آن را بگيرد و در جيبش بگذارد، بلكه آن را بين چند نفر تقسيم مي‌كنند و همديگر را لو نمي‌دهند.

مقصودي اذعان كرد: نمي‌شود گفت بخش اعظم، اما بخش‌هاي زيادي از سيستم اداري ما در لايه‌هاي مختلف دچار فساد اداري است. مسئولان سالم هم داريم.

 

ده‌نمكي: رشوه فقط منحصر به فساد اداري نيست، بلكه در جامعه اثر وضعي مي‌گذارد

ده‌نمكي در واكنش به گفته مقصودي اعلام كرد: درد اينجاست كه مي‌گوييم مسئولان سالم هم داريم، در حالي كه روزي بايد مي‌گفتيم دزد هم ممكن است باشد. افرادي را داريم كه بعد از 30 سال خدمت در دوران بازنشستگي خانه‌اي ندارند و بدترين فشارها را تحمل مي‌كنند. مردم درگير يك اپيدمي شده‌اند.

وي افزود: رشوه فقط منحصر به فساد اداري نيست، بلكه در جامعه اثر وضعي مي‌گذارد. نسلي كه با پول حرام رشد مي‌كند قرآن و مسجد آتش مي‌زند و آدم مي‌كشد. به‌نوعي نسل اشراف‌زاده‌ها، آقازاده‌ها و حرام‌زاده‌ها با هم تلفيق مي‌شوند.

مقصودي درخصوص گفته‌هاي ده‌نمكي يادآور شد: چقدر جاي سريال‌هايي مثل سريال سوريه‌اي «مديركل» خالي است.

ده‌نمكي در تاييد صحبت مقصودي مطرح كرد: ما در جمهوري اسلامي ميتي‌كمان يا دستگاه‌هاي نظارتي مخفي نداريم. اولين مجازات رشوه اخراج كارمند رشوه‌گير باشد. با عزل چنين افرادي راه براي سركار رفتن عده زيادي از بيكاران جوياي كار هم باز مي‌شود.

كارگر درخصوص همه‌گير بودن رشوه در ادارات اذعان كرد: روز اولي كه به اداره ثبت رفتم دوربين به دست داشتم و هيچ نيازي به گشتن نبود. بعد از مدت كوتاهي نام فرد رشوه‌گير و شماره تلفنش را به من دادند.

مقصودي درخصوص «تلكه» به جنبه‌هاي خوش‌ساخت بودن آن از نظر فني اشاره كرد و گفت: در بخش‌هايي از اين مستند كل داستان از ابتدا تا انتها روايت و حتي با رشوه‌گير در ماشين صحبت مي‌شود كه از ويژگي‌هاي برجسته اثر است.

ده‌نمكي خاطرنشان كرد: مستند همچون آينه‌اي است كه با نور انداختن به زواياي تاريك موضوع فقط به نقد آن مي‌پردازد و الزاما چاره‌انديشي نمي‌كند. اينجاست كه مسئولان بايد با ديدن اين‌گونه مستندها به ريشه‌هاي قضيه بپردازند و چاره‌ بينديشند، اما با توجه به اينكه مسئولان به اين مهم نمي‌پردازند در مستندهاي بعدي حتما از زاويه چاره‌انديشي هم بايد وارد شد.

در ادامه برنامه دقايقي از مستند «كارخانه جهان» كاري از موسسه آرمان‌مديا پخش شد. آمارهاي تكان‌دهنده و مقايسه وضعيت اقتصادي ايران و چين از برجستگي‌هاي اين اثر است.

آمارهاي تكان‌دهنده در مستند «كارخانه جهان» راجع به مقايسه وضعيت اقتصادي ايران و چين از بخش‌هاي جالب توجه اين برنامه بود.

در بخش‌هايي از اين مستند آمده است: چين دومين اقتصاد جهان پس از ايالات متحده و داراي 16 هزار تريليون دلار توليد ناخالص داخلي است. بسياري از انديشمندان پيش‌بيني مي‌كنند ابرقدرت آينده جهان مي‌تواند چين باشد. رتبه ايرانِ 80 ميليون نفري در بيكاري با نرخ 11. 3 درصد بيكار 125 و چينِ 1 ميليارد و 375 ميليون نفري با نرخ 3. 4 درصد بيكار 34 است. يكي از ويژگي‌هاي قانون كار چين اين است كه پايه حقوق كارگر در همه نقاط اين كشور يكسان نيست. چيني‌ها با توجه به دوري و نزديكي به شهرهاي بزرگ 33 نوع پايه حقوق تعريف كرده‌اند كه هم به عدالت نزديك‌تر باشد و هم صاحبان صنايع را تشويق كند در سراسر چين پراكنده شوند. در حالي كه در كشوري مانند ايران كارگري كه اطراف شهرهاي بزرگ كار مي‌كند پايه حقوقش برابر كارگري در روستايي دورافتاده است.

دلاوري درخصوص روند ساخت «كارخانه جهان» اظهار كرد: دو سال پيش براي ساخت اين مستند به چين رفتيم كه يك سالي هم از پخش آن مي‌گذرد. اين مستند از شبكه مستند سيما هم پخش شد.

 

دلاوري: حزب به‌شدت در مورد فرد متخلف بي‌رحم است

وي با بيان اينكه چيني‌ها تا سال 1979 (1357) ـ كه سال تحول چين است ـ در فساد كامل اداري، جنگ ترياك و مرگ فراگير و گسترده بر اثر فقر غوطه‌ور بودند، در پاسخ به پرسش ده‌نمكي كه «آيا در چين هم رشوه هست؟» توضيح داد: هر كارمند اين كشور بر سينه‌اش شماره‌اي دارد كه به محض ارتكاب اولين خطا بي‌رحمانه اخراج مي‌شود و هيچ‌گونه قوانين حمايتي و انسان‌دوستانه به كمكش نمي‌آيند و حزب به‌شدت در مورد فرد متخلف بي‌رحم است.

در ادامه برنامه چيوايي مجري ديگر ثريا به پويشي با عنوان «مسئولان به ميان مردم برويد» كه توسط عده‌اي از دانشگاهيان پيگيري مي‌شود، اشاره كرد و يادآور شد: آنها طي نامه‌اي از مسئولان در سطوح مختلف كشور دعوت كرده‌اند بين مردم حضور يابند و از نزديك پاسخگوي مطالبات مردم باشند، كه تاكنون حدود هزار نفر از دانشگاهيان اين نامه را امضا كرده‌اند.

مجري دوم ثريا به حادثه تلخ و تأسف‌بار آتش زدن پرچم جمهوري اسلامي ايران توسط آشوبگران اشاره كرد.

وي گفت: خيلي‌ها با پيامك‌هايشان از صحبت‌هاي ده‌نمكي حمايت كردند و گفتند حرف دل ماست.

مقصودي: قطعا جرياني كه در جايي پرچم جمهوري اسلامي ايران را آتش مي‌زند و در جاي ديگر آن را پايين مي‌كشد از مردم ايران نيست.

مقصودي درخصوص بي‌احترامي به پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران توضيح داد: در جايي آن را آتش زدند و جاي ديگري پرچم مقدس ايران را پايين كشيدند. قطعا جرياني كه چنين كارهايي مي‌كند از مردم ايران نيست. مردم با همه گلايه‌هايشان مي‌دانند براي بالا بردن اين پرچم خون‌هاي زيادي داده شده است و در اين قضايا با كسي تعارف ندارند. نه صدام نه منافقين و نه آمريكا و اسرائيل در طول اين سالها نتوانستند اين پرچم را پايين بكشند، حالا چند نفر خودفروخته مي‌خواهند كار آنها را انجام دهند كه مردم به آنها تو دهني زدند.

وي افزود: اين جريان طراحي شده توسط دشمن كه منتظر فرصت مناسبي بود با نامردي حق اعتراض را از مردم و مستضعفين گرفت. مردم با ورود اين جريان نفوذي با هوشياري و به‌سرعت خود را كنار كشيدند و آنها تنها ماندند. بيشترين ضربه به رمدم را همين جريان معاند و حمايت‌هاي عجيب و غريبي كه از بيرون شد زده است. مسئولان آمريكا كه مردم ايران را تحريم كرده‌اند و در فشار اقتصادي قرار داده‌اند حالا براي مردم ما دلسوزي مي‌كنند!

ده‌نمكي در حمايت از «كارخانه جهان» گفت: كار جديد اين مستند پرداختن به «چه بايد كرد»هاست كه زاويه نگاه تازه‌اي در مستندسازي است. اينكه چه اتفاقي افتاده است كشوري كه ادعاي دين ندارد و حتي خيلي‌هايشان اعتقاد ديني هم ندارند، به چنين جايگاهي در اقتصاد دنيا رسيده است و ما با اين همه ادعا، مهر و تسبيح و حتي فرش مان را از آنجا وارد مي‌كنيم.

 

دلاوري: اقتصاد دانشي معين و برنامه‌اي راهبردي است

وي در ادامه يادآور شد: اينكه گفته مي‌شود مسئولان بين مردم بيايند و برعكس، كاري است كه در بسياري از كشورهاي فقير آمريكاي لاتين هم انجام مي‌شود و هيچ تغييري هم در وضع آن كشورها ايجاد نمي‌شود. اقتصاد دانشي معين و برنامه‌اي راهبردي است. در كشور ما پديده‌اي به اسم موسسه مالي و اعتباري رشد كرده است و به‌جاي اينكه نقش تعاوني را ايفا كند با استحاله شروع به جمع كردن پول كرده است.

راوي «كارخانه جهان» توضيح داد: الان موسسات مالي و اعتباري به‌قدري بزرگ و فراگيرند كه تبديل به سرطان شده‌اند. در اين شرايط اگر هر روز هم مسئولان با مردم و مردم با مسئولان حرف بزنند هيچ تغييري در اين وضعيت ايجاد نمي‌شود. براي تسكين درد مردم خوب است و در كوتاه‌مدت هم جواب مي‌دهد.

وي تصريح كرد: بسياري از مطالبه‌گري‌هاي ما دچار انحراف‌هاي جدي است و علمي نيست. سوال اصلي‌ام اين است كه در اين مملكت مسئول كيست؟ مشكلي كه بارها با آن مواجه شده‌ام اين است كه با هر مسئولي مصاحبه مي‌كنيم خودش بزرگ‌ترين منتقد است، در نقد از بقيه هم جلو مي‌زند و همه چيز را از زير بنا نقد عميق مي‌كند.

دلاوري شرح داد: ميل به نقد در جريان مطالبه‌گر هم زياد است و نقدهاي متعددي به مسئولان داريم، اما خلاصه كلام اين است كه‌اي مسئول! نمي‌خواهيم زندگي‌ات را به اضعف مومنان برگرداني، مي‌خواهيم كه كار كني. نمي‌گوييم مسئولي 2 الي 3 ميليون حقوق بگيرد، اما همان مسئول بايد فكر كند كارگري با يك ميليون و 200 هزار تومان چگونه مي‌تواند زندگي كند.

وي به مقايسه وضعيت بيمه در چين و ايران پرداخت و توضيح داد: چين بيمه همگاني دارد و همه از امكانات بيمارستاني استفاده مي‌كنند، اما در ايران انواع و اقسام بيمه‌ها را داريم كه با عدالت همخواني ندارد.    

 

مقصودي: ضرورت ساده‌زيستي مسئولان شرط لازم هست، اما كافي نيست

مقصودي در واكنش به گفته‌هاي دلاوري گفت: ضرورت ساده‌زيستي مسئولان شرط لازم براي مديريت هست، اما كافي نيست. علم و تدبير هم قطعا لازم است. اما لازم است مسئول جامعه اسلامي درد مردم را بفهمد تا بتواند بهتر مديريت كند. الان مسئولان ما درد مردم را از نزديك لمس نمي‌كنند و با اكتفا به آمارهاي گزينشي مي‌گويند شرايط خوب است و چرا مردم اعتراض مي‌كنند.

دلاوري در تكمله صحبت مقصودي بيان كرد: از اول انقلاب مدام گفته مي‌شد مسئولان در حد ضعف مومنان زندگي كنند، الان مي‌بينيم اكثرشان در منطقه يك تهران ساكن هستند. گويي اين فرآيند مناسب اينها نبود و اين لباس به تن‌شان بزرگ بود.

ده‌نمكي علت اين امر را در عدم تعريف الگوي پيشرفت اسلامي ـ ايراني و ساختارسازي براساس كپي ناقص الگوي توسعه ليبرال دموكراسي پس از جنگ و در دوره سازندگي دانست و گفت: ادامه آن روند منجر به له شدن طبقه‌اي از مردم و شكل‌گيري طبقه جديد 30، 40 درصدي با الگوها و سبك جديدي از زندگي و مطالباتي در تضاد با خواسته‌هاي طبقه فرودست جامعه شده است.

 

ده‌نمكي: آقايان به‌جاي خصوصي‌سازي اختصاصي‌سازي و به‌جاي تقسيم بين مردم، بين خود و بچه‌هاي‌شان تقسيم كرده‌اند

وي در مورد خصوصي‌سازي در اقتصاد خاطرنشان ساخت: آقايان به‌جاي خصوصي‌سازي اختصاصي‌سازي و به‌جاي تقسيم بين مردم بين خود و بچه‌هايشان تقسيم كرده‌اند. حمايت از توليد داخلي با باز گذاشتن دروازه‌هاي كشور براي واردات منافات دارد. وقتي به اسم راه‌اندازي كارگاه‌هاي كوچك 10، 15 ميليون تومان به مردم مي‌دهيد كه بيكاري را كم كنيد و توليد را افزايش بدهيد، طرف به‌جاي هزينه در توليد با اين پول سراغ دلالي مي‌رود.

اين مستندساز تصريح كرد: وقتي فرزندان مسئولان در دفاتر آن‌چناني بالاي شهر حواله‌هاي صادرات را واگذار مي‌كنند، با گمرك و قاچاق مبارزه نمي‌كنند، چون خودشان درگير قضيه هستند.

مقصودي افزود: درد ما اينجاست كه چون به اقتصاد مقاومتي عمل نشد، اين مشكلات به وجود آمدند.

دلاوري در پاسخ به اين سوال كه «خبرنگاران و تيم‌هاي رسانه‌اي ما در كشورهاي ديگر تا چه حد براي درس گرفتن پيگير سوژه‌هايي در زمينه‌هاي اقتصادي و اخباري غير از سياسي و ورزشي بودند؟» تاكيد كرد: قطعا در اين‌باره ظرفيت جدي وجود دارد. كما اينكه زماني در خبر داخلي همه چيز معطوف به رويداد بود. به‌تدريج خبرنگاراني پا به عرصه گذاشتند كه فرآيندمحور شدند و گزارش‌هاي موثري را توليد كردند.

وي شرح داد: دفاتر خارج از كشور نيازمند نوعي مديريت و تفكر هستند كه خبرنگاران را به شناخت عميق نسبت به حوزه خودشان تشويق سازند و خبرنگاران براساس آن شناخت كارهاي تحول‌آفرين ارائه كنند. بدون تعارف عملا اين ايده هنوز وجود ندارد و اميدواريم به وجود بيايد.

 

كارگر: قصد داريم قسمت دوم «تلكه» را با موضوع راهكارهاي مبارزه با رشوه بسازيم

كارگر در پايان صحبت‌هايش در باره ساخت قسمت دوم «تلكه» اظهار كرد: قصد داريم راجع به راهكارهاي مبارزه با رشوه مستند ديگري را بسازيم.

از ديگر بخش‌هاي اين برنامه، پخش دقايقي از مستند 40 دقيقه‌اي «زمستان يورت» راجع به معيشت و بيمه كارگران معدن زغال‌سنگ زمستان يورت بود. شنيدن واقعيت‌هايي از زندگي معدنچيان از زبان خودشان و داغ‌ديدگان حادثه معدن زمستان يورت استان گلستان، روند مشكلات معترضان پس از پيگيري‌ براي مطالبات‌شان و مشاهده سختي‌هاي كار معدن به روايت تصوير از ويژگي‌هاي اين مستند است.

چيوايي درخصوص پيام‌هاي ارسالي به برنامه مطرح ساخت: حجم پيام‌ها بالاست و اغلب حاوي درددل و گلايه‌ است، اما بازگو كردن پيام يكي از مخاطبان برنامه خالي از لطف نيست كه «پدرم مي‌گويد كاش من مي‌سوختم، ولي پرچم نمي‌سوخت.»

وي اضافه كرد: شخصا فكر مي‌كنم خيانتي كه برخي‌ها با اختلاس و رانت‌خواري كردند هم‌سنگ آتش زدن پرچم است و بايستي هر چه زودتر بدان‌ها رسيدگي شود.

مقصودي ضمن بيان اينكه در ايام انتخابات موضوع بيكاري كارگران كارخانه‌ها و كارگاه‌هاي تعطيل شده دستاويزي براي نامزدهاي انتخاباتي بود و با سرد شدن تب داغ انتخابات اين قضيه هم به فراموشي سپرده شد، از سازندگان «زمستان يورت» تقدير و اظهار كرد: كار خوب بچه‌هاي انقلابي و جشنواره عمار در پيگيري ساخت اين مستند اين بود كه نگذاشتند غبار زمان درد اين حادثه را از يادها ببرد.

ميرزاباقري درخصوص ماجراي معدن‌كاران زمستان يورت گفت: از سال 1385 اين كارگران اعتراضاتي براي بيمه‌ها، پرداخت نشدن حقوقشان و نبود ايمني كافي در معدن كردند و سال‌هاي 1385 و 1386 نامه‌هاي مختلفي به رياست‌جمهوري و مجلس زدند. با وجود پيگيري از بالا و به گفته خود كارگران اعمال فشار به مسئولان استاني متاسفانه به‌جاي رسيدگي به اين امر اعتراضات كارگران سركوب شد.

وي در ادامه اضافه كرد: با عوض شدن دولت و مديرعامل معدن، در سال‌هاي 1393 و 1394 اعتراضات كارگران شدت گرفت و حتي همراه با خانواده‌هايشان جلوي فرمانداري اعتراضشان را اعلام كردند، اما باز هم صدايشان به جايي نرسيد و نهايتا حادثه انفجار معدن زمستان يورت رخ داد كه منجر به شهادت 43 تن از عزيزان ما شد.

مقصودي: آيا واقعا مسئولان شرايط سخت شغل كارگري معدن را كه در جايگاه نخست سخت‌ترين مشاغل دنياست درك مي‌كنند؟

مقصودي در تكميل گفته‌هاي ميرزاباقري توضيح داد: تا پيش از وقوع اين حادثه بيمه‌هاي آنها عادي رد مي‌شد. آيا واقعا مسئولان شرايط سخت شغل كارگري معدن را كه در جايگاه نخست سخت‌ترين مشاغل دنياست درك مي‌كنند؟ آيا مسئولان مي‌فهمند چگونه مي‌شود حقوق چنين كارگري با آن شرايط سخت ـ كه چه بسا ما حتي يك ساعت هم نتوانيم تاب بياوريم ـ 800، 900 هزار تومان باشد و همين مبلغ را هم پنج شش ماه به او نپردازند و صدايش شنيده و مطالباتش پيگيري نشود؟

ميرزاباقري تصريح كرد: در ساخت مستند مشكلي داشتيم كه مردم مي‌ترسيدند حرف بزنند، چون مي‌گفتند ما پشتوانه نداريم. اگر موقعي كه كارگران اعتراض مي‌كردند و مشكلات به‌حقشان را مطرح مي‌ساختند رسانه‌ها و تشكل‌هاي دانشجويي از آنها حمايت مي‌كردند و فريادرسشان مي‌شدند مشكلات آن برهه حل مي‌شد. 

 

مقصودي: بخشي از مسئولان از مردم جدا شده‌اند و زندگي مردم را لمس نمي‌كنند

مقصودي تاكيد كرد: متاسفانه بخشي از مسئولان از مردم جدا شده‌اند و زندگي مردم را لمس نمي‌كنند.

ده‌نمكي در تاييد گفته‌هاي مقصودي گفت: در اينجا مي‌توان سهم مسئولان را در وقايع اخير بررسي كرد. خوشبختانه الان هم ديروقت است و مسئولان خواب هستند! گوش ندادن به حرف مردم علت اصلي اين اعتراضات است. مطالبه‌گري و اعتراضات مدني در صورتي كه بازخورد عملي و عدالتخواهي نداشته باشد به پرخاشگري و اقدامات ساختارشكنانه مي‌انجامد. دشمن هم سوار بر اين موج مي‌شود و پرچم، مسجد و قرآن آتش مي‌زند.

وي تاكيد كرد: در چنين اوضاعي باز هم آنچه شنيده نمي‌شود صداي كارگر معترض است. كسي كه پرچم آتش مي‌زند كارگر معترض نيست، بلكه امثال پري بلنده و آژدان قزي كودتاي 28 مرداد سال 1332 هستند كه به نفع اشرافي‌گري تظاهرات مي‌كنند.

ده‌نمكي: مسئولان پول مي‌گيرند كه تدبير كنند

اين روزنامه‌نگار افزود: مسئولان پول مي‌گيرند كه تدبير كنند. مثلا وقتي وزير كشاورزي اين مملكت متوجه مي‌شود آنفلوآنزاي مرغي در مرغداري‌ها شيوع يافته و تبعاتش كم و گران شدن مرغ و تخم‌مرغ است، بايد تدبير كند كه واردات اين اقلام را افزايش دهد و اگر دولت پول ندارد از بخش خصوصي كمك بگيرد، نه اينكه بخش خصوصي سرگرم حواله‌هاي اختصاصي جاهاي مختلف باشد. مسئولي كه نتيجه عملكردش چنين است، يا ناكارآمد است، يا مدير نيست يا خائن است.

وي در ادامه توضيح داد: اين بي‌تدبيري منجر به افزايش قيمت مي‌شود كه نتيجه‌اش پرخاشگري است. مگر يك كارمند چقدر درآمد دارد تا از پس اين هزينه‌هاي بالا بربيايد؟ از آن طرف براي تامين زندگي‌اش به رشوه و دزدي رو مي‌آورد. اينها زنجيروار به هم پيوسته‌اند.

ده‌نمكي درخصوص آغاز اعتراضات از مشهد بيان كرد: چند صد هزار نفر از مردم در پروژه پديده شانديز مشهد سرمايه‌گذاري كردند. پنج سال سيماي جمهوري اسلامي تبليغات گسترده‌اي در اين باره كرد، اما كسي نگفت اينجا امنيت ندارد و كارشناس و نظارتي در آن پروژه وجود ندارد. با جلوگيري از آن، تب قضيه به صندوق ميزان خورد و عده ديگري از مردم آنجا درگير شدند. همه اينها جرقه‌اي مي‌خواست.

 

ده‌نمكي: چرا نبايد آن عده از مسئولان را به خاطر سياست‌هاي احمقانه در اقتصاد كه به بهانه توسعه، اقتصاد بادكنكي را به وجود آورده‌اند به محاكمه بكشيم؟

وي در واكنش به رشد قارچ‌گونه صندوق‌ها و بانك‌هاي خصوصي بدون پشتوانه اعلام كرد: واقعا بايد ديد اين چه مكانيسمي است كه چنين ثمره‌اي مي‌دهد. چه كسي به اينها مجوز داده است؟ همان‌طور كه قرار است خرده دزدها و عربده‌كش‌ها را در خيابان‌ها بچرخانيم، چرا نبايد آن عده از مسئولان را به خاطر چنين سياست‌هاي احمقانه در اقتصاد كه به بهانه توسعه، اقتصاد بادكنكي را به وجود آورده‌اند به محاكمه بكشيم؟   

 

ده‌نمكي: مردم اقتداري مي‌خواهند كه دست دزدها را قطع كند

اين نويسنده تصريح كرد: مردم اقتداري مي‌خواهند كه دست دزدها را قطع كند. تا كي قرار است فقط دست آفتابه‌دزدها قطع شوند؟

وي نخبگان جامعه را هم در كنار مسئولان مقصر دانست و توضيح داد: با گران شدن عوارض خروجي خون همه هنرمندان و نخبگان به جوش آمد، اما كسي عليه ماست‌مالي شدن بيمه همگاني اعتراضي نكرد، چون درد طبقه مرفه جديد اينها نيست.

 

ده‌نمكي: اين نارضايتي‌تراشي تعمدا صورت مي‌پذيرد

ده‌نمكي تصريح كرد: معتقدم اين نوع گراني‌سازي‌ها، نرسيدن به درد مردم و برخورد نكردن با مفاسد هيچ فرقي با كاري كه دشمن دارد آن طرف مي‌كند ندارد. اين نارضايتي‌تراشي تعمدا صورت مي‌پذيرد.

وي در ادامه گفت: براي جمهوري اسلامي كه موشك به هوا مي‌فرستد زشت است كه اينترنت ملي نداشته باشد و وزير مملكت ما به مدير تلگرام نامه بزند كه فلان كانال را چند وقتي ببنديد تا ما اين طرف آرامش داشته باشيم!

 

ده‌نمكي: با همان هزينه‌اي كه براي اين جريان كردي به نسل جوان اعتماد مي‌كردي و اينترنت ملي را راه مي‌انداختي

اين تهيه‌كننده سينما خاطرنشان ساخت: همه دنيا اذعان مي‌كنند راه‌اندازي امثال فلان شبكه براي به ثمر رساندن انقلاب رنگي و مطالبات خودشان است، اما از اين طرف برخي مسئولان مي‌گويند ما دنبال بستن فضا نيستيم. پس معلوم است منافع توي مسئول با آن طرف هم‌جهت است و اين وسط مردم قرباني مي‌شوند. با همان هزينه‌اي كه براي اين جريان كردي به نسل جوان اعتماد مي‌كردي و اينترنت ملي و شبكه‌هاي اجتماعي قوي داخلي قوي را راه مي‌انداختي تا الان مردم مشكلي نداشته بانشد.

وي تاكيد كرد: كسي خواهان بستن فضاي مجازي نيست، چون اين فضا راهي براي تبادل اطلاعات است، اما شماي مسئول به دنبال فضايي مجازي هستي كه سر در آخور آن طرف داشته باشد و اختيارش دست داخل نباشد. كسي كه به فضاي اطلاعاتي آن طرف امكان و فضا مي‌دهد كه در وقايع كشور مديريت بحران كند، اگر خائن نباشد كارنابلد است، حالا در هر كسوت، لباس و جناحي كه مي‌خواهد باشد.  

اين روزنامه‌نگار نسبت به كشته‌شدگان اتفاقات اخير اظهار كرد: شماي مسئول در ريخته شدن خون اين كشته‌شدگان سهيم هستيد. اشراف و ثروتمندان در خيانت و دزدي فقرا سهيمند. مسئولي كه نمي‌تواند ماليات را از طبقه اشراف بگيرد، وقتي كارمندي براي گذران زندگي‌اش رشوه مي‌گيرد در گناه آن فرد سهيم است.

وي در واكنش به كساني كه مي‌گويند ما ايراني و آريايي هستيم و عرب نيستيم، گفت: چگونه اين ننگ را مي‌پذيريد كه اخبار مملكت تو تيتر اول شرق‌الاوسط مي‌شود، او شادي مي‌كند و با بني‌اميه در يك راستا قرار گرفته‌ايد. اشراف همان اسلام آمريكايي هستند كه روي ديگر سكه‌اش عربستان و امثال اوست.

 

ده‌نمكي: كساني كه با آدرس غلط دادن به جواني كه كف خيابان آمده است و پرخاشگري مي‌كند، دارند ميوه اين جريان را مي‌چينند

ده‌نمكي تصريح كرد: كساني كه با آدرس غلط دادن به جواني كه كف خيابان آمده است و پرخاشگري مي‌كند، دارند ميوه اين جريان را مي‌چينند. چطور مي‌شود استاد دانشگاهي پشت تريبون رسانه ملي و دانشگاه حرف‌هايي را نهادينه ‌كند كه هر كس ديگري مثلا يك دانشجو يا كارگر معدن اين حرف‌ها را زده بود تا حالا با او چه‌ها كه نكرده بودند.

وي تاكيد كرد: ما بلد نيستيم از خود و داشته‌هايمان دفاع كنيم. ما از جايگاهي كه شاه مملكت براي عوض كردن نخست‌وزيرش بايد به آمريكا مي‌رفت و از آمريكا اجازه مي‌گرفت به اقتدار امروز ايران رسيده‌ايم و حالا يك استاد علوم سياسي دانشگاه يا از سر نابلدي يا خيانت تاريخ را تحريف كند. با حرف‌هاي چنين استادهايي دانشجو پرچم اسرائيل را از جلوي دانشگاه پاك مي‌كند به خاطر اينكه بي‌احترامي به پرچم است. در حالي كه همين صهيونيست‌ها بزرگ‌ترين قوم‌كشي را در ايراني‌ها انجام دادند.

 

مقصودي: متاسفانه همان جرياني كه ليبراليسم و فاصله طبقاتي را تئوريزه كرده است در اغتشاش‌ها به نفع اعتراضات مردم توئيت مي‌زند

مقصودي در تكمله صحبت‌هاي ده‌نمكي گفت: متاسفانه همان جرياني كه ليبراليسم و فاصله طبقاتي را تئوريزه كرده است در اغتشاش‌ها به نفع اعتراضات مردم توئيت مي‌زند.

ده‌نمكي يادآور شد: بايد اين تضادها و تناقض‌ها را حل كرد. نمي‌شود از يك طرف به اسم اسپانسر دست هنرمند در جيب قطر، فلان آقازاده و فلان اشراف باشد و با آن سريال و فيلم بسازد و از آن طرف توئيت بزند كه مردم مطالبات برحقي دارند و گرسنه‌اند.

هنرمنداني كه اسپانسر فيلمهايشان رانتخواران و مفسدان اقتصادي هستند، با چه رويي از حق مردم و محرومان صحبت مي‌كنند؟

وي ادامه داد: 9 هزار ميليارد پول صندوق بازنشستگي متعلق به همين مردمي كه در خيابان‌ها فرياد مي‌زنند توسط كساني خورده شد كه دارد در شبكه‌هاي سينمايي و... خرج مي‌شود و اسپانسر برخي فيلمهاست و حالا همين هنرمندان از حقوق مردم گرسنه صحبت مي‌كنند؟!

مقصودي در ادامه برنامه و بازگشت به موضوع مستند «زمستان يورت» ضمن تقدير از پيگيري‌هاي بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي اصفهان به معدن‌كاران آزادشهر قول پيگيري مطالباتشان را داد.

آخرين مستند پخش شده در برنامه اين هفته ثريا دقايقي از مستند 105 دقيقه‌اي «قائم‌مقام» بود. اين مستند با نگاه بي‌طرفانه به ناگفته‌هايي از زندگي آقاي منتظري پرداخته است كه فيلم‌هاي آرشيوي بكر از ويژگي‌هاي برجسته آن محسوب مي‌شود.

مقصودي پيش از ورود به بحث «قائم‌مقام» با ابراز اميدواري از جمع شدن غائله اخير به دست معترضان واقعي يعني مردم نويد جريان جديد عدالتخواهي را در كشور داد.

وي با اشاره به ذوق‌زدگي عربستان سعودي، ترامپ و نتانياهو به خاطر انحراف اعتراضات واقعي مردم تاكيد كرد: همان كساني كه با تحريم‌هايشان بخشي از مشكلات اقتصادي كشور را به مردم ايران هديه كرده‌اند، حالا دلسوز مردم شده‌اند. از مردم عزيز تشكر مي‌كنيم كه عاشق انقلاب هستند و هوشيارانه عمل مي‌كنند. دولت فقط در فضاي آرام مي‌تواند پيگير مطالبات به‌حق مردم باشد.

مجري برنامه از مستند «قائم‌مقام» با عنوان شگفتي‌ساز جشنواره عمار ياد و مطرح كرد: جاي چنين مستندي كه در واقع داستان استحاله مسئولان است و مي‌تواند آينه خيلي از مسئولان در تغيير 180 درجه‌اي در مواضع سياسي و اقتصادي باشد، خالي بود.

صدري‌نيا پيش از پرداختن به «قائم‌مقام» در تكميل بحث‌هاي قبلي گفت: با وجودي كه ما در مجموعه انتقادي «دكتر سلام» معضلات مختلف كشور را مطرح مي‌كنيم، بحث اين است كه گاهي با يك دستورالعمل دولتي خواسته مي‌شود رسانه‌ها پيگير اين‌گونه قضايا نشوند، مثل كرسنت يا كاسپين و ساير موسسات مالي و اعتباري، اما با نپرداختن رسانه‌ها به آنها و حل نشدن توسط مسئولان مي‌بينيم مشكلات همچنان وجود دارند.

 

صدري‌نيا: هر جا رسانه‌ها پاي كار آمدند و صداي مطالبات مردم شدند مطالبات مردم هم بهتر و منطقي‌تر پيش رفت

وي در ادامه افزود: هر جا رسانه‌ها پاي كار آمدند و صداي مطالبات مردم شدند مطالبات مردم هم بهتر و منطقي‌تر پيش رفت. در نمايشگاه مطبوعات امسال مال‌باختگان كاسپين جلوي برخي خبرگزاري‌هاي دولتي ايستادند و به علت بايكوت آنها بدان‌ها اعتراض كردند، اما به غرفه «دكتر سلام» كه آمدند از ما به خاطر بيان مطالباتشان تشكر كردند.

مقصودي درخصوص «دكتر سلام» اظهار كرد: دكتر سلام از پايگاه‌هايي بود كه خيلي از دغدغه‌هاي مردم به زبان طنز در آن مطرح شد. البته با وجود طنز بودنش به مسئولان بر هم مي‌خورد.

 

مقصودي: اگر دانشجويان دغدغه مردم را دارند پيگيري مطالبات طبقه مستضعفين بايد اولويت آنها باشد

مجري ثريا گفت: حصري كه بايد بشكند، حصر مستضعفين توسط جريان اشرافيت است. اگر دانشجويان دغدغه مردم را دارند پيگيري مطالبات طبقه مستضعفين بايد اولويت آنها باشد.

صدري‌نيا درخصوص «قائم‌مقام» تصريح كرد: عده‌اي به ما نقد مي‌كنند چرا پايان اين مستند پيام روشني نداديد. هدفمان از اين اثر بيان روايت صحيح و صادقانه تاريخ بود. در روايت مقاطع مختلف تاريخ انقلاب دچار اين خلاء هستيم كه همين ابهاماتي را براي نسل جديد به همراه دارد.

صدري‌نيا: مخاطب خيلي از مسئولان را در «قائم‌مقام» مي‌بيند

وي به يكي از بركات اين روايت صادقانه اشاره كرد و گفت: مخاطب خيلي از مسئولان را در اين روايت مي‌بيند. بعضا سرنوشت بعضي از مسئولان براي مردم تداعي مي‌شود.

كارگردان اين مستند اظهار ساخت: «قائم‌مقام» مسير سخت امتحانات پيش روي مسئولان را به ما نشان مي‌دهد. در اين مستند آرزوي ما اين است كه فقط نگاه به گذشته نباشد، بلكه عبرتي براي آينده باشد.

مقصودي تاكيد كرد: آرشيوهاي بكر «قائم‌مقام» گره‌هاي ذهني خيلي از نوجوانان و جوانان را مي‌گشايد.

صدري‌نيا: مشكل دستيابي به آرشيوهاي انقلاب اسلامي براي مستندسازان تاريخ انقلاب وجود دارد

صدر‌ي‌نيا درخصوص مشكل دستيابي به آرشيوهاي انقلاب اسلامي اشاره كرد: اين مشكلي است كه همه بر و بچه‌هايي كه سراغ مستندهاي تاريخ انقلاب اسلامي رفته‌اند با آن مواجه هستند. بيرون نيامدن خيلي از اين آرشيوها هم معمولا ضربه زده است.

ده‌نمكي افزود: اما همين آرشيوها و راش‌ها از داخل به شبكه‌هاي خارجي ارسال مي‌شوند.

صدري‌نيا موكدا گفت: اين آرشيوهاي بكر با نگاه به زواياي مختلف زندگي آقاي منتظري نشان داد، جرياني در اين سال‌ها كوشيده است با حمايت از ايشان ابعادي از زندگي او را سانسور كند و صرفا بعدهاي رحماني شخصيت ايشان را برجسته ساخته است.

وي با تاييد گفته ده‌نمكي تصريح كرد: خيلي خوب است بيت آقاي منتظري درهاي آرشيوش را يك طرفه باز نكند كه صرفا رسانه‌هاي آن طرف به آن دسترسي داشته باشند يا فقط از آن صوت هدفدار بيرون بيايد. بگذاريد همه آرشيو بيرون بيايد و همه مردم از آن استفاده كنند.

ده‌نمكي درخصوص پيام «قائم‌مقام» اظهار كرد: اين مستند نشان مي‌دهد قدرت تنها ملاك امتحان افراد است. حديث داريم كه اگر ديديد طرف در قدرت 50 درصد يا كمتر تغييري نكرد بدانيد آدم خوبي است. اميرالمومنين(ع) در باره زبير فرمود تا وقتي بچه‌اش بزرگ نشد با ما بود. مسئولان بچه‌هايشان كه بزرگ مي‌شوند تحت فشار اطرافيان مواضعشان تغيير مي‌كند. كساني كه شعارهاي انقلابي مي‌دادند و از ديوار لانه جاسوسي بالا مي‌رفتند، وقتي در موضع قدرت قرار گرفتند به گفته خودشان از آرمان‌گرايي به واقع‌گرايي رسيدند.

وي در پايان صحبت‌هايش از مستندسازان جوان خواست قدر موقعيتي را كه در آن هستند بدانند و مطرح كرد: شرايطي وجود داشت كه كوچك‌ترين صحبت‌هايي از اين دست برتابيده نمي‌شد. اين مستندها موجب ناراحتي مخالفان مردم مي‌شود، زيرا نقد درون گفتماني به دست بچه‌هاي همين مملكت انجام مي‌شود و دشمن از اين جريان ناراضي است، چون خلع سلاح مي‌شود. اسلام حق اعتراض را به رسميت شناخته است.

مقصودي در پايان برنامه تاكيد كرد: راهكار اصلي مشكلات اقتصادي كشور اقتصاد مقاومتي است و رهبر معظم انقلاب سال‌هاست به مسئولان تذكر داده‌اند و متاسفانه كمتر بدان توجه و عمل شده است.  
«ثريا» دومين سال متوالي برنده «فانوس» بهترين برنامه تلويزيوني جشنواره مردمي عمار شد

جشنواره عمار چند سالي هست كه تمامي توليدات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي، مستندسازان و آثار نمايشي را در بخش‌هاي مختلف به نمايش و رقابت مي‌گذارد، ضمن اينكه توانسته است در توزيع محصولات فرهنگي بستر مناسبي را فراهم كند. موضوع ويژه جشنواره امسال «حمايت از كارگر» بود. شايان ذكر است برنامه تلويزيوني «ثريا» براي دومين سال متوالي موفق شد در بخش برنامه‌هاي تلويزيوني اين جشنواره در بين چهارده برنامه راه‌يافته به بخش مسابقه برنده فانوس بهترين برنامه تلويزيوني شود. جالب آنكه هر چهار اثر منتخبي كه ميهمان برنامه ثريا شده بودند، در مراسم اختتاميه جشنواره عمار هم منتخب داوران شدند و فانوس گرفتند. فانوس بخش نقد درون‌ گفتماني به مستند «تلكه» به كارگرداني مسعود كارگر و جايزه ويژه اين بخش هم به «زمستان يورت» به كارگرداني ميلاد ميرزاباقري اهدا شد. هديه مردمي بخش تاريخ معاصر ـ كه چفيه شهيد رسول خالقي‌پور بود ـ به مستند «قائم‌مقام» به كارگرداني سيد محمدعلي صدري‌نيا اعطا و مستند «كارخانه جهان» به كارگرداني حسين شمقدري در بخش اقتصاد مقاومتي موفق به دريافت فانوس شد.

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۷ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۱:۰۵ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا: دوران كودكي، مهم‌ترين دوران در زندگي هر فرد از منظر يادگيري و تاثير‌پذيري است. نقش آموزش‌هاي دوران كودكي در آينده فرد آنچنان پررنگ و عميق است كه در بسياري از كشورهاي پيشرفته، كودكان را از سنين چهار  الي پنج سالگي براي مناصب سياسي- اجتماعي در آينده تربيت مي‌كنند. آموزش و يادگيري در اين دوران اما هميشه به صورت كنترل شده و از پيش تعيين شده نيست. كودكان همزمان با رشد جسمي و افزايش سن در محيط خانواده و جامعه، رشد روحي و رواني نيز پيدا كرده و از تمامي پديده‌هاي اطراف‌شان تاثير مي‌پذيرند. از مهم‌ترين ابزارهايي كه كودكان در دوران رشد خود با آن سروكار داشته و بيشترين زمان خود را با آن مي‌گذرانند، اسباب‌بازي‌ها هستند. وسايلي كه هرچند ظاهرا نقشي جز سرگرمي و گذراندن اوقات فراغت كودكان ندارند اما نبايد از تاثيرات فراوان و چشمگير آنها در شكل‌گيري شخصيت و علايق كودكان غافل شد.

 

 

سير تكامل اسباب‌بازي در دنيا

تاريخچه اسباب‌بازي‌ها را در دنيا مي‌توان از جهات مختلفي مورد بررسي قرار داد. مي‌توان گفت ابتدايي‌ترين وسايلي را كه از آنها با عنوان اسباب‌بازي ياد مي‌شود، در ميان كاوش‌هاي باستان‌شناسان كشف شده‌اند. مجسمه‌هايي از جنس سفال و به شكل انسان و چهارپايان و پرندگان اما در دهه‌هاي اخير، رشد چشمگيري در بازار طراحي، توليد و فروش اسباب‌بازي‌ها به وجود آمده است. با اين حال اما تاريخچه مكتوب و دقيقي در زمينه سيرتحول اسباب‌بازي‌ها وجود ندارد. آنچه كه مسلم است، اولين وسايل سرگرمي كودكان در سده اخير، عروسك‌ها بوده‌اند. تكه پارچه‌هايي به هم دوخته و به اشكال مختلف. عروسك‌ها اما تا مدت‌ها به‌عنوان وسيله‌اي دخترانه براي سرگرمي شناخته مي‌شدند و هرچند در دهه 60 ميلادي با توليد عروسك‌هاي مخصوص پسران اين تابو تا حدودي شكسته شد اما باز هم اين سبك از اسباب‌بازي بيشتر محبوب دختر بچه‌ها بود. در مقابل، اسباب محبوب پسر بچه‌ها، توپ‌هايي بود كه در آن زمان از پارچه‌هايي در هم تنيده درست مي‌شد.

 

بازي‌هاي كودكان، سفيران فرهنگ

جدا از جنس و شكل وسايل سرگرمي كودكان، نكته‌اي كه بايد مورد بررسي قرار بگيرد تاثيرات فرهنگي اين وسايل بر كودكان است. ابزار سرگرمي، منتقل‌كننده فرهنگ كشور سازنده آن بوده و مي‌توان از آنها به‌عنوان سفيران فرهنگ ياد كرد! از آنجايي كه اكثر اسباب‌بازي‌ها در بازار‌هاي جهاني و به‌خصوص در ايران، وارداتي، ساخته و طراحي شده كشور‌هاي غربي مانند آمريكا هستند، تبديل به ابزاري براي انتقال فرهنگ غربي به ساير كشور‌ها شده‌اند. شكي نيست كه در دهه‌هاي اخير، نفوذ فرهنگي، يكي از ابزار‌هاي كشور‌هاي غربي براي حفظ تسلط خود بر ساير كشور‌ها بوده است. تبليغات گسترده در رسانه‌ها، استفاده از ابزار مالتي‌مديا و... از اين قبيل اقدامات بوده است. اما همان‌طور كه گفته شد، كودكان و نوجوانان نفوذپذيرترين قشر در هر جامعه هستند. حال كمپاني‌هاي برزگ ساخت اسباب‌بازي كه به كمپاني تفريح و سرگرمي(Entertainment Company) نيز معروف هستند، بر خلاف نام‌شان، ديگر فقط به دنبال ساخت ابزار تفريح و سرگرمي نبوده‌اند.

گذشت زمان، پاي ابزار ديجيتال را به دنياي كودكان و نوجوانان باز كرد و اسباب‌بازي‌هاي قديمي خيلي زود جاي خود را به كنسول‌هاي بازي‌هاي ويدئويي دادند. از نينتندو(كه در ايران به ميكرو معروف بود) تا كنسول‌هاي پلي استيشن شركت سوني و كنسول ايكس‌باكس كمپاني ماكروسافت. ديگر خبري از عروسك‌هاي رنگارنگ و تفنگ‌هاي آب‌پاش نبود و حالا همه كودكان و نوجوانان به دنبال بازي‌هاي رايانه‌اي هستند. بازي‌هايي كه به دليل جذابيت‌هاي سمعي و بصري فراوان و آزادي طراحان در خلق انواع محيط‌ها و شخصيت‌هاي مختلف، توان رقابت را از سايرين سلب كرد. حال نوبت غول‌هاي بازي‌سازي بود كه در عرصه سرگرمي كودكان يكه‌تازي كنند.

سرمايه‌گذاري غربي‌ها در اين شركت‌هاي به اصطلاح تفريحي بزرگ اما در اصل سرمايه‌گذاري براي تغيير سرنوشت كشورهاست. اين كمپاني‌ها با پشتوانه مالي و سياسي كشورهاي وابسته به نظام سرمايه‌داري، راه نفوذ در كشورهاي جهان سوم را هموار كردند. ورود بي‌سروصداي اين بازي‌ها به داخل فرهنگ و آموزش ساير كشور‌ها به قدري سريع و غافلگير‌كننده بود كه حتي فرصت بررسي جنبه‌هاي مختلف طراحي و ارائه را به كارشناسان اين حوزه نداد. بررسي‌هاي پژوهشگران، گوياي اين قضيه است كه اين نفوذ و هجمه فرهنگي- اجتماعي، اثرات و ابعاد گسترده و فراواني دارد. به گفته آنها، اولين بعد نفوذ در بين كودكان و نوجوانان، ايجاد تنش و خشونت در آنهاست. با ميل روزافزون بازي‌ها به سمت ژانرهاي وحشت و اكشن، اولين قدم براي آسيب به سلامت رواني يك جامعه برداشته مي‌شود. مغز كودكان با حساسيت بالاي خود به مرور تشنه ترشح هرچه بيشتر آدرنالين شده و از آنجايي كه در دنياي مجازي بازي‌ها، امكان تخليه حقيقي انرژي براي كودكان وجود ندارد، آنها به ناچار به دنبال تخليه اين انرژي در دنياي واقعي مي‌روند و دست به انجام آموزه‌هاي خشونت‌بار بازي‌هاي رايانه‌اي مي‌زنند. رشد شديد بزهكاري در سال‌هاي اخير به‌خصوص در بين افراد زير 16 سال، خود اثباتي بر اين قضيه است.

 

قهرمان‌سازي از موجودات خيالي

ديگر اقدام غول‌هاي بازي‌سازي غربي، ايجاد شخصيت‌هايي تاثيرگذار و با ويژگي‌هاي اخلاقي و رفتاري مخصوص(قهرمان‌سازي) است. قهرمان‌هايي با ويژگي‌هاي منحصر به‌فرد و جذابيتي خاص كه خيلي زود جاي خود را در دل كودك و نوجوان بازكرده و آنها را براي هرچه بيشتر شبيه شدن به خود، ترغيب مي‌كنند. نكته اينجاست كه از آن جايي كه ويژگي‌هاي(feature) اصلي آن قهرمان، غالبا ماوراء‌الطبيعه هستند، پس از مدتي، تلاش كودكان براي رسيدن به آن ناكام مانده و براي حفظ شباهت خود با قهرمان داستان، شروع به الگوبرداري از ظاهر و رفتارهاي شخصيتي آن مي‌كنند. از سبك راه رفتن گرفته تا تكه‌كلام‌ها و طرز بيان. اما قضيه به همين‌جا ختم نمي‌شود؛ بنيان خانواده، سيبل اصلي حملات غربي‌ها به فرهنگ ساير كشورهاست كه نمود آن را مي‌توان اغلب در نوع پوشش شخصيت‌هاي قهرمان با جنسيت زن جست‌وجو كرد. توليد بازي‌هايي با جاذبه‌هاي جنسي مستقيم و غيرمستقيم، هدفي را جز ترويج بي‌بندوباري در نسل آينده كشور دنبال نمي‌كند. بلوغ زودرس، ايجاد فانتزي‌هاي مختلف و بعضا خطرناك در ذهن نوجوانان، تشويق به ارتباطات باز و عادي‌سازي رابطه با جنس مخالف، تنها گوشه‌اي از تاثيرات اين سبك بازي‌ها به شمار مي‌رود. در اين بين و با پيشرفت‌هاي تكنولوژيك،  مسائل جنسي و غيراخلاقي براي پيشگيري از هرگونه شناسايي و مقابله با اين سبك بازي‌ها به‌گونه‌اي ظريف و نامحسوس در بازي‌ها گنجانده مي‌شود كه حتي بررسي‌هاي مميزي نيز قادر به تشخيص بسياري از آنها نبوده و ديگر اين ضمير ناخودآگاه كودكان است كه مورد هجمه قرار مي‌گيرد.

 

بازي‌هايي به سبك شمشير دولبه

«در مبحث اثرات بازي‌هاي رايانه‌اي و از منظر روانشناسي، قبل از بررسي مضرات بازي‌ها، بايد به شيوه اثرگذاري آنها اشاره كنيم و نكته قابل تامل اين است كه اين بازي‌ها، ضمير ناخودآگاه كودكان و نوجوانان را تحت‌تاثير قرار مي‌دهند. اين سبك بازي‌ها مانند شمشير دولبه است كه هم مي‌تواند مفيد و مثمرثمر باشد و هم مخرب و مضر. مي‌توان گفت اولين اثر بازي‌هاي رايانه‌اي، آشنايي با فرهنگ‌هاي مختلف است و بازي‌سازي كه خيلي‌ها بعد از هنر فيلمسازي و سينما، آن را هنر هشتم مي‌دانند، ابزاري مهم و تاثير‌گذار در زمينه تبليغات است اما از آنجايي كه درصد زيادي از اين ابزار قدرتمند در اختيار كشور‌هاي غربي است، از آن در زمينه اشاعه فرهنگ مورد نظر خود در كشور‌هاي هدف كه اكثرا جهان سوم هستند، استفاده مي‌كنند.»

«بنابر آمار رسمي، در سال 1394 در ايران چيزي حدود 24 ميليون گيمر(Gamer) وجود داشت كه حدود 19 ميليون نفر از آنها بازي‌هاي سبك اكشن را انجام مي‌دهند. از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين سبك مي‌توان تهييج بيش از اندازه دانست. همچنين با دست گذاشتن روي موارد منع شده در بيشتر كشور‌هاي اسلامي، مانند رقص و تصاوير زننده، ذهن درصد زيادي از افراد آن جوامع را به خود معطوف مي‌كنند.»

«اولين قدم براي انجام اين كار، حساسيت زدايي است. بازي‌سازان با قرار دادن صحنه‌هاي جنسي و زننده در بطن شخصيت اصلي يك بازي اكشن يا فكري، آرام آرام و بدون حاشيه، وجود چنين مواردي را عادي‌سازي كرده و به گفته متخصصان، اولين گام‌ها براي پديده غلبه ذهني برداشته شده است.»

«مهم‌ترين خصيصه كودكان و نوجوانان، ذهنيت پويا و فعال است و بايد گفت آنها قدرت تخيل بالايي دارند. بازي‌هاي رايانه‌اي اما تحت اين غلبه ذهني، اين پويايي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند. حال ديگر ذهن كودكان درگير استرس ناشي از عشق به قهرمان داستان است و تمامي هم و غم آنها شبيه‌سازي خود به آن شخصيت است. اين استرس حتي در خواب نيز آنها را رها نمي‌كند. اين درگيري‌هاي ذهني، حجم زيادي از ظرفيت فعاليت ذهن را مشغول خود كرده و فرآيند يادگيري و تحصيلي كودكان و نوجوانان را مختل مي‌كند. نتيجه آن هم مشخص است؛ پرخاشگري يا انزواطلبي.»

«از سويي ديگر رابطه اين قهرمانان با منجي است؛ در همه اديان به ظهور يك منجي در آخرالزمان اعتقاد دارند و كشور‌هاي غربي نيز نتوانستند براي مقابله با اين قضيه اقدامي انجام دهند. در نتيجه، دست به جايگزيني منجي الهي با منجي دنيوي خودساخته زده‌اند. اين منجي‌هاي خود ساخته، برخلاف منجي الهي كه براساس روايات از منطقه شرق ظهور مي‌كند، قرار است از غرب و از جانب كشور‌هايي مانند آمريكا ظهور كرده و به مبارزه با شرق به‌عنوان محور شرارت بپردازند. نهايتا بايد گفت كه بهترين راه مقابله با اين جريانات فرهنگي، مقابله به‌مثل است و ايران نيز بايد با ساخت بازي‌هاي رايانه‌اي قوي، فرهنگ غني خود را در ايران و در سراسر دنيا ترويج دهد.»

 

برخورد قهري بي‌نتيجه است

مدت‌هاست كه بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي در ايران با تلاش براي ترويج ساخت بازي‌هاي رايانه‌اي داخلي و هدايت كودكان و نوجوانان به سمت بازي‌هاي داراي استانداردهاي اخلاقي، سعي در مقابله با اين هجمه‌هاي فرهنگي دارد. هرچند هنوز شيوه دفاعي در اكثر خانواده‌ها جايگزيني تفريحات سالم و با تحرك به جاي بازي‌هاي رايانه‌اي است اما چيزي كه مشخص است آن است كه در قرن 21 و در عصر اطلاعات، ديگر اقدامات قهري مانند اين و حتي جلوگيري از ورود برخي بازي‌ها به كشور سود چنداني نخواهد داشت. بايد در نظر داشت كه تنها راه مقابله با نفوذ سبك زندگي غربي در كشور، فرهنگ‌سازي با تكيه بر تمدن ايراني- اسلامي است و اگر هرچه زوتر فكري براي اين قاتل خاموش فرهنگي نشود در تربيت اجتماعي و فرهنگي نسل‌هاي آينده كشور با نتيجه‌اي فاجعه‌بار روبه‌رو خواهيم شد.


ادامه مطلب
[ ۱۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۵۸:۲۷ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

معضل بيكاري چند صباحي است كه در ادبيات اقتصادي و اجتماعي جامعه ريشه دوانه و باعث شده تا تعداد زيادي از جوانان جوياي كار پشت درهاي بسته بازار اشتغال باقي بمانند. اين موضوع آنچنان بغرنج و فرسايشي شده كه رهبر معظم انقلاب آن را به‌عنوان يكي از مهم‌ترين آسيب‌هاي اجتماعي معرفي كرده‌اند و از ضرورت برنامه‌ريزي مناسب براي حل و فصل آن سخن به ميان آوردند.

اين چالش كه در تمامي اقشار جامعه ريشه دوانده و جمعيت تحصيل‌كرده كشور به‌عنوان متراكم‌ترين بخش جامعه را از گزند خود بي‌نصيب نگذاشته و باعث شده تا آمار نگران‌كننده‌اي از ميزان بيكاران تحصيل‌كرده در جداول آماري ثبت شود.

براساس آمار، 36 درصد از مجموعه بيكاران كشور را افرادي با تحصيلات عاليه تشكيل داده‌اند و 27 درصد از بازار بيكاري به افرادي اختصاص يافته كه داراي مدرك ديپلم و پيش‌دانشگاهي هستند. بيكاران تحصيل‌كرده كه در راس هرم قرار گرفته‌اند در مجموع رقمي در حدود يك ميليون و 185 هزار نفر هستند كه اين يعني زنگ خطر جدي براي جامعه‌اي كه بيشتر جمعيت آن را جوانان تشكيل مي‌دهند.

اما چرا در جامعه 224 هزار فوق‌ديپلم بيكار، 790 هزار ليسانس بيكار، 158 هزار فوق‌ليسانس و دكتري تخصصي بيكار وجود دارد؟

يقينا مهم‌ترين علت اين موضوع را مي‌توان در عدم انطباق ميزان صندلي‌هاي دانشگاهي با تعداد صندلي‌هاي خالي در بازار كار جست‌وجو كرد. اين موضوع يعني اينكه هنوز كه هنوزه فعالان عرصه اقتصاد و آموزش‌عالي نتوانسته‌اند به تعاملي سازنده به‌منظور هماهنگي بازار كار با صندلي‌هاي دانشگاهي دست پيدا كنند.

متاسفانه در ادبيات اشتغال ايران اين نكته بارها تاكيد شده است كه فارغ‌التحصيلان دانشگاهي صرفا به دنبال مشاغل پشت‌ميزي نباشند و مشاغل ديگر مرتبط با حوزه تحصيلي خود را جويا شوند. اين در حالي است كه بازار كار در شاخه‌هاي مختلف به مرز اشباع رسيده و عملا ديگر مدرك تحصيلي افراد براي آنان نه آب دارد و نه نان و بايد از آن به‌عنوان وسيله‌اي لوكس براي نمايش ميزان علم‌شان  بر روي طاقچه منزل‌شان بهره ببرند.

با كمي كنكاش در بازار كار به راحتي مي‌توان به اين نكته دست يافت كه بسياري از فارغ‌التحصيلاني كه هم‌اكنون مشغول به فعاليت هستند در زمينه‌هايي به كار گرفته شده‌اند كه هيچ‌گونه ارتباطي با مدرك دانشگاهي‌شان ندارد. اين موضوع يعني اتلاف انرژي و سرمايه فردي، اجتماعي و ملي كه نه‌تنها پيشران موفقيت در جامعه نمي‌تواند به حساب‌ آيد بلكه سرعت‌گيري است كه فرد را وادار مي‌كند، بخش عمده‌اي از آموزش‌هاي خود را به كنار گذاشته و از صفر موارد ديگري را تحصيل كند تا بتواند فضايي براي تنفس در بازار كار پيدا كند.

نمونه بارز اين موضوع را مي‌توان در فرد پاكباني ديد كه چندي پيش اسمش در فضاي رسانه‌اي كشور منتشر شد. وي كه داراي فوق‌ليسانس برنامه‌ريزي شهري بود به دليل عدم وجود بازار كار مجبور به دست گرفتن جارو شد تا چرخ زندگي برايش لنگ نزد. يقينا او و افرادي مانند او كه در جامعه ما كم هم نيستند هم‌اكنون در مشاغلي غير از حرفه تخصصي خود مشغول به فعاليت هستند چشم به راه تحولي در بازار كار هستند. اين تحول رخ نخواهد داد مگر اينكه زنجيره دانشگاه، صنعت و اقتصاد با يكديگر درست پيوند بخورند و زمينه‌ساز حركت درست چرخ دنده‌هاي اشتغال در جامعه شوند. از سوي ديگر افرادي نالايق و كم‌تجربه در بسياري از شغل‌هاي دولتي، نهادها و سازمان‌هاي  نيمه‌دولتي و شركت‌هاي خصوصي به لحاظ واسطه و داشتن رانت در فلان نهاد بدون  داشتن مدرك و علم و دانش مربوطه مشغول به كار و فعاليت هستند كه به دليل بازار بيمار كار و مشاغل جامعه ما بدون آن كه آب در دل مديران و مسئولان بالادستي تكان بخورد بر مسند كار سوارند و براي خود يكه‌تازي مي‌كنند اين گونه افراد نالايق  نابخرد هستند كه با هدر دادن بودجه‌هاي دولتي و در مشاغل دولتي بودجه‌ بيت‌المال براي آزمون و خطاي خود دست به طرح‌ها و كارهايي ميزنند كه خروجي‌اش به جز داشتن و تحميل بار مالي هنگفت و نيز ركود و رخوت فضاي كاري درجامعه چيزي در چنته نخواهند داشت و اينجاست كه شايسته‌سالاري و داشتن علم و دانش و به طبع آن هوشياري و آگاهي كامل هركس در رشته تخصصي خود نمود عيني پيدا مي‌كند كه متاسفانه نمومنه‌ايي از اين دست در جامعه امروزي ما به عينه مي‌توان مشاهده كرد.

هم‌اكنون براساس آمار چهار ميليون و ۸۳ هزار و ۱۲ نفر در مقاطع مختلف در حال تحصيل هستند كه اين آمار به تفكيك در دوره كارداني شامل ۷۴۸ هزارو ۶۷۷ نفر، دوره كارشناسي شامل دو ميليون و ۳۳۵ هزار و ۷۲۹ نفر، دوره كارشناسي‌ارشد شامل ۷۶۴ هزار و ۲۳۳ نفر، دوره دكتري حرفه‌اي شامل ۹۳هزار و ۹۲۶ و دكتري تخصصي شامل ۱۴۰ هزار و ۴۴۷ نفر است كه به‌زودي بعد از اتمام تحصيل روانه بازار كار مي‌شوند هرچند كه تعدادي از افراد حاضر در اين آمار در زمره كساني هستند كه در حين تحصيل مشغول به كارند. اما يقينا بخش عمده‌اي از اين سيل جمعيتي به‌زودي روانه بازار كار خواهند شد در حالي كه هيچ فرش قرمزي براي آنان پهن نشده و صف يك ميليون و 100 هزار نفري پيش از آنها چشم به راه گشايشي براي اشتغال مانده‌اند.

يقينا ايجاد تحول در رويكرد تحصيل و اشتغال بايد در بازه زماني كوتاهي تحقق يابد و به فرجام برسد وگرنه ميزان صندلي‌هاي خالي كه امروز به‌عنوان يك چالش اساسي در بين واحدهاي دانشگاهي خودنمايي مي‌كند بيش از پيش نمايان خواهد شد و افراد به اين نكته مي‌رسند كه ديگر كسب علم نمي‌تواند ابزاري براي رفاه حال و آرامش آينده باشد چراكه فصلي براي برداشت محصول آنان تعريف نشده است. 


ادامه مطلب
[ ۱۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۰:۳۱ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

نگهداري حيواناتي مانند سگ در منزل به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني، اسلامي عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود.

تسلط تكنولوژيك غرب و به‌تبع آن تبليغ، ترويج مدرنيسم، فرهنگ، سبك و زندگي برخاسته از آن، پديده‌اي است كه در دهه‌هاي اخير جهان را متأثر از خود ساخته است. در كشور ما نيز در سال‌هاي اخير با رشد سريع وسايل ارتباط جمعي و ورود تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي همچون ماهواره، تلفن همراه و... سبك زندگي غربي از روش‌هاي مختلف و با تكيه بر الگوپردازي و فرهنگ‌سازي تمدن غربي در حال ترويج است و در اين ميان حركت مردم به سمت تقليد از سبك زندگي غربي به يك رويه عادي تبديل شده است. گستردگي تبليغ انگاره‌هاي فرهنگي و تمدني غرب در قالب سبك زندگي نوين و مدرن، سبب آسيب‌پذيري جامعه در برابر مسائلي شده است كه شايد تا چند سال پيش در ذهن مردم ما جايگاهي نداشت؛ اما امروزه به سبب تهاجم فرهنگي غرب در فضاي سايبري و شبكه‌هاي مختلف اجتماعي و همچنين شبكه‌هاي ماهواره‌اي به يك دغدغه فراگير تبديل شده است. نگهداري از حيوانات در منزل، يكي از اين مسائل است كه به‌عنوان يكي از مظاهر سبك زندگي غربي در يك دهه اخير به مرور وارد زندگي طبقه مرفه كشور شده و پس از آن به تمام لايه‌هاي اجتماعي كشور در شهرهاي كوچك و بزرگ تسري يافت. شايد تا يك دهه پيش نگهداري از سگ و گربه در خانه امري ناپسند تلقي مي‌شد اما امروزه دامنه اين موضوع از اين مسائل فراتر رفته و به نگهداري از مار، ميمون، سنجاب، بچه شير، بچه پلنگ و... تبديل شده است؛ موضوعي كه از يك‌سو آسيبي فرهنگي و اجتماعي محسوب شده و از سوي ديگر نيز بستر ايجاد مشكلات فراوان بهداشتي و انتقال بيماري‌هاي مشترك ميان انسان و حيوانات را فراهم مي‌كند.

 

 

 

حيوان‌پروري به جاي فرزند!

يكي از آسيب‌هاي جدي در سال‌هاي اخير در جامعه، موضوع خلأهاي عاطفي و تغيير ساختارهاي خانوادگي و عدم علاقه زوج‌ها به فرزندآوري است. اين موضوع كه با بهانه‌هاي مختلف در جامعه در حال تسري است، سبب شده تا خانواده‌ها علاقه‌اي به ورود فرزند به زندگي خود نداشته و در واقع با گسست هسته‌هاي خانوادگي و تبديل زندگي سنتي به مدرن، مظاهر زندگي مدرن نيز به درون خانواده‌ها راه پيدا كرد و امروزه نيز با تبليغات فراوان شبكه‌هاي ماهواره‌اي و جريان‌هاي ايجاد شده در فضاي سايبري، تبديل فرزندپروري به نگهداري از حيوانات به يك معضل جدي در جامعه ايراني تبديل شود. اين آسيب آنجا نمود بيشتري مي‌يابد كه برخي از خانواده‌ها براي سرگرمي تك‌فرزندان خود، به دنبال راه چاره‌اي مي‌گردند تا با پركردن اوقات تنهايي آنها، خود را از سختي‌هاي ارتباط با كودكان و ابراز محبت به آنها برهانند. از همين روي چنين فرزنداني به دليل نداشتن همبازي لجاجت‌هاي فراواني از خود بروز مي‌دهند و با مجبور كردن والدين و بزرگ‌ترهاي به عنوان همبازي خود، مشكلات روحي و رواني‌اي را به والدين خود و نيز ديگر افراد خانواده  تحميل مي‌كنند. اينجاست كه والدين كمبود فرزند دوم را به وضوح احساس مي‌كنند اما ديگر دير شده و با گذشت سن و سال  والدين امكان آوردن فرزند دوم براي آنان مقدور نيست مگر آنكه در همان سال‌هاي ابتدايي اين مشكل را احساس كنند و به فكر چاره آن باشند. نكته ديگر درباره تك فرزندان اين است آنها به دليل نداشتن همبازي هم سن و سال خود به ناچار با بزرگ‌ترها  نشست و برخاست مي‌كنند و چون از دوران كودكي با صحبت‌هاي بزرگان  و سرد و گرم چشيده‌ها مراوده دارند بيش از كودكان هم سن و سال خود مي‌فهمند  و قوه درك، ادراك و فهمشان بيش از آنان است. درواقع اين معصومين دوران كودكي ندارند و اساسا در دوره خود كودكي نمي‌كنند بنابراين آنها زودتر از معمول ديگر بچه‌ها به بلوغ فكري و جنسي مي‌رسند. چرا كه از ابتداي خلقت خود تا گذران دوره‌هاي كودكي، نوجواني، جواني و... با بزرگ‌تر از سن و سال خود مراوده و حشر و نشر داشته و دارند. اخيرا همبازي از جنس حيوانات براي فرزندان يكي از راه‌هايي است كه در اين چندساله روبه فزوني نهاده شده و همين موضوع سبب مي‌شود تا ارتباطي عاطفي ميان فرزندان با حيوانات خانگي ايجاد شده و به‌عنوان يك فرهنگ غلط به نسل‌هاي آينده منتقل شود.

 

ژست اجتماعي با حيوانات خانگي!

انس با حيوانات خانگي و حضور افراد با آنها در مكان‌هاي عمومي در سال‌هاي اخير به يك رويه عادي در كلانشهرها تبديل و دامنه آن به شهرهاي كوچك‌تر نيز كشيده شده است. يكي از علت‌هاي علاقه به نگهداري حيوانات خانگي، غالبا ناشي از چشم و هم‌چشمي با اطرافيان، همسايه و اقوام در ژست اجتماعي و به عبارتي كسب جايگاه اجتماعي است؛ موضوعي كه از طريق شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و شبكه‌هاي اجتماعي با شدت فراواني تبليغ مي‌شود و همين موضوع سبب مي‌شود تا به نمايش گذاشتن حيوانات خانگي به‌ويژه سگ و گربه در مكان‌هاي عمومي به يك عادت روزمره تبديل شود كه اين مساله مي‌تواند نشان‌دهنده عمق نفوذ سبك زندگي غربي در جامعه باشد. رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از كشور به‌عنوان بازوهاي كارآمد تهاجم فرهنگي غرب، در اين ميان نقش ويژه‌اي برعهده دارند و با روي آنتن بردن برنامه و گزارش‌هايي از مزاياي نگهداري حيوانات در منزل در تلاش هستند تا افرادي كه از اين نماد سبك زندگي غربي پيروي مي‌كنند را انسان‌هايي روشنفكر، اجتماعي و داراي فهم و دركي بالاتر از ديگر افراد جامعه نشان دهند. البته نبايد از نظر دور داشت كه نگهداري اين قبيل حيوانات در منزل و به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني- اسلامي، عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود؛ اما كمتر چيزي كه در اين ميان به آن توجه مي‌شود، توجه به حقوق متقابل افراد در محل زندگي و مكان‌هاي عمومي است.

اما نكته قابل تامل و زنگ خطر براي خانواده‌هاي ايراني تنها نگهداري از سگ يا حيوانات ديگر نيست بلكه اغلب جايگزيني سگ به جاي فرزند است گذشته از اينكه در برخي مواقع اين‌گونه حيوانات جايگاهي به عنوان به يك همنشين و هم‌صحبت دارد. عوامل مختلفي بر انسان اثر مي‌گذارد تا به تك فرزندي روي بياورند، اما فرهنگ بسيار مهم است چراكه در گذشته داشتن فرزند زياد نشانه خانواده سالم‌تر بوده و اين اصلا ارتباطي به وضعيت معيشت خانواده نداشته است اما در حال حاضر به خاطر فرهنگي كه از غرب آمده فرزندان ديگر مايه‌اي براي خوشبختي و شيريني كانون گرم خانواده نيستند و حقيقت امر اين است كه والدين به بهانه مشكلات اقتصادي كار در بيرون را به پرورش فرزند ترجيح مي‌دهند. البته تمامي اين اتفاقات و دوري جستن از فرزندپروري به شكل سابق همگي منشأ اقتصاد بيمارگونه جامعه و فقر و تندگدستي افراد جامعه و نداشتن پشتواتواني قوي اقتصادي چراكه در اين روزگار وانفسا دخل و خرج با يكديگر جور درنمي‌آيد و تمامي افراد خانواده براي تامين مايحتاج و امرار معاش روزانه به‌جاي دورهم بودن و لذت بردن از لحظات زندگي مجبورند  يك و يا دو شيفت در بيرون از خانه به كار و فعاليت مشغول باشند تا بتوانند گذر روزگار كنند.

 در ايران متاسفانه گونه‌هاي جديدي از خانواده در حال شكل‌گيري است؛ مانند مجردي يا زوج‌زيستي كه در اين ميان كودك نقشي ندارد و اكثر اين افراد به دليل نداشتن فرزند به سمت‌وسوي نگهداري از حيوانات مي‌روند و جاي خالي فرزند را با نگهداري از حيوانات پر مي‌كنند.

 

چرا حيوان خانگي نگهداري مي‌شود؟

 «اينكه حيوانات خانگي جايگزين فرزند شوند، اصلا درست نيست و به هيچ وجه نمي‌توان حيوان خانگي را جايگزين فرزند قرار داد اما اينكه اين افردا به سمت نگهداري از حيوانات خانگي مي‌روند، شايد علت آن باشد كه نگهداري از حيوانات مسئوليت كمتر و نگهداري از آنها آسان‌تر است و اين حيوانات مي‌تواند رابطه نزديكي با انسان بر قرار كنند.»

اما نگهداري از حيوانات با توجه به اينكه نشأت گرفته از فرهنگ غربي است، اگر حيوان فقط يك حيوان خانگي باشد و اصول نگهداري از آن رعايت شود، يعني افراد بدانند كه چگونه بايد به آن غذا داد و از آن نگهداري كرد، مانعي ندارد اما بعضا مشاهده شده كه از حيوانات وحشي به‌عنوان حيوان خانگي استفاده مي‌شود كه اين كاملا اشتباه است.» تا جايي كه بسياري از جوانان براي كانون توجه بودن و هيجانات كاذب جواني درصدد نگهداري از بچه شير، يوزپلنگ، مار پنتون و... هستند  

 

نگهداري از حيوانات به جاي فرزندآوري

«روي آوردن به نگهداري حيوان به جاي فرزند به اين دليل است كه ترس از فرزندآوري به‌عنوان پديده‌اي در بين خانواده‌ها رسوخ كرده است. مساله نگهداري از حيوانات معضلي است كه افراد را درگير كرده تا جايي كه افراد در جامعه به جاي آنكه با هم ارتباط بيشتري داشته باشند، از هم دور و تنهاتر شده‌اند اما براي گريز از اين تنهايي به جاي فرزند، به سراغ نگهداري از حيوانات رفته‌اند و جاي خالي فرزند را با حيواناتي مثل سگ، گربه، موش‌هاي همستر، كاسكو، طوطي، مرغ مينا و... پر كرده‌اند.»

براي اين موضوع بايد فكري كرد. بايد فرهنگ‌سازي شود و امكانات لازم براي افراد جامعه فراهم شود تا به جاي آنكه به سراغ نگهداري از حيوانات بروند با فرهنگ خودمان آشنا شوند و كانون خانواده را محكم‌تر كنند.»

مخلص كلام اينكه آنچه امروز در جامعه ديده مي‌شود و متاسفانه در حال تبديل شدن به يك رويه عمومي است، تقليد كوركورانه از مظاهر سبك زندگي غربي است كه يكي از آنها كه به وفور قابل مشاهده و قابل لمس است نگهداري از حيواناتي مانند سگ و گربه در خانه است كه جا دارد مسئولان فرهنگي و همچنين نهادهاي قانونگذار چاره‌اي براي اين آسيب فرهنگي بينديشند تا اين همزيستي ناهمگون با فرهنگ ايراني- اسلامي به يك فرهنگ عمومي تبديل نشود و ارتباط و انس با سگ‌ها و ديگر حيوانات خانگي جايگزين مراودات اجتماعي در جامعه نشود.

گذشته از اين، پا نهادن افراد به دنياي تكنولوژي و عصر ارتباطات ديجيتالي و ورود به دنياي مدرن فضاي مجازي  و شبكه‌هاي اجتماعي كه خود باعث  دلسردي افراد جامعه و به طبع آن دوري جستن از مراودات افراد جامعه با يكديگر و فاصله‌گذاري  ارتباطات بين خانوادگي – پدر و مادر، خواهر و برادر و ديگر خويشاوندان دور و نزديك- شده خود مجالي جدا از اين مبحث را مطلبد كه در اين مقال از حوصله خارج است.

نگهداري حيواناتي مانند سگ در منزل به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني، اسلامي عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود.

تسلط تكنولوژيك غرب و به‌تبع آن تبليغ، ترويج مدرنيسم، فرهنگ، سبك و زندگي برخاسته از آن، پديده‌اي است كه در دهه‌هاي اخير جهان را متأثر از خود ساخته است. در كشور ما نيز در سال‌هاي اخير با رشد سريع وسايل ارتباط جمعي و ورود تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي همچون ماهواره، تلفن همراه و... سبك زندگي غربي از روش‌هاي مختلف و با تكيه بر الگوپردازي و فرهنگ‌سازي تمدن غربي در حال ترويج است و در اين ميان حركت مردم به سمت تقليد از سبك زندگي غربي به يك رويه عادي تبديل شده است. گستردگي تبليغ انگاره‌هاي فرهنگي و تمدني غرب در قالب سبك زندگي نوين و مدرن، سبب آسيب‌پذيري جامعه در برابر مسائلي شده است كه شايد تا چند سال پيش در ذهن مردم ما جايگاهي نداشت؛ اما امروزه به سبب تهاجم فرهنگي غرب در فضاي سايبري و شبكه‌هاي مختلف اجتماعي و همچنين شبكه‌هاي ماهواره‌اي به يك دغدغه فراگير تبديل شده است. نگهداري از حيوانات در منزل، يكي از اين مسائل است كه به‌عنوان يكي از مظاهر سبك زندگي غربي در يك دهه اخير به مرور وارد زندگي طبقه مرفه كشور شده و پس از آن به تمام لايه‌هاي اجتماعي كشور در شهرهاي كوچك و بزرگ تسري يافت. شايد تا يك دهه پيش نگهداري از سگ و گربه در خانه امري ناپسند تلقي مي‌شد اما امروزه دامنه اين موضوع از اين مسائل فراتر رفته و به نگهداري از مار، ميمون، سنجاب، بچه شير، بچه پلنگ و... تبديل شده است؛ موضوعي كه از يك‌سو آسيبي فرهنگي و اجتماعي محسوب شده و از سوي ديگر نيز بستر ايجاد مشكلات فراوان بهداشتي و انتقال بيماري‌هاي مشترك ميان انسان و حيوانات را فراهم مي‌كند.

 

 

 

حيوان‌پروري به جاي فرزند!

يكي از آسيب‌هاي جدي در سال‌هاي اخير در جامعه، موضوع خلأهاي عاطفي و تغيير ساختارهاي خانوادگي و عدم علاقه زوج‌ها به فرزندآوري است. اين موضوع كه با بهانه‌هاي مختلف در جامعه در حال تسري است، سبب شده تا خانواده‌ها علاقه‌اي به ورود فرزند به زندگي خود نداشته و در واقع با گسست هسته‌هاي خانوادگي و تبديل زندگي سنتي به مدرن، مظاهر زندگي مدرن نيز به درون خانواده‌ها راه پيدا كرد و امروزه نيز با تبليغات فراوان شبكه‌هاي ماهواره‌اي و جريان‌هاي ايجاد شده در فضاي سايبري، تبديل فرزندپروري به نگهداري از حيوانات به يك معضل جدي در جامعه ايراني تبديل شود. اين آسيب آنجا نمود بيشتري مي‌يابد كه برخي از خانواده‌ها براي سرگرمي تك‌فرزندان خود، به دنبال راه چاره‌اي مي‌گردند تا با پركردن اوقات تنهايي آنها، خود را از سختي‌هاي ارتباط با كودكان و ابراز محبت به آنها برهانند. از همين روي چنين فرزنداني به دليل نداشتن همبازي لجاجت‌هاي فراواني از خود بروز مي‌دهند و با مجبور كردن والدين و بزرگ‌ترهاي به عنوان همبازي خود، مشكلات روحي و رواني‌اي را به والدين خود و نيز ديگر افراد خانواده  تحميل مي‌كنند. اينجاست كه والدين كمبود فرزند دوم را به وضوح احساس مي‌كنند اما ديگر دير شده و با گذشت سن و سال  والدين امكان آوردن فرزند دوم براي آنان مقدور نيست مگر آنكه در همان سال‌هاي ابتدايي اين مشكل را احساس كنند و به فكر چاره آن باشند. نكته ديگر درباره تك فرزندان اين است آنها به دليل نداشتن همبازي هم سن و سال خود به ناچار با بزرگ‌ترها  نشست و برخاست مي‌كنند و چون از دوران كودكي با صحبت‌هاي بزرگان  و سرد و گرم چشيده‌ها مراوده دارند بيش از كودكان هم سن و سال خود مي‌فهمند  و قوه درك، ادراك و فهمشان بيش از آنان است. درواقع اين معصومين دوران كودكي ندارند و اساسا در دوره خود كودكي نمي‌كنند بنابراين آنها زودتر از معمول ديگر بچه‌ها به بلوغ فكري و جنسي مي‌رسند. چرا كه از ابتداي خلقت خود تا گذران دوره‌هاي كودكي، نوجواني، جواني و... با بزرگ‌تر از سن و سال خود مراوده و حشر و نشر داشته و دارند. اخيرا همبازي از جنس حيوانات براي فرزندان يكي از راه‌هايي است كه در اين چندساله روبه فزوني نهاده شده و همين موضوع سبب مي‌شود تا ارتباطي عاطفي ميان فرزندان با حيوانات خانگي ايجاد شده و به‌عنوان يك فرهنگ غلط به نسل‌هاي آينده منتقل شود.

 

ژست اجتماعي با حيوانات خانگي!

انس با حيوانات خانگي و حضور افراد با آنها در مكان‌هاي عمومي در سال‌هاي اخير به يك رويه عادي در كلانشهرها تبديل و دامنه آن به شهرهاي كوچك‌تر نيز كشيده شده است. يكي از علت‌هاي علاقه به نگهداري حيوانات خانگي، غالبا ناشي از چشم و هم‌چشمي با اطرافيان، همسايه و اقوام در ژست اجتماعي و به عبارتي كسب جايگاه اجتماعي است؛ موضوعي كه از طريق شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و شبكه‌هاي اجتماعي با شدت فراواني تبليغ مي‌شود و همين موضوع سبب مي‌شود تا به نمايش گذاشتن حيوانات خانگي به‌ويژه سگ و گربه در مكان‌هاي عمومي به يك عادت روزمره تبديل شود كه اين مساله مي‌تواند نشان‌دهنده عمق نفوذ سبك زندگي غربي در جامعه باشد. رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از كشور به‌عنوان بازوهاي كارآمد تهاجم فرهنگي غرب، در اين ميان نقش ويژه‌اي برعهده دارند و با روي آنتن بردن برنامه و گزارش‌هايي از مزاياي نگهداري حيوانات در منزل در تلاش هستند تا افرادي كه از اين نماد سبك زندگي غربي پيروي مي‌كنند را انسان‌هايي روشنفكر، اجتماعي و داراي فهم و دركي بالاتر از ديگر افراد جامعه نشان دهند. البته نبايد از نظر دور داشت كه نگهداري اين قبيل حيوانات در منزل و به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني- اسلامي، عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود؛ اما كمتر چيزي كه در اين ميان به آن توجه مي‌شود، توجه به حقوق متقابل افراد در محل زندگي و مكان‌هاي عمومي است.

اما نكته قابل تامل و زنگ خطر براي خانواده‌هاي ايراني تنها نگهداري از سگ يا حيوانات ديگر نيست بلكه اغلب جايگزيني سگ به جاي فرزند است گذشته از اينكه در برخي مواقع اين‌گونه حيوانات جايگاهي به عنوان به يك همنشين و هم‌صحبت دارد. عوامل مختلفي بر انسان اثر مي‌گذارد تا به تك فرزندي روي بياورند، اما فرهنگ بسيار مهم است چراكه در گذشته داشتن فرزند زياد نشانه خانواده سالم‌تر بوده و اين اصلا ارتباطي به وضعيت معيشت خانواده نداشته است اما در حال حاضر به خاطر فرهنگي كه از غرب آمده فرزندان ديگر مايه‌اي براي خوشبختي و شيريني كانون گرم خانواده نيستند و حقيقت امر اين است كه والدين به بهانه مشكلات اقتصادي كار در بيرون را به پرورش فرزند ترجيح مي‌دهند. البته تمامي اين اتفاقات و دوري جستن از فرزندپروري به شكل سابق همگي منشأ اقتصاد بيمارگونه جامعه و فقر و تندگدستي افراد جامعه و نداشتن پشتواتواني قوي اقتصادي چراكه در اين روزگار وانفسا دخل و خرج با يكديگر جور درنمي‌آيد و تمامي افراد خانواده براي تامين مايحتاج و امرار معاش روزانه به‌جاي دورهم بودن و لذت بردن از لحظات زندگي مجبورند  يك و يا دو شيفت در بيرون از خانه به كار و فعاليت مشغول باشند تا بتوانند گذر روزگار كنند.

 در ايران متاسفانه گونه‌هاي جديدي از خانواده در حال شكل‌گيري است؛ مانند مجردي يا زوج‌زيستي كه در اين ميان كودك نقشي ندارد و اكثر اين افراد به دليل نداشتن فرزند به سمت‌وسوي نگهداري از حيوانات مي‌روند و جاي خالي فرزند را با نگهداري از حيوانات پر مي‌كنند.

 

چرا حيوان خانگي نگهداري مي‌شود؟

 «اينكه حيوانات خانگي جايگزين فرزند شوند، اصلا درست نيست و به هيچ وجه نمي‌توان حيوان خانگي را جايگزين فرزند قرار داد اما اينكه اين افردا به سمت نگهداري از حيوانات خانگي مي‌روند، شايد علت آن باشد كه نگهداري از حيوانات مسئوليت كمتر و نگهداري از آنها آسان‌تر است و اين حيوانات مي‌تواند رابطه نزديكي با انسان بر قرار كنند.»

اما نگهداري از حيوانات با توجه به اينكه نشأت گرفته از فرهنگ غربي است، اگر حيوان فقط يك حيوان خانگي باشد و اصول نگهداري از آن رعايت شود، يعني افراد بدانند كه چگونه بايد به آن غذا داد و از آن نگهداري كرد، مانعي ندارد اما بعضا مشاهده شده كه از حيوانات وحشي به‌عنوان حيوان خانگي استفاده مي‌شود كه اين كاملا اشتباه است.» تا جايي كه بسياري از جوانان براي كانون توجه بودن و هيجانات كاذب جواني درصدد نگهداري از بچه شير، يوزپلنگ، مار پنتون و... هستند  

 

نگهداري از حيوانات به جاي فرزندآوري

«روي آوردن به نگهداري حيوان به جاي فرزند به اين دليل است كه ترس از فرزندآوري به‌عنوان پديده‌اي در بين خانواده‌ها رسوخ كرده است. مساله نگهداري از حيوانات معضلي است كه افراد را درگير كرده تا جايي كه افراد در جامعه به جاي آنكه با هم ارتباط بيشتري داشته باشند، از هم دور و تنهاتر شده‌اند اما براي گريز از اين تنهايي به جاي فرزند، به سراغ نگهداري از حيوانات رفته‌اند و جاي خالي فرزند را با حيواناتي مثل سگ، گربه، موش‌هاي همستر، كاسكو، طوطي، مرغ مينا و... پر كرده‌اند.»

براي اين موضوع بايد فكري كرد. بايد فرهنگ‌سازي شود و امكانات لازم براي افراد جامعه فراهم شود تا به جاي آنكه به سراغ نگهداري از حيوانات بروند با فرهنگ خودمان آشنا شوند و كانون خانواده را محكم‌تر كنند.»

مخلص كلام اينكه آنچه امروز در جامعه ديده مي‌شود و متاسفانه در حال تبديل شدن به يك رويه عمومي است، تقليد كوركورانه از مظاهر سبك زندگي غربي است كه يكي از آنها كه به وفور قابل مشاهده و قابل لمس است نگهداري از حيواناتي مانند سگ و گربه در خانه است كه جا دارد مسئولان فرهنگي و همچنين نهادهاي قانونگذار چاره‌اي براي اين آسيب فرهنگي بينديشند تا اين همزيستي ناهمگون با فرهنگ ايراني- اسلامي به يك فرهنگ عمومي تبديل نشود و ارتباط و انس با سگ‌ها و ديگر حيوانات خانگي جايگزين مراودات اجتماعي در جامعه نشود.

گذشته از اين، پا نهادن افراد به دنياي تكنولوژي و عصر ارتباطات ديجيتالي و ورود به دنياي مدرن فضاي مجازي  و شبكه‌هاي اجتماعي كه خود باعث  دلسردي افراد جامعه و به طبع آن دوري جستن از مراودات افراد جامعه با يكديگر و فاصله‌گذاري  ارتباطات بين خانوادگي پدر و مادر، خواهر و برادر و ديگر خويشاوندان دور و نزديك- شده خود مجالي جدا از اين مبحث را مطلبد كه در اين مقال از حوصله خارج است.


ادامه مطلب
[ ۱۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۸:۳۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

تاجيك: شبكه مستند شبكه‌اي خلاق، بالنده و پوياست

 

پرهام نورافزا: نشست خبري و رونمايي از مستند «راه ناتمام» به نويسندگي و كارگرداني «اعظم نجفيان» و تهيه‌كنندگي «محمدعلي قاسمي» با حضور امير تاجيك رييس شبكه مستند، ميرزايي تهيه‌كننده تلويزيون و اصحاب رسانه‌ها صبح يكشنبه 12 مردادماه در ساختمان اين شبكه برگزار شد.

برپايه اين گزارش،. مجموعه مستند «راه ناتمام» به چالش‌ها و مشكلات قهرمانان ورزشكاري مي‌پردازد كه در مقاطع مختلف بين المللي و المپيك افتخار آفريده‌اند؛ بخصوص ورزشكاراني كه از مبارزه با رژيم اشغالگر صهيونيستي سر باز زده‌اند اما پس از اتمام دوره قهرماني‌شان در شرايط نامساعدي به‌سر مي‌برند و در جامعه رها مي‌شوند و دولتمردان و مسوولان مربوطه نيز هيچ وظيفه‌اي در قبال آن‌ها احساس نمي‌كنند.

توليد مجموعه‌هاي چالش‌برانگيز در جامعه تإثيرگذار است

در ابتداي اين نشست، امير تاجيك(مدير شبكه مستند سيما) با بيان اين مطلب كه ساخت اين مجموعه 8 ماه زمان برده است، گفت: با تغيير مديريت در شبكه مستند تلاش شده تا اين شبكه با توليد مجموعه‌هاي چالش‌برانگيز و با آسيب‌شناسي موضوعات روز جامعه، تاثيرگذاري خود را در جامعه ارتقا بخشد. براي تهيه و تصويربرداري اين مستند، عوامل توليد آن به شهرهاي مختلف كشور سفر كرده تا از نزديك با وضعيت زندگي ورزشكاران خطه‌هاي مختلف كشورمان آشنا و از ناگفته هاي شرايط فعلي آنها تصاويري تهيه كنند.

مجموعه مستند «راه ناتمام» كه داستان زندگي «فرشاد دركه» قهرمان ورزش‌هاي رزمي كيك بوكسينگ است در 5 قسمت 30 دقيقه‌اي براي مخاطب عام تلويزيون ساخته شده و به ريتم و ساختار متكي است؛ ضمن اينكه تنوع سوژه ها و اينكه از لحاظ بصري هر رشته ورزشي جذابيت خاصي دارد به جذابيت اين مجموعه مي‌افزايد. اين مستند از چهارشنبه 14 مردادماه ساعت 21 به روي آنتن مي‌رود و بازپخش آن روز جمعه ساعت 30/15 خواهد بود.

تاجيك تاكيد كرد: سعي ما در اين شبكه داشتن شبكه‌اي خلاق، بالنده و پوياست كه از همه سليقه‌ها در آن استفاده شود و بتواند با طيف وسيعي از مخاطبان ارتبازط برقرار كند.

وي، درباره انتخاب سوژه‌هاي مجموعه مستند «راه ناتمام» گفت: طيف ورزشكاراني كه در ابتدا انتخاب كرديم؛ متفاوت بود اما بسياري از آنها حاضر به همكاري نشدند و دايره كاري و فعاليت ما بسته‌تر از تفكر اوليه شد.

مدير شبكه مستند؛ با بيان اين مطلب كه ما اصرار داريم قسمت دوم اين مجموعه نيز ساخته شود، افزود: ما در ساخت چنين مجموعه‌هايي آسيب‌شناسي مي‌كنيم و راه‌حل ارائه مي‌دهيم. پرداختن چنين موضوعاتي كه به يك مسأله زير پوستي مي‌پردازند و قبلا نيز درباره آنها فيلمي ساخته نشده است و تنها در يك مقياس محدود و در ورزش فوتبال به آن اشاراتي شده بود؛ كار خيلي مشكلي است.

وي، درباره مجموعه‌هاي جديدي كه قرار است به زودي از شبكه مستند پخش شوند گفت: مجموعه مستند «اهل ايرانم» به كارگرداني مهدي بخشي مقدم در 10 قسمت نيم ساعته و مجموعه‌اي به نام «حرفه مستندساز» كه به بررسي فيلم‌سازي مستند در ايران و چالش‌ها و فرصت‌هاي موجود آن مي‌پردازد به زودي از شبكه مستند پخش خواهند شد.

با ديدي منصفنه ابعاد مختلف را به تصوير مي‌كشيم

در ادامه اين نشست، «محمد علي قاسمي» تهيه‌كننده و تصويربردار اين مجموعه مستند گفت: ما جلسات زيادي را با رييس شبكه مستند داشتيم و ماحصل اين جلسات براين شد كه در نظر داريم موضوعات موجود در جامعه را با ديدي منصفانه و با بررسي ابعاد مختلف آنها به تصوير بكشيم و در اختيار مخاطبان قرار دهيم و در اين راستا بيشتر بر موضوعاتي تمركز كنيم كه پيش از اين به آنها پرداخته نشده است.

وي با اشاره به سختي‌هاي ساخت اين مجموعه ادامه داد: اين آدم‌ها به دليل مشكلاتي كه برايشان پيش آمده بود؛ علاقه‌اي براي قرار گرفتن جلوي دوربين ما نداشتند و اين تفكر برايشان وجود داشت كه ممكن است با پخش اين مستند بر مشكلاتشان افزوده شود. به همين دليل نزديك شدن و ارتباط گرفتن با آنها كاري خيلي مشكل و طاقت فرسايي بود.

قاسمي ادامه داد: من با وجود اينكه سي سال سابقه كار مستندسازي و فيلمسازي دارم اما براي اولين بار بود كه چنين پروژه سختي را قبول كردم .اين مجموعه به لحاظ احساسي هم براي من و هم براي خانم نجفيان(همسرم) در مقام كارگردان خيلي سخت بود و در تمام طول كار چشمانمان پر از اشك مي‌شد و بغض گلوي ما را مي‌گرفت.

وي با تاكيد براين مطلب كه ما سعي كرديم در اين مجموعه با رعايت جوانب انصاف به‌طور منطقي مسائل را به تصوير بكشيم؛ گفت: تلاش ما اين بود كه به اين موضوع به شكلي منطقي و واقع بينانه بدور از سوء‌نيت نگاه كنيم و شرايطي فراهم نكنيم كه مشكلاتي براي اين افراد به وجود بيايد و همچنين نگاه يك سويه‌اي به مديريت‌ها نداشته باشيم.

سپس اعظم نجفيان (كارگردان مستند راه ناتمام) نيز گفت: آن چيزي كه بيشتر از همه مرا در طول ساخت اين مجموعه اذيت كرد اين بود كه مديران ورزشي به راحتي چشم خود را به روي قهرمانان مي بندند و مي‌گويند اين جوان‌ها اگر مي‌روند در مقابل جوانان ديگري هستند كه جايگزين شوند. آنها هيچ دغدغه‌اي در قبال ورزشكاراني كه عمرشان را از كودكي براي ورزش گذاشته‌اند و حالا كه در 25 سالگي هستند و تنها تخصص‌شان هم ورزش است ندارند و آن‌ها را به راحتي كنار مي‌گذارند.

وي با اشاره به اينكه دولت‌ها از قهرمانان فقط براي منافع خود استفاده مي‌كنند؛ گفت: قهرمانان ما در مجامع بين‌المللي شركت مي‌‌كنند و براي كشور افتخارآفريني مي‌كنند اما تاريخ مصرف‌شان كه تمام شد؛ به راحتي كنار گذاشته مي‌شوند. در صورتي كه دولت‌ها بايد براي ورزشكاران و قهرمانان برنامه‌ريزي داشته باشند و اين بي‌توجهي‌ها براي من در طول كار بسيار دردآور بود.


ادامه مطلب
[ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۱۷:۴۶ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

بخش عظيم اقتصاد در بخش صنعت فيلم‌هاي ويدئويي است

پرهام نورافزا: مجمع عمومي انجمن صنفي شركت ها و موسسات فيلم‌سازان ايران براي انتخاب اعضاي هيات مديره و اعضاي شوراي داوري عصر روز چهارشنبه 31 تيرماه با حضور بيش از 90 مديرعامل مؤسسات و شركت هاي فيلم سازي در ساختمان جديد اين مجمع واقع در خيابان ميرداماد تشكيل جلسه داد.

اساسنامه اين مجمع پس از بر و بيا و بگير و ببندها عاقبت در سال 89 نوشته و بازنويسي شد و در تاريخ 12 مردادماه سال 92 در ۴ فصل و ۳۸ ماده به تصويب مجمع عمومي فوق العاده انجمن صنفي شركت‌ها و موسسات فيلم‌سازان  ايران رسيد و تاكنون نيز بيش از 400 پروانه فعاليت فرهنگي صادر و  در حدود 170 شركت و موسسه عضو اين صنف شده اند.

ايرج محمدي مدير عامل مؤسسه تنديس فيلم و رييس دوره قبل هيات مديره  انجمن، ضمن قدرداني از زحمات تك تك اعضاي پيشين هيأت مديره كه در اين مجمع مسووليت داشتند تشكر كرد و گفت: امروز دورهم جمع شديم كه در امر مهم انتخاب اعضاي شوراي داوري و انتخاب اعضاي هيأت مديره در حضور آقاي مهدي پور نماينده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آن را هرچه باشكوه‌تر برگزار و به آن رسميت ببخشيم. در ابتداي اين جلسه انتخابات رييس و هيأت مديره مجمع توسط آراي اعضاي مجمع صنفي برگزار شد و از اين ميان بار ديگر «ايرج محمدي» به عنوان رييس هيأت مديره، «حبيب الهياري» به عنوان نايب رييس، «عليرضا كريم‌زاده» به عنوان منشي «حسين خوزروفي» و «محمد حسين بنايي» به عنوان ناظران مجمع و «مهدي كوهيان» مدير عامل موسسه مستند سازان موج نيز به عنوان دبير و «پويا پورمعاني، «محمد تن» به عنوان بازرسان اصلي و «مهدي اكبري» به عنوان بازرس علي‌البدل انتخاب شدند.

 سپس ايرج محمدي با ارائه گزارشي در خصوص فعاليت يكساله هيات مديره، با اشاره به اهداف موسسه بيان كرد: در دنياي مدرن امروز ابزارهاي توليد، پيچيده شده و تخصص‌هاي مختلفي را در عرصه فرهنگ و هنر به وجود آورده است. انجمن صنفي در حال انجام فعاليت‌هايي است كه با روي كار آمدن دولت جديد و به آرامش رسيدن صنوف سينمايي اميدواريم ادامه پيدا كند. اعتلاي حرفه و هنر و ايجاد يك نظام حرفه اي براي توسعه و توليد فيلم براي برنامه هاي شنيداري و ديداري، پشتيباني و حراست از حقوق صنفي مادي و معنوي اعضا و حضور فعال به عنوان يك مركز تخصصي و ذي صلاح در زمينه تصميم گيري كليه امور مربوط به شركت ها و موسسات فيلم سازي از جمله اهداف ماست.

دوستان خانه سينما خيلي مايلند در بخش ويدئو چنگ اندازي كنند

محمدي افزود: خوشبختانه انجمن صنفي شركت ها و موسسات فيلم سازان ايران به همت دوستان توانسته جايگاه خوبي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داشته باشد و در همه جلساتي كه در سازمان سينمايي برگزار مي شود يك نماينده از انجمن ما در آن جلسات حضور فعال دارد. ما الحمدا... در ارشاد با حمايت‌هاي آقايان: ايل‌بيگي، صادق موسوي ، فرجي، حيدر خليلي و خود ايوبي و مسافر آستانه از جايگاه خوبي برخورداريم . امسال در شوراي توسعه نمايش خانگي ديگاه‌هاي بلندي نسبت به اين رسانه وجود دارد. ما همپاي اتحاديه شوراي تهيه كنندگان سينما شركت كرديم و بسياري از اعضاي اين صنف در خانه سينما هم فعاليت دارند. دوستان خانه سينما خيلي دوست دارند كه ر بخش نمايش رسانه هاي خانگي(ويدئو) چنگ اندازي كنند و ما توانستيم در آنجا از حق و حقوق دوستان دفاع كنيم و مدافع حقوقشان باشيم. به عنوان مثال در بخش پوستر فيلم‌ها آنان سعي داشتند به ما بقبولانند كه اندازه و ابعاد پوستر فيلم‌هاي ويدئويي بايد كوچك‌تر از پوسترهاي فيلم هاي خودشان باشد و يا در بحث قاچاق فيلم ها ما توانستيم با مسؤلان سازمان سينمايي ارشاد بحث‌هاي مبسوطي داشته باشيم كه نتيجه‌اش خيلي هم به نفع انجمن ما تمام شد.

وي افزود: در آينده نچندان دور اتفاق خيلي خوبي خواهد افتاد و انجمن ما نيز بايد در اين زمينه بسيار فعال باشد و آن هم در بحث پخش فيلم‌هاست كه با جلسه اي كه با جناب «مسافر آستانه» مدير رسانه هاي تصويري داشتيم هم اكنون 17 اپراتور آماده پخش فيلم توليدي شركت‌ها و موسسات فيلمسازان ايران كه پروانه ساخت و پروانه مالكيت دارند هستند كه با هماهنگي انجمن و معرفي آنان به رسانه تصويري يكي از اپراتورها براي اين كار انتخاب مي شود و حق دستمزد تهيه كننده و حق اپراتور هم به شكل آنلاين در اين امر پرداخت خواهد شد و ديگر مدير يك شركت و يا موسسه‌اي نگران پخش فيلم خود نيست و با خيال راحت اين كار اتوماتيك وار با اين تدبيري كه انديشيده شده انجام خواهد شد و حق‌تان را هم دريافت خواهيد كرد. به عنوان  هشدار اين مطلب را هم در نظر داشته باشيد كه اگر با جايي قرار داد مي بنديد فقط حق «DVD» را به آنها بدهيد حق «UVD» منحصر به شما و متعلق به خودتان است.

برخي از دوستان انجمن از ما توقع دارند كه براي آنان كار ايجاد كنيم ما وظيفه‌اي براي ايجاد كار نداريم ما سعي مي‌كنيم براي شما بستري را براي ايجاد كار فراهم بياوريم و اين بستر چنين است كه اگر پروانه ساختي از وزارت ارشاد در شورايي كه بعدا تشكيل خواهد شد يا با ما مشاركت، يا سرمايه گذاري و يا به ما وام بدهد و يا به نوعي با اين شركت‌ها همكاري كند. با اين حركت در خلاء بازار فرهنگ و هنر اين كشور كه چند سالي است به آن لطمه وارد مي شود ما مي‌توانيم در اين زمينه فعال باشيم. البته تله فيلم هايي كه دوستان مي سازند در نظر داشته باشند كه آنها بايد ارزش كيفي بالايي داشته باشد و هم به لحاظ استانداردهاي جهاني، استاندار بالايي داشته باشد. ما در بخش تله فيلم توانستيم اين فعاليت را انجام دهيم ولي در بخش سريال‌سازي سازمان سينمايي بودجه كافي ندارد كه با ما مشاركت كند.

صنفي كه در آن اتنتقاد سازنده نباشد صنف پويايي نخواهد بود

ايرج محمدي در ادامه افزود: ما در جلسه هيأت مديره خودمان به صورت مصويب آورده ايم كه آغوش باز و سينه فراخ داريم براي شنيدن انتقاد. صنفي كه در آن اتنتقاد سازنده وجود نداشته باشد آن صنف، صنف پويايي نخواهد بود. اين انتقادات شامل رييس و اعضاي هيأت مديره، اعضاي شوراي داوري، بازرسان و همه اركان اين مجمع خواهد بود. اگر انتقادي وجود دارد بيان كنيد اما انتقاد بايد انتقاد سازنده باشد و باعث شود كه اين صنف يك درجه بالاتر از آن چيزي كه هست بيايد ما با كمال ميل و با آغوش باز آن را مي پذيريم.  هيچ وقت ما نبايد انتقاداتمان را به سمت تهمت، افترا و ناسزاگويي بكشانيم. چون متاسفانه ديده شده در فضاهاي مجازي بعضا حرفهايي زده مي شود كه زيبنده و در شأن اين صنف نيست و اساسا به همين دليل هم اين مصوبه را به  اساسنامه اضافه كرديم كه اعضاي اين انجمن از اين اتفاقات پرهيز كنند.

وي متذكر شد: من در اينجا اعلام مي‌كنم اين مصوبه هيأت مديره است كسي كه انتقادي دارد بايد داراي «استدلال، سند و مدرك» باشد آنجايي كه سند و مدرك و استدلاي نداشته باشد و بخواهد در فضاي مجازي به ديگران تهمت بزند هيأت مديره بر عليه او شكايت مي كند و آن را به شوراي داوري مي دهد و اگر شوراي داوري به آن رأي داد ما آن را به مجامع قضايي مي كشانيم . اين را به غايبين جلسه هم انتقال بدهيد.

محمدي اشاره كرد: دكتر محمدزاده به عنوان مسوول اتاق فكر ما در اين انجمن به زودي كارشان را شروع خواهد كرد. من از همه اعضا مي‌خواهم كه ايده ها و نظراتشان را در اتاق فكر ما مطرح كنند كه ما بتوانيم بر اساس اين ايده ها و نظرات مصوبه هيأت مديره بگيريم و به جلو حركت كنيم. با مسافر آستانه صحبت‌هايي را انجام داديم مبني بر اينكه بخشي از جشنواره فيلم «ياس» را به عهده ما بگذارند و در اين خصوص آقاي «تحويليان» نماينده انجمن و مسوول برگزاري جشنواره فيلم «ياس» هستند كه با رسانه هاي تصويري در برپايي اين جشنواره و برپايي ورك‌شاپ‌ها با هم همكاري خواهيم داشت. ما در اين جشنواره تنديس ويژه براي بخش «بهترين فيلم ويدئويي» اهدا خواهيم كرد، جوايز نقدي همراه با ورك‌شاپ‌هايي كه قرار است تا 15 روز ديگر برنامه آن را به ما تحويل بدهند برگزار خواهيم كرد.   

در ادامه اين جلسه محمدي در خصوص سوال يكي از اعضاي اين مجمع كه چرا ارشاد در خصوص دفترچه هاي سياست هاي سينمايي خودشان هم به آن عمل و اعتنايي نمي‌كنند؟ بيان كرد: وزارت ارشاد هم مانند بقيه دستگاه‌هاي دولتي به روز است و تصميم‌گيري هايش به روز است ولي سياست‌هايي وجود دارد كه بايد باهم با تدبير و با مدارا و جاهايي هم كه صنف در آن گيري دارد ما بايد وارد گود شويم. واقعيتش اين است كه سازمان سينمايي اصلا اهميتي براي بخش ويدئو قائل نبود و آن را جدي نمي گرفت اما ما توانستيم كه اين ماجرا را جا بيندازيم تا جايي كه جناب ايوبي رييس سازمان سينمايي ارشاد گفتند كه امسال سال نمايش خانگي و ويدئو است و فكر مي كنم كه بايد پله پله راه را جلو برويم.

محمدي خاطرنشان كرد: همين كه ما جلو رفتيم و شوراي توسعه نمايش خانگي به وجود آمده و ما نيز در آن حضور فعال داريم و ديگر پروانه ساختي صادر نمي‌شود مگر اين كه حتما در شركت هاي فيلم‌سازان اين اتفاق بيافتد و يا تهيه‌كننده‌اي كه قرار است پروژه‌اي را بدست بگيرد بايد كاملا حرفه‌اي باشد و از طرفي هم مورد قبول  صنف ما باشد اين يكي از دستاوردهاي مهمي است كه توسط صنف ما به وجود آمده است.

وي ادامه داد: الان 170 شركت عضو ما هستند و از اين ميان 112 عضو فعال هستند و حق  عضويت پرداخت مي كنند در عرصه سينما شايد ساليانه 100 فيلم ساخته شود. اما از توليدات و محصولات ويدئويي موسسات و شركت هاي فيلم سازان ايران  به طور آني 50 ميليون مخاطب دارند. سريال هاي تلويزيوني، فيلم هاي مستند، تله فيلم و گونه هاي مختلف شامل اين محصولات هستند و از اين جهت اين صنف حائز اهميت است. در واقع 50 ميليون بيننده به معناي اهميت داشتن اين صنف‌ها و شركت هاست.

محمدي در ادامه صحبت‌هاي خود در خصوص روشن بودن تكليف بودجه اين صنف متذكر شد: با مسوولان سازمان سينمايي جلسات متعددي را مبني بر اختصاص بودجه براي انجمن صنفي فيلمسازان ايران برگزار كرديم. چندين جلسه با حبيب ايل‌بيگي و يك، دو جلسه هم با جناب ايوبي در اين باب ديدار داشتيم و خوشبختانه توانستيم تقاضاي 273 ميليون تومان بودجه براي صنف كرديم كه حبيب ايل‌بيگي در مراسم افطاري رياست جمهوري به من گفت كه ما خيلي كه بتوانيم 100 ميليون بودجه براي شما جفت و جور كرديم.

در بخش صنعت ويدئو خوب مي‌توان پول درآورد

بخش عظيم اقتصاد در بخش صنعت فيلم‌هاي ويدئويي است و در اين بخش خوب مي‌توان پول درآورد و اين مستلزم انرژي و همتي است كه توسط شما عزيزان بايد صورت بگيرد و بايد پشت هم باشيم. تعارف نداريم «حيدر خليلي» مشاور سازمان سينمايي به ما اعلام كرد كه دو تا برنامه به ما بدهيد يكي در خصوص افق بخش رسانه‌اي و دوم اين كه افق صنف‌تان را برايم بگوييد و الان 3 ماه از اين مذاكره گذشته و ما هنوز نتوانستيم 3 تا كاغذ نامه برايشان بفرستيم.

كاري كه خانه سينما نتوانست انجام دهد صنف ما آن را انجام داد

از جمله كارهاي شاخص ديگري كه صنف ما توانست انجام بدهد درباره دانش بنيان رياست جمهوري جلسات خيلي متعددي برگزار شد كاري كه خانه سينما نتوانست انجام دهد صنف ما آن را انجام داد. به عنوان نمونه بخش فيلمنامه دانش بنيان اصلا حسابش نمي كردند اما ما توانستيم به آنها برنامه‌ بدهيم و فيلمنامه را نيز جزو دانش بنيان قرار بدهيم. در بخش هاي صدا ، تصوير، دكور، انيميشن و... شركت كردند و اگر كسي هم طرح دانش بنياني دارد مي‌توانيم با معرفي نامه از سوي انجمن آن طرح را در قالب دانش بنيان رياست جمهوري مطرح و ارائه بدهيم.

وي در پايان درباره تغيير اساسنامه انجمن گفت: اساسنامه فعلي مورد تأييد همه اعضاي صنف و سازمان سينمايي است. در اساسنامه قبلي مدير عامل داشتيم اما در اساسنامه جديد  نداريم. هيأت مديره وظايفي دارد و دبيري هم خارج از اعضاي هيأت مديره داريم كه مي تواند به صورت استخدامي به صنف متصل شود. هيأت مديره ما بيشتر به دنبال رتبه بندي شركت هاست و طبعا اين رتبه بندي‌ها براساس فعاليت شركت ها به وجود مي آيد.

وي افزود: شوراي داوري انجمن صنفي شركت‌ها و موسسات فيلمسازان ايران از همان اوايل فعاليت خود شكل گرفت اما به دليل مشكلات خانه سينما كارش قوت نگرفت. عباس تجويدي، مرتضي مه نگار، خانم تركمان و پاليزدار از اعضاي هيأت داوري دوره قبل، 101 پرونده در شوراي داوري شكل گرفته كه 60 پرونده با صلح و سازش مختومه شده و 13 پرونده نيز هم‌اكنون در حال بررسي هستند. اميدوارم با انتخاب جديد اعضاي اين شورا همچون گذشته در كارها و وظايف خود تلاش و جديت از خود نشان داده تا خداي ناكرده حقي از كسي ضايعه نگردد.

سپس بيانيه شوراي داوري توسط مهناز مظاهري كه جزو اعضاي اين شورا در دوره قبل بود براي حضار قرائت شد و پس از آن 14 نفر از ميان مديرعاملان شركت ها و موسسات فيلم‌سازي براي عضويت در اين شورا كانديد شدند كه اسامي آنها عبارتنداز:

مجيد كريمي، عليرضا حسيني، علي محمدزاده، علي شيرمحمدي، محسن قيصري، علي اردستاني، عباس تجويدي، كيانوش گرامي، هادي انباردار، عبدالرحيم غفوريان، مهناز مضاهري، حسين خوزروفي، نادره تركماني و مجيد بصيري.

گفتني است در پايان اين جلسه از ميان 14 كانديد اعضاي شوراي داوري؛ علي محمدزاده، علي اردستاني، مهناز مظاهري، عليرضا حسيني، محسن قيصري، عباس تجويدي و هادي انباردار به عنوان عضو اصلي و عبدالرحيم غفوريان و علي شيرمحمدي به عنوان عضو علي البدل شوراي داوري اين مجمع به مدت 2 سال انتخاب شدند.


ادامه مطلب
[ ۲ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۴:۱۶:۴۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

به دليل حرفه و شغلمان  تا زماني كه به نوعي مطرح نشويم ديده نمي‌شويم

 

پرهام نورافزا: پرفروش بودن فيلم‌هاي سينمايي غالبا هم به داستان فيلمنامه و برمي‌گردد و هم به شخص كارگردان و سوپراستارهايي كه نام آنان تضمين كننده گيشه سينماهاست و در آن بازي دارند. اما مخاطبان سينمارو اغلب فيلم‌هاي پرفروش را از اين دو منظر نگاه مي‌كنند و كسي زحمات و تلاش‌هاي بي‌دريغ عوامل فني پشت دوربين را مشاهده نمي‌كند. عواملي كه هريك خود به تنهايي در ارائه كيفيت مطلوب يك فيلم سينمايي و يا سريال‌هاي تلويزيوني دخيل و تأثيرگذار هستند و بدون حضور آنان و عدم هنرنمايي كه در يك اثر سينمايي به خرج مي‌دهند فيلم پرفروشي نخواهيم داشت. فيلم‌هاي پرفروش اكران اين ماه همچون: «گينس»، «نهنگ عنبر»، «رخ ديوانه» و «ايران برگر» بدون حضور و تلاش  عوامل فني پشت دوربين اعم از: چهره‌پرداز، تدوينگر، صدابردار و صداگذار، آهنگساز، طراح صحنه و لباس و... هيچگاه نمي‌توانستند لقب پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سينمايي را به خود اختصاص دهند.

موفقيت يك اثر سينمايي بستگي به همه عوامل توليد آن دارد و هنرنمايي و حرفه هريك از اين عوامل از نويسنده و كارگردان گرفته تا طراح صحنه و لباس در ساخت و توليد يك اثر سينمايي پرفروش با هماهنگي يكديگر همانند زنجيري بهم متصل هستند و اگر هركدام از اين حلقه‌هاي زنجير ناهماهنگ با گروه فعاليت كند هيچگاه يك اثر فاخر و يا يك اثر سينمايي پرمخاطب و پرفروش ساخته نخواهد شد.

 بنابراين برآن شديم تا با عوامل فني فيلم‌هاي پرفروشي كه هم‌اكنون روي اكران سينماها هستند در اين باب گپ كوتاهي داشته باشيم.

 

اولويت در پرفروش بودن فيلم‌ها بستگي به قصه و داستان خوب دارد

مهين نويدي، چهره پرداز «ايران برگر»

اولين چيزي كه در فروش يك اثر سينمايي اولويت دارد و مي تواند تأثيرگذار باشد، قصه و داستان خوب آن فيلم است. در ابتداي توليد و در نگاه اول و با خواندن فيلمنامه يك اثر به راحتي مي‌توان فهميد كه با داستان خوبي كه اين فيلمنامه دارد مي‌تواند فيلم پرمخاطب و پرفروشي باشد. به نظر من در درجه اول قصه خوب است و در درجه دوم كارگردان و بازيگر و مابقي عوامل توليد است كه مي تواند در موفقيت و پرفروش بودن يك فيلم تأثيرگذار باشند و هركدام از عوامل فني در جايگاه خود مثل: صدابردار، چهره پرداز، فيلمبردار و... در اين امر دخيل هستند. نا گفته نماند كه اين عوامل فني هم بايد كاربلد بوده و هم نسبت به حرفه و هنري كه قرار است در ارائه يك اثر سينمايي از خود به جاي بگذارد از فهم، دانش، تجربه و آگاهي لازم برخوردار باشد. ما جوانان هنرمند، باتجربه مستعد و با انگيزه‌ در سينما زياد داريم كه بتوانند در حرفه خود و در توليد يك فيلم سينمايي هنرنمايي كنند اما متأسفانه ميدان به آنها داده نمي‌شود كه خود را بتوانند ثابت كنند. تجربه نشان داده كه حضور اين جوانان در كنار حرفه‌اي ها و هنرمندان پيشكسوت در هر صنوفي از سينما زماني كه براي خلق اثر با يكديگر اد قام مي‌شوند به نظر من خروجي كارشان آن طور كه بايد و شايد مطلوب و شايسته نشده است.

متأسفانه هنرمندان پيشكسوت ما در هر صنف اعم از: صدابردار، فيلمبردار، چهره پرداز و... به دليل تجربه و حرفه اي كه دارند و هركدام نيز دستياري هم دركنار خود دارند و اين خود باعث مي‌شود كه دستمزدها بالا برود و برخي از تهيه‌كنندگان هم سعي مي‌كنند ساخت و توليد يك فيلم سينمايي را با هزينه كمتر  به انجام برسانند و در اين سالها ديده شده وقتي كه توليد فيلمي با داشتن قصه خوب و جذاب اما با صرف‌جويي زياد و بي‌رويه در هزينه ها و پرداخت دستمزدهاي ناچيز به عوامل توليد، فيلم خوب و جذابي از آب در نيامده است. در سريال‌هاي تلويزيوني هم بارها ديده‌ايم كه با داشتن قصه‌اي جذاب نتوانسته‌اند مخاطبان خود را مجذوب خود كنند و اين نقصان ناشي از تهيه‌كنندگاني است كه مي خواهند با هزينه كمتر و با پرداخت دستمزدهاي ناچيز به عوامل و دست‌اندركاران آن پروژه، سريالي جذاب براي رسانه ملي بسازند.

وي درخصوص اين كه عضويت هنرمندان در كانون صنوف خانه سينما مي‌تواند براي هنرمندان توجيه اقتصادي داشته باشد و باعث شود كه در كارهاي بيشتري دعوت به كار شوند، معتقد است: عضويت در كانون صنوف خانه سينما نه مي‌تواند به لحاظ مالي براي هنرمندان توجيه اقتصادي داشته باشد و نه برندي براي دعوت به كار شدنشان در پروژه هاي سينمايي. خيلي از دوستان و همكارانمان هستند كه در اين كانون‌ها عضو هستند ولي با توجه به سابقه،حرفه و هنري كه دارند چند سالي است كه بيكار بوده و به لحاظ مالي و معيشتي دچار مشكل شده‌اند. متأسفانه در سينما پارتي بازي و باندبازي به وضوح ديده مي‌شود و فلان كس كه فاميل فلان كارگردان و يا تهيه‌كننده است به واسطه اين رابطه در كارهاي زيادي هم حضور دارد اما از آن سو گريمورها و چهره‌پردازهايي كه اغلب هم خانم هستند و در كار خود حرفه‌اي هم هستند هم‌اكنون بيكارند و بيشتر از آقايان اسفاده مي‌شود و به اعتقاد من اين اجحافي است كه درخصوص اين عزيزان مي‌شود. به عنوان مثال من داراي مدرك درجه يك هنري هستم اما اين مدرك هيچ كمكي به لحاظ مالي و حضورم در كارهاي متعدد نمي‌كند ولي در نهايت از اين خوشحال مي‌شوم كه كاري كه ارائه مي‌دهم ديده مي‌شود و اين براي خود من خيلي ارزشمند است.

مردم از قصه‌هاي شاد و سرگرم كننده استقبال مي كنند

حسن زاهدي، صدابردار «گينس» و «نهنگ عنبر»

فيلم‌هاي پرفروشي كه هم‌اكنون روي اكران هستند كارهاي بسيار سختي بودند و هرچقدر كه شما تلاش كنيد براي رفاه ديدن و شنيدن مخاطبان و از نظر فني مثل صدا و تصوير بتوانيد كيفيت بالا و مطلوبي ارائه دهيد طبيعتا با رضايت بيشتري  مخاطبان را به سوي سينما جذب مي كنيد و از اين منظر عوامل فني(صدابردار، تصويربردار، چهره‌پرداز، طراح صحنه و لباس و...) نقش مهمي مي‌توانند انجام بدهند و ايفا كنند. از منظر ديگر قصه و موضوع داستان اهميت فراواني در فروش يك فيلم دارد و مردم از قصه‌هاي شاد و سرگرم كننده استقبال فراواني مي‌كنند و در اين دو فيلمي كه من كار كردم از اين دو قاعده مستثني نبود. به اعتقاد من حضور هنرمندان توانا در كنار يك پروژه صددرصد مي تواند تأثيرگذار باشد البته نه به نسبت بازيگران. بالاخره تأثيرات ايفاي نقش يك بازيگر در هر فيلم نشان داده مي شود اما تأثيرات حرفه ما كه عوامل پشت دوربين هستيم ممكن است در دراز مدت ديده شود، نه در يك يا دو فيلم. چرا كه به دليل حرفه و شغلمان  تا زماني كه به نوعي مطرح نشويم ديده نمي‌شويم.

همه عوامل توليد يك اثر از بازيگر گرفته تا طراح صحنه و لباس به مانند زنجيري به هم متصل هستيم و هنرنمايي هر يك از عوامل در گرو هنرنمايي ديگري است و در مجموع اين هنرنمايي‌ها با هماهنگي همديگر و يكپارچه شدن خروجي‌اش مي‌شود همين فيلم‌هاي پرفروشي كه روي اكران سينماها هستند. بازيگر بازي خودش را ارائه مي دهد و عوامل فني پشت دوربين هم به آن رنگ و لعاب داده و پرداختش مي‌كند براي ارائه يك كار با كيفيت و شايسته براي مخاطبان خود و در اين مجموعه به هم پيوسته و زنجيروار كسي نمي تواند تك‌رو باشد.

متأسفانه عدم امنيت شغلي باعث كم كاري برخي از هم صنفان و ديگر دوستان هنرمند ما شده است. از طرفي هم برخي از تهيه‌كنندگان سينما با استفاده از ناكاربلدها و كساني كه به تازگي وارد اين حرفه شده‌اند و فقط به واسطه رايزني‌هايي كه بين اهالي سينما وجود دارد و با ارتباط فاميلي كه با فلان كارگردان و تهيه‌كننده و... دارند با پرداخت دستمزد كمتر و براي كمتر هزينه كردن توليد يك فيلم از آنان استفاده مي كنند و اين خود باعث مي شود كه از هنرمندان باسابقه و حرفه‌اي در توليد فيلم‌ها كمتر استفاده كنند و همه اين دلايل عدم امنيت شغلي و كم كاري هنرمندان و در نهايت عدم تأمين مالي مشكلات مالي را براي آنان فراهم مي‌سازد.     

عوايد حاصل از اكران فيلم‌هاي پرفروش فقط به نفع بازيگران است. اگر فيلمي در مدت اكران عمومي خود پرفروش باشد از طرفي هم باعث بالا رفتن دستمزد بازيگران مي‌شود و هم باعث تعدد و سفارش بازي آنان در كارهاي ديگر كارگردانان مي شود. هيچ يك از اين دستاوردها براي ما كه پشت دوربين كار و تلاش مي‌كنيم شامل حال ما نمي‌شود. چه فيلم فروش كند و چه نكند ما همان دستمزد را مي‌گيريم و ريالي هم به آن اضافه نمي‌شود. سفارش كار هم به همان شكل سليقه‌اي و سفارشي – ارتباطي است و به نوع تلاش و هنري كه با تمام وجود در ساخت يك كار به خرج مي‌دهيد ارتباطي پيدا نمي كند.        

متأسفانه برخي سوءتفاهمات باعث كم كاري ما پيشكسوتان و قديمي‌ها شده و آن اين است كه اگر من صدابردار باتجربه آن هم با سابقه‌اي كه در اين سالها براي خود كسب كرده ام اعلام مي كنم كه دستمزد من فلان مبلغ است همه آن مبالغ تنها براي من نيست. بخشي از آن صرف استهلاك دستگاه‌هايي است كه در پروژه‌هاي سينمايي همراه خود سركار مي‌برم و بخشي ديگر دستمزدي است كه به دستيار خود پرداخت مي كنم و تنها بخشي از آن شامل حال من مي‌شود.

موجي وارد سينما شده كه فيلم ها را ارزان تر بسازند

مرتضي غفوري، فيلمبردار « ايران برگر» و « گينس»

عوامل پشت دوربين و صحنه خيلي نمي توانند در فروش فيلم ها تأثيرگذار باشند حتي خيلي از كساني كه فيلم را مي‌بينند نه ما را مي‌بينند و نه مي‌شناسند اساسا با كارهاي ما هم آشنا نيستند. براي همين ما كه در پشت دوربين فعاليت مي‌كينم ديده نمي‌شويم مگر آن كه به نوعي يا در مراسمي مطرح شويم. آن وقت است ديده مي شويم. فقط ما مي توانيم تكميل كننده آن اثري كه ساخته شده  باشيم.

در حال حاضر موجي وارد سينما شده كه البته همه رشته‌ها را هم شامل مي‌شود و آن اين است كه تهيه كننده ها به دنبال اين هستند كه فيلم ها را با ارزان ترين قيمت بسازند براي همين در ساخت و توليد يك اثر سينمايي به دنبال عوامل فني مي گردند كه دستمزد كمتري بگيرند. به همين دليل بيشتر هنرمندان باسابقه و پيشكسوتان ما در حال حاضر بيكار هستند و متأسفانه به دليل عدم نقدينگي معيشت روزمره خود را به سختي مي گذرانند و عضويت در كانون صنوف خانه سينما هم كمكي به اين قضيه نمي كند چرا كه نه حقوقي به آنان پرداخت مي‌شود و نه بيمه درست درماني دارند كه در آينده از مزاياي بازنشستگي‌اش استفاده كنند و نه اين كه اين كانون براي كار در يك پروژه به او سفارش كار دهد. 

اكران فيلم هاي پرفروش تنها آن هم دو جانبه به نفع بازيگران تمام مي‌شود. به اين واسطه آنها هم دستمزدهاي خود را بالا مي برند و هم براي بازي در كارهاي كوناگون براي تضمين گيشه ها به ْآنان سفارش كار مي‌دهند. عوامل فني پشت دوربين از پرفروش بودن فيلم‌ها كوچك‌ترين بهره اي نمي‌برند. به قول معروف «نه برايشان آب مي شود و نه برايشان نان». پرفروش شدن فيلم‌هايي كه آنان در آن پروژه كار كرده‌اند نه تأثيري در دستمزد آنها پيدا مي‌كند و نه باعث سفارش كارهاي متعدد براي آنان مي‌شود. تنها فقط براي آنان برندي مي‌شود براي فعاليت در كارهاي ديگر.

بازيگر به تنهايي نمي‌تواند عامل فروش زياد يك فيلم باشد

مهري شيرازي، طراح چهره‌پرداز «ايران برگر»

اولويت فيلم‌هاي پرفروش داشتن قصه‌اي خوب و پروپا قرص است و در وهله بعد بازيگر و كارگردان و ساير عوامل دست‌اندركار قرار دارند. فيلمنامه خوب و حرفه اي با داشتن عوامل فني و توليد حرفه‌اي مي‌تواند كاري پرفروش و پرمخاطب را به ارمغان بياورد. به نظر من بازيگر به تنهايي نمي‌تواند عامل فروش زياد يك فيلم سينمايي باشد چرا كه اگر فيلمنامه خوب باشد ولي عوامل فني پشت صحنه آن حرفه‌اي و كار بلد نباشند قطعا نمي‌توان كاري پرفروش و در خور شأني توليد كرد. هرچقدر كه بازيگر در كارش توانا باشد و هركدام از عوامل فني پشت دوربين نتواند به درستي كار و هنر آن بازيگر را به تصوير بكشد و به مخاطب خود القا كند از آن فيلم استقبالي صورت نخواهد گرفت.

پس بنابراين همه عوامل توليد يك اثر مانند مجموعه‌اي بهم پيوسته بايد بهم متصل باشند و در واقع در ساخت و توليد يك اثر سينمايي مكمل همديگر باشند. بازيگر، كارگردان، نويسنده، صدابردار، صداگذار، فيلمبردار، تدوينگر، طراح صحنه و لباس، آهنگساز موسيقي متن و... هر كدام در رشته خود بايد داراي آگاهي، بينش، دانايي،فهم و درك واحدي براي ساخت يك اثر داشته باشند تا با هماهنگي منسجم بتوانند اثري فاخر و پر فروشي را براي مخاطبان سينما توليد كنند.

در سينماي ما هميشه عوامل فني پشت دوربين مظلوم واقع شده‌اند. اگر از يك فيلم استقبالي صورت بگيرد و به عنوان فيلم پرفروش سال هم لقب بگيرد چيزي عايد عوامل زحمتكش پشت دوربين نمي‌شود، نه دستمزد آن ها در كارهاي بعدي افزايش مي‌يابد و نه باعث دعوت به كارشان در فيلم هاي متعدد مي گردد. اما به نوعي براي آن‌ها برند كاري در كارنامه هنري‌شان محسوب مي‌شود كه مثلا فلان كس فيلمبردار يا چهره‌پرداز فلان فيلم پرفروش سال است و ممكن است اين قضيه در دراز مدت هم باعث افزايش دستمزدشان شود اما نه بلافاصله.

متأسفانه معضلي كه در سينماي ما وجود دارد اين است كه برخي از كارگردانان و تهيه كننده‌گان سينماي ما همه هم و غم‌شان اين است كه چگونه فيلمي بسازند كه برايشان ارزان‌تر و كم هزينه‌تر تمام شود و اصلا هم برايشان مهم نيست كه عوامل فني پشت صحنه كارشان آدم‌هاي باتجربه و با سابقه باشند همين كه ساخت فيلم با هزينه كمتر ارزان‌تر تمام شود برايشان كافي است. تنها كارگردانان حرفه‌اي دغدغه اين را دارند كه در توليد و ساخت يك اثر شاخص از عوامل فني حرفه‌اي و با تجربه بهره‌گيرند.

سوپراستارها هم ديگر عامل فروش فيلم‌ها نيستند

فرشاد محمدي، فيلمبردار «نهنگ عنبر» و «گينس»

كار عوامل فني پشت دوربين به طور مستقيم خيلي نمي‌تواند در پرفروش بودن فيلم ها تأثيرگذار باشد. علتش هم اين است كه از يك سو قصه و موضوع خوب در فيلمنامه و از سوي ديگر حضور بازيگران و تا حدي اسم كارگردان مي‌تواند در پر فروش بودن يك فيلم تأثير بسزايي داشته باشد و حضور مابقي عوامل پشت دوربين آنچنان كه بايد نمي‌توانند در فروش يك فيلم تأثيرگذار باشند. به عنوان مثال براي ما كه مشغول كار در پروژه‌اي هستيم خيلي فرقي نمي كند كه اين فيلم در آينده پرفروش باشد يا نباشد، در واقع سعي مي كنيم كارمان را به بهترين شكل ممكن انجام دهيم. اين كه فيلم پرفروش بشود يا نشود به تهيه‌كننده و مدير پخش فيلم و بازار بر مي گردد و عوامل فني تأثيري در فروش آنها ندارد. جز اين كه عوامل فني آدم‌هاي حرفه‌اي باشند و كارشان را هم حرفه‌اي و به نحو احسن انجام بدهند طبيعتا آن فيلم از نظر تكنيكي ممكن است سر و شكل بهتري پيدا بكند.

پيشتر در همه جاي دنيا و حتي در سينماهاي تكنيكي هاليود هم پرفروش شدن يك فيلم را مديون بازيگر و كارگردان آن اثر مي دانستند اما در حال حاضر به غير از دو، سه بازيگر كه اسمشان باعث فروش فيلم مي‌شوند سوپراستارها هم ديگر عامل فروش فيلم‌ها نيستند و قصه خوب و پرمحتواي يك اثر در سينماي كنوني ما عامل پرفروش شدن فيلم ها محسوب مي‌شوند.

از منظر ديگر بخواهيم نگاه بكنيم مي‌بينيم كه پيشتر خيلي از فيلم هاي پرفروش بوده اند كه عوامل فني درجه چندم داشتند پس بنابراين خيلي پرفروش شدن فيلم‌ها ربطي به عوامل فني پشت دوربين ندارد‌. وجود قصه كمدي و شاد در فيلمنامه ها كه در حال حاضر مردم ما بيشترين گرايش را به اين نوع ژانر سينمايي دارند باعث موفقيت و پرفروش شدن صد در صد يك اثر سينمايي دارد.  

هيچ چيزي اعم از پرفروش بودن و يا كم فروش بودن يك اثر و همچنين وجود مسائل هسته اي هم روي دستمزد ما تأثيري ندارد. عضويت در كانون صنوف خانه سينما خيلي تأثيري بر روند اقتصادي هنرمنداني كه در حال حاضر بيكار هستند ندارد. هستند آدم‌هايي كه عضو هيچ كانوني نيستند اما در سينما پركارند و از طرف ديگر هستند عزيزاني كه عضو كانون صنوف خانه سينما هستند اما سالهاست كه بيكارند هستند. 


ادامه مطلب
[ ۳۱ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۰۴:۱۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

رحمت اميني: در حال توليد نمايش‌هاي اقتباسي هستيم

 

نشست رسانه‌اي نمايش‌هاي رپرتوار «ماه تئاتر استان‌ها» سه شنبه 30 تيرماه در حوزه هنري برگزار شد.

رحمت اميني مدير مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري با بيان اين كه هفت گروه‌ از تئاتر مراكز استاني حوزه هنري طي يك ماه در حوزه هنري اجرا خواهند داشت، اظهار كرد: در طول 3 سال و اندي كه مديريت مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري را بر عهده داشتم، به طور موردي از گروه‌هاي نمايشي استان‌هاي مختلف دعوت كرديم تا در حوزه هنري اجراي عموي داشته باشند، اما اين كه در زمان مشخصي گروه‌هاي متعدد بتوانند در تهران اجرا داشته باشند، براي نخستين بار است كه در حوزه هنري اتفاق مي‌افتد.

وي ادامه داد: با اعتقاد بر اين كه جشنواره سوره ماه، جشنواره‌اي توليد محور است و نمايش‌هايي كه براي جشنواره توليد مي‌شود، در واقع براي اجراي عمومي است، تصميم گرفتيم تا آثار برگزيده و با كيفيت اين جشنواره را براي اجراي عمومي در رپرتوار «ماه تئاتر استان‌ها» انتخاب كنيم.

اميني خاطرنشان كرد: دليل انتخاب عنوان «ماه تئاتر استان‌ها» براي نمايش‌هاي رپرتوار اين است كه خروجي اين نمايش‌ها، خروجي جشنواره سوره ماه است و همچنين قرار است كه در طول يك ماه به روي صحنه بروند. بنا داريم تا در سال‌هاي آينده نيز اين روند را تثبيت كنيم و ادامه بدهيم.

وي با تاكيد بر اين كه حوزه هنري يكي از نهادهايي است كه وظيفه حمايت از فرهنگ و هنر كشور را بر عهده دارد، اظهار كرد: حوزه هنري سال 94 را سالي قرار داده است كه از هنر و ادبيات استان‌ها نيز حمايت بيشتري كند و مركز هنرهاي نمايشي پيشگام متجلي شدن اين هدف است.

مدير مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري همچنين گفت: اگر نمايش‌هاي استان‌ها درصد قابل قبولي از موفقيت را در اجراي عموم كسب كنند، از آن‌ها حمايت خواهيم كرد و كمك هزينه و تبليغات اثرشان را بر عهده خواهيم گرفت. همچنين در اجراهاي «ماه تئاتر استان‌ها» از مسوولان همچون نمايندگان استان‌ها در مجلس شوراي اسلامي و يا استانداران و ... دعوت خواهيم كرد تا از نزديك با فعاليت هاي هنري استان مربوطه آشنا شوند و توجه بيشتري به اين موضوع داشته باشند.

اميني با بيان اين كه از گروه هاي تئاتري كه هماهنگ با معيارهاي مركز نمايشي حوزه هنري اثري خلق كنند، حمايت مي‌شود، عنوان كرد: در سال 94 تا به حال افرادي همچون احمد ساعتچيان، مريم معترف، داود فتحلي بيگي و اميد بنكدار پيشنهاد توليد اثر در حوزه هنري را داده‌اند و در نظر داريم تا در جشنواره تئاتر سوره اه امسال بخش ميهمان داشته باشيم و در آن بخش اين عزيزان آثارشان را به روي صحنه ببرند و پس از آن نيز در حوزه هنري اجراي عمومي داشته باشند.

وي با اشاره به ديگر برنامه‌هاي مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري، گفت: كارگروه اقتباس از آثار ادبي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس با حضور كارشناسان همچون سعيد اسدي، شهرام كرمي، مهرداد راياني‌مخصوص، سيد جواد روشن و خورشيد‌باختري تشكيل شده است و تا پايان امسال اميدواريم به توليد چند نمايشنامه در حوزه دفاع مقدس و انقلاب برسيم. البته در رابطه با شخصيت‌هاي بزرگ تاريخي كشورمان همچون ابوريحان بيروني در حال پژوهش و نگارش نمايشنامه هستيم و در كنار آن به وقايع تاريخ معاصر همچون واقعه طبس و يا شخصيت‌هاي انقلاب اسلامي مي‌پردازيم.

وي افزود: امسال همچنين سوگ‌نامه‌ها و سوگ‌چامه‌ها را داريم كه در ايام ماه محرم برگزار مي‌شود.

در ادامه اين مراسم توحيد معصومي با اشاره به برگزاري نمايش رپرتوار «ماه تئاتر استان‌ها» گفت: ملاك انتخاب آثار براي اجرا در اين مدت زمان، موفقيت در جشنواره هاي مناطق و سراسري بود. 4 نمايش از اين آثار در جشنواره تئاتر سوره ماه در بخش‌هاي مختلف برگزيده بوده‌اند و به جشنواره تئاتر فجر راه پيدا كرده‌اند و 3 نمايش ديگر نيز مورد استقبال و تحسين مخاطبان قرار گرفته‌اند.

وي همچنين گفت: براي 5 شب اجراي هر كدام از اين نمايش ها كه از دوشنبه تا جمعه هر هفته خواهد بود، مبلغ 5 ميليون تومان كمك هزينه به گروه تعلق مي گيرد. ضمن اين كه هزينه اسكان و تبليغات گروه‌ها نيز بر عهده مركز هنرهاي نمايشي حوزه هنري است.


ادامه مطلب
[ ۳۱ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۰۱:۰۵ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

شيخ‌طادي:

منتقدان به سياست‌هاي فرهنگي حوزه هنري، جوهره ذاتي حوزه را نمي‌شناسند

پرويز شيخ‌طادي، كارگردان سينما، معتقداستك جوهره حوزه هنري پيش‌بردن فرهنگ انقلاب اسلامي است و فكر مي‌كنم منتقداني كه به رويكرد حوزه هنري در توليد و اكران آثار سينمايي انتقاد دارند، احتمالا ذات و ماهيت حوزه هنري انقلاب اسلامي را نمي‌شناسند.

شيخ‌طادي كارگردان سينما در گفت‌وگو با خبرنگار پايگاه خبري حوزه هنري گفت: حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي از بدو پيدايش در زمينه هنر انقلاب اسلامي كارش را آغاز كرد و امروز هم نهادي براي رشد و تقويت هنر ارزش‌مدار شده است؛ همان‌طور كه نهادهاي ديگري براي حمايت از انواع هنرها در هر جا وجود دارند.

وي توضيح داد: بنابراين مي‌توان گفت حوزه هنري در زمينه سياست‌هاي توليد آثار و اكران سياست كاملا درستي دارد و من آن را مي‌پسندم؛ البته ممكن است در زمينه ميزان توليد آثار و انتخاب سوژه‌ها براي ساخت آثار سينمايي به آن انتقادهايي وارد باشد، اما جوهره حوزه هنري پيش‌بردن فرهنگ انقلاب اسلامي است و فكر مي‌كنم منتقداني كه به رويكرد حوزه هنري در توليد و اكران آثار سينمايي انتقاد دارند، احتمالا ذات و ماهيت حوزه هنري انقلاب اسلامي را نمي‌شناسند، من به آن‌ها توصيه مي‌كنم اين مهم را مد نظر قرار دهند.

شيخ‌طادي با طرح اين سوال كه چرا بايد برخي به حوزه به خاطر تاكيدش بر ارزش‌هاي ديني و انقلابي انتقاد ‌كنند؟ گفت: اتفاقا اگر انتقادي به حوزه وارد باشد اين است كه چرا در زمينه كار براي هنر ديني و انقلابي كم تلاش كرده است. بايد از حوزه پرسيد كه چرا مثلا در زمينه مقابله با جنگ نرم دشمن كم‌كاري‌هايي صورت گرفته است و آثار اندكي توليد شده است. به نظر من اين انتقادها را بايد به حوزه هنري مطرح كرد، نه اينكه چرا در اين زمينه فعاليت دارد!

شيخ‌طادي تصريح كرد: مثلا اينكه بگوييم چرا حوزه هنري در زمينه اكران نمي‌خواهد به آثاري كه در راستاي اهدافش نيست اكران بدهد، حرف بي‌معنايي است. به نظر من در زمينه حمايت از آثار ارزشي و انقلابي كاملا حق با حوزه هنري است. من سياست و راهبرد حوزه هنري در زمينه اكران را مي‌پسندم؛ هرچند شايد در خصوص كم‌كاري براي اجرايي شدن كامل انديشه‌هاي مقام معظم رهبري، نقدهايي هم به حوزه داشته باشم.

به گفته اين كارگردان انديشه و رويكرد حوزه هنري در زمينه حمايت از آثار ارزشي و انقلابي كاملا عادلانه است؛ زيرا مثلا ممكن است حدود يك سوم امكانات سينمايي در كشور متعلق به حوزه هنري باشد و دو سوم سينما آن هم به ديگر ارگان‌ها تعلق داشته باشد؛ اين غيرعادلانه نيست كه حدود يك سوم سينماهاي كشور براي جريان هنري و فرهنگي‌اي باشد كه مي‌خواهد آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را پيش ببرد.


ادامه مطلب
[ ۳۱ تير ۱۳۹۴ ] [ ۰۱:۵۸:۵۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مطالب اين سايت حاوي گزارشات، تحليل‌ها، نقدها و اخبار فرهنگي، هنري، اجتماعي و ورزشي مي‌باشد. از نظرات و پيشنهادات مفيد و سازنده و مثمرثمر در اين سايت استقبال خواهد شد.
لینک های مفید


امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا