وب نيوز آرت
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

پرهام نورافزا:

زماني بود كه كم و بيش از برگزاري جشنواره قبل از برگزاري آن اطلاع داشتيم؛ ولي الان اين‌طور نيست. در اين چند سال اطلاع چنداني نداريم كه چه فيلم‌هايي مي‌آيند تا در مورد آنها نظر بدهيم. جشنواره امسال مثل تمام جشنواره‌ها قابل پيش‌بيني نيست. شايد فقط بتوان در مورد فيلم «به وقت شام» ابراهيم حاتمي‌كيا پيش‌بيني‌هايي انجام داد؛ چون تنها فيلم پرهزينه امسال شايد اين فيلم باشد، اما بقيه فيلم‌ها در يك رده هستند؛ بنابراين از نظر هزينه ساخت تقريبا فيلم‌ها در يك سطح هستند و بايد ديد در نوع ساخت و محتوا چه تفاوت‌هايي با هم دارند. الان قابل پيش‌بيني نيست و نمي‌توان با عنوان در مورد فيلم‌ها صحبت كرد؛ مگر در مورد كارگردانان باسابقه. البته امسال با توجه به اينكه تعداد اين كارگردان‌ها زياد نيستند نمي‌توان نتيجه درستي گرفت. مثلا قابل پيش‌بيني است كه اگر داريوش مهرجويي، بهرام بيضايي و ديگراني كه در اين عرصه كاركشته هستند، بيايند مي‌شود نظر داد. براي مثال خانم حكمت با توجه به اينكه چند سال است از فضاي سينما دور بوده نمي‌توان در مورد فيلم جديدش حرف زد.


ادامه مطلب
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۴۹:۲۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

جشنواره فيلم فجر يكي از دستاورد‌هاي مهم و تاريخ‌ساز انقلاب و يك ثروت فرهنگي است. جشنواره فيلم فجر يك اتفاق نيست؛ يك داشته فرهنگي است.

به اين خاطر كه علاوه‌بر اينكه به شكل سينمايي داريم جشن‌هاي انقلاب را برگزار مي‌كنيم مهم‌تر از آن، اين است كه ميزان و شاخصي براي كيفيت سالانه سينماي ايران است؛ يعني بسيار فرصت ارزشمندي براي سينماگران است و در نبودنش سينماي ايران مساله مهمي را كم دارد.

بودن جشنواره فجر باعث مي‌شود سينما، چون در معرض نقد خواص قرار مي‌گيرد بسيار خوب و مناسب باشد.

جشنواره فجر ساليان سال است، از زماني كه ما كودك بوديم، برگزار مي‌شود. در كل هميشه احساس مي‌كردم در دل سرما مردم با سينما آشتي كرده‌اند و چقدر خوب كه در شهرستان‌ها هم فيلم‌ها را مي‌بينند.

من دورادور اسم فيلم‌هاي جشنواره امسال را شنيده‌ام. مي‌توانم بگويم اين جشنواره با توجه به نوع مديريتي كه شاهدش هستم كم‌حاشيه است. بالطبع فيلم‌هاي كم‌حاشيه هم در جشنواره حضور دارند و براي همين شاهد فيلم‌هاي پاكيزه‌اي هستيم.

از لحاظ تنوع آثار هم بايد بگويم از همه طيف‌هاي فكري و سليقه‌اي در جشنواره حضور دارند؛ از فيلم‌هاي دفاع مقدس تا سينماي اجتماعي و كمدي. هر كدام از اين فيلم‌ها نماينده حوزه خودشان هستند. اميدوارم هر سال جشنواره را پوياتر و بهتر ببينيم.


ادامه مطلب
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۴۷:۴۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

علي‌رغم اهميت جشنواره فيلم فجر به‌عنوان مهم‌ترين فستيوال داخلي سينماي ايران، به دليل كارشناسي‌هاي بعضا غير‌تخصصي و غير‌فني و لحاظ كردن سليقه شخصي، در چند سال گذشته بيشتر شاهد يك دورهمي سينمايي بوده‌ايم تا برپايي فضاي رقابتي و جدي. اينكه برخي از فيلمسازان آثارشان را به جشنواره ارسال نكرده‌اند - به بهانه ناتمام بودن- درحالي كه همزمان در فستيوال‌هاي خارجي اكران مي‌شوند، دليل متقن همين موضوع است؛ اينكه فيلمساز يا تهيه‌كننده، جشنواره فجر را اولويت اول خود در نظر نمي‌گيرد به عوامل بسياري از جمله داوري‌هاي غيراصولي برمي‌گردد كه بعضا بدون ديدن كامل يك فيلم به قضاوت آن نشسته‌اند. اين كار باعث دلخوري و رنجش بسياري از فيلمسازان شده است. از ديگر ايرادات، اكران ۱۵ يا حتي ۲۰ مرتبه يك فيلم در جشنواره است كه در هيچ كجاي دنيا سابقه ندارد و اغلب به اكران عمومي آن آسيب مي‌رساند. اشكال ديگري كه از نظر بنده وارد است، تغيير هر ساله دبير جشنواره است. اين هم شبيه بقيه مديريت‌هاي كوتاه‌مدت! بدون چشم‌انداز و اغلب هر سال با تغيير سياست‌هاي جشنواره همراه است. يك‌سال بخش ويدئو وجود دارد و سال بعد حذف مي‌شود يا يكباره بخش فيلم كوتاه با وجود جشنواره‌هاي متعدد و تخصصي مخصوص به خود، به جشنواره فيلم فجر اضافه مي‌شود. اشكال اساسي‌تر اينكه، عموما تعدادي از فيلم‌هايي كه در جشنواره مورد داوري قرار مي‌گيرند، بعدا دچار مميزي شده يا توقيف مي‌شوند. به عبارتي گويا بخش نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد تازه بعد از نمايش فيلم‌ها در جشنواره فجر دست به قلع و قمع مي‌زند. متاسفانه، همه مشكلاتي كه نام بردم به علاوه نگاه‌هاي فراجناحي و سليقه‌اي كه مثلا كدام فيلم از طرف كدام ارگان دولتي حمايت مي‌شود و از اين دست، جشنواره را از فرم بايسته و شايسته خودش خارج كرده و از اعتبار آن كاسته است، چنانكه بسياري از فيلمسازان اتمام فيلم‌هايشان را با تاريخ شروع فستيوال‌هاي خارجي و معتبري مثل برلين، كن و ونيز تنظيم مي‌كنند.


ادامه مطلب
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۸:۱۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

نفس برگزاري جشنواره فجر خوب است. در‌واقع ارزيابي‌ها در مورد توليدات سالانه سينما در ايام جشنواره توسط كارشناسان و منتقدان صورت مي‌گيرد كه روي ظرفيت‌هاي سينما براي اكران نيز اثر مي‌گذارد. قاعدتا اين زمان مناسبي است علي‌رغم اينكه تعداد كمي فيلم براي بخش مسابقه انتخاب مي‌شوند. امسال هم كه ظاهرا بخش جنبي برداشته شده است و ديگر مصادف شده‌ايم با تعداد اندكي از اين توليدات سالانه. يعني درنهايت يك چهارم توليدات سالانه سينماي ايران را داريم. در اين ميان ارزيابي دقيقي نمي‌توان از كم و كيف فيلم‌ها و عرضه آنها داشت؛ چون تعداد كمي داريم اما فيلم‌هايي كه به جشنواره مي‌آيند بايد ساختار و محتواي مناسبي داشته باشند؛ بنابراين به عبارتي اتفاقي كه در جشنواره امسال مي‌افتد، نمي‌تواند ارزيابي دقيقي از سينماي سال آينده به ما ارائه بدهد.

سال‌هاي گذشته فيلم اولي‌ها را داشتيم اما امسال در بخش مسابقه فقط شايد سه مورد فيلم اولي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد اگر بخش جنبي جشنواره حذف نمي‌شد بهتر بود؛ چراكه مي‌شد سينماي ۹۷ را بهتر ارزيابي كرد يا اگر بخش اولي‌ها هم حذف نمي‌شد بهتر بود. الان كارگردان‌هاي فيلم‌اولي دارند با كارگردان‌هاي تراز اول سنجيده مي‌شوند. قاعدتا كارگردان‌هاي حرفه‌اي سرمايه‌گذار‌هاي بهتري دارند و هزينه‌هاي بيشتري هم خرج فيلم‌هايشان مي‌شود؛ بنابراين كارگردان‌هاي فيلم اولي نمي‌توانند در اين كورس رقابتي هزينه‌ها قرار گيرند. بايد با دقت بيشتري در اين زمينه عمل مي‌كرديم. اين تصميم‌گيري‌ها شايد كمي عجولانه باشد. البته شايد هم براي صرفه‌جويي در هزينه‌ها اين كار انجام شده است.

در عين حال يكي از موارد مهم ديگر اين است كه از اهميت جشنواره هم كاسته مي‌شود. بالاخره اين جشنواره براي بزرگداشت انقلاب اسلامي برگزار مي‌شود و نبايد كاري كنيم كه از اهميت آن كاسته شود. بخش بين‌الملل هم كه حذف شده است. اين هم يك مساله ديگر است و آدم احساس مي‌كند دارند پر و بال جشنواره فيلم فجر را مي‌چينند. مي‌ترسم روزي يك شير بي‌يال و دم از اين جشنواره باقي بماند. به نظرم مي‌رسد بايد دقت و بررسي بيشتري شود. مزاياي اين كوچك برگزار شدن جشنواره را بگويند تا همه بدانند و نظر بدهند.

در مورد فيلم‌هاي دفاع مقدس و مقاومت امسال بايد بگويم كه اين جشنواره قرابتش با انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و همين‌طور مقاومت اسلامي مشخص است. بايد در اين جشنواره به مضامين ارزشمند و انقلابي پرداخت.
توليدات سينمايي ما به كار‌هاي آپارتماني تبديل شده است. به نظر مي‌رسد زياد ازحد اين آش دارد شور مي‌شود. بايد مقداري در اين زمينه تجديد نظر كنيم.

امسال شنيدم فيلم‌هاي خوب زياد است. حريف‌ها همه قدر هستند و به نوعي اكثر فيلم‌ها، چه در ساختار، چه در محتوا حرف براي گفتن دارند. در كل فيلم‌هاي دفاع مقدس و مقاومت امسال مي‌توانند حرف‌هاي خوبي براي گفتن داشته باشند. هر چقدر سينماي ما فيلم‌هاي ارزشمند دفاع مقدس و مقاومت اسلامي بيشتر داشته باشد مي‌تواند تاثيرگذارتر باشد. فيلم‌هاي امسال كه در اين زمينه كار كرده‌اند مي‌تواند كمبود‌هاي چند سال اخير ما را مرتفع كند.
 


ادامه مطلب
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۱:۴۹ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

ابوالحسن داودي فيلمساز، كارگردان و تهيه‌كننده سينماي ايران فارغ‌التحصيل رشته جامعه‌شناسي است كه به دليل علاقه وافر به هنر سينما به اين حرفه روي آورد و كار خود را در دهه 70 و اوايل دهه 80 با ساخت فيلم‌هاي سينمايي با تم كمدي چون: «من زمين را دوست دارم»، «جيب‌برها به بهشت نمي‌روند»، «سفر جادويي»، «مرد باراني»، «نان عشق و موتور هزار» به‌عنوان فيلمساز صاحب سبك در هنر سينماي ايران نام آشنا شد. او با ساخت فيلم‌هاي «رخ ديوانه» و «زادبوم» مسير فيلمسازي خود را به سبك جدي تغيير داد اما به دليل بي‌مهري و جفايي كه در حق او در ساخت فيلم :«زادبوم» شد باعث گشت او به مدت 6- 7 سال از حرفه فيلمسازي خود را كنار بكشد و به نوعي با سينماي ايران قهر كند اما پس از اين سال‌ها او بارديگر با ساخت فيلم جديد خود دوباره پا به دنياي سينما نهاد و با نگرش جديد خود به اين حرفه مي‌خواهد خود را بارديگر ثابت كند. او فيلم «هزارپا» را در دست ساخت دارد كه هم‌اكنون مراحل پاياني فني خود را پشت سر مي‌گذارد.

داوودي خود در مقام داور در چندين جشنواره فيلم فجرحضور داشته اما بنا به دلايلي كه در ادامه اين مطلب به آن خواهيم پرداخت با روش، مسلك و برخورد و سياست‌هاي دوستان و همكاران خود در ايام پر تب و تاب جشنواره موافق نبوده و اساسا سياست‌هاي دفتر جشنواره و مسئولان آن را به باد انتقاد گرفته است.

ماجراي اين فيلم با تمي اجتماعي درباره ارتباط شخصيت اصلي با زادگاه، خانواده و هويت گمشده‌اش در شرايط اجتماعي است. در اين فيلم عزت‌ا... انتظامي، مسعود رايگان، رويا تيموريان، بهرام رادان و پگاه آهنگراني ازجمله بازيگران آن هستند.

ابوالحسن داوودي معتقد است جشنواره فيلم فجر، جشنواره‌اي است كه در سينماي ايران جا افتاده و هميشه هم حواشي و جذابيت‌هاي خودش را داشته است. جشنواره امسال هم تفاوت چنداني با جشنواره‌هاي سال قبل ندارد. جشنواره همواره مشكلاتي داشته است كه ناشي از تعريف كلي است. تعريف كلي دچار اغتشاش و دوگانگي است كه خيلي از اين حواشي را به وجود مي‌آورد. اين مساله مربوط به الان و سال قبل نيست؛ يك بحث كلي و قديمي است. اما بحث ديگر اين است كه جشنواره طي ۳۵ سال به‌عنوان يك مراسم سالانه كه براي سينما برگزار مي‌شود، پذيرفته شده است. تصوري كه سينماگران و دولتي‌ها از اين جشنواره دارند باعث اختلاف مي‌شود. نمي‌توان جشنواره را قبل از برگزاري قضاوت كرد. وظيفه اصلي سينما نشان دادن مشكلات و مصائب سينما نيست. اين يكي از توانايي‌هاست كه مي‌تواند بروز يابد. بحث اصلي اين است كه چقد‌ر مسائل اجتماعي سينماي ايران با درام و قصه توانسته است ترجمه شود و چطور توانسته با تماشاگر ارتباط برقرار كند. در همه دوره‌ها اين نقطه قوت وجود داشته است. خيلي از فيلم‌ها در اين سال‌ها با اين روند توانسته‌اند سوژه‌شان را به زبان سينما ترجمه كرده و با مخاطب عام ارتباط خوبي برقرار كنند. اما در خيلي موارد هم ديده‌ايم فيلم‌هايي ساخته شده‌اند كه يا فيلم‌هاي زيادي روشنفكرانه‌اي بوده‌اند يا خودآگاه و ناخودآگاه با نگاهي به سليقه جشنواره‌هاي خارجي ساخته مي‌شوند. شخصا خيلي موافق اين‌گونه فيلم‌ها  نيستم. خودم وقتي فيلمي را شروع مي‌كنم اول به تماشاگر فيلم نگاه مي‌كنم تا بتوانم سليقه مخاطب عام را اقناع كنم. اما مساله مهم‌تري كه وجود دارد اينكه سعي كنم از سقف سليقه مخاطبم شروع كنم و به كف سليقه او فكر نكنم. مثل خيلي از فيلم‌هاي تجاري كه در حال حاضر مي‌بينيم و در سينما وجود دارند.

زادبوم» در بدترين شرايط ممكن در حال اكران است. حوزه هنري سرمايه‌گذار اصلي اين فيلم است و جالب اينكه نهاد عريض و تاويل اثري را كه 10 سال پيش در ساخت آن سهم داشت، بعد از اتفاقات سال 88 همسو با سازمان سينمايي دولت وقت آن را توقيف كرد. زماني هم كه سهم حوزه هنري را خريدم، بازهم اكران فيلم را تحريم كرده‌اند؛ فيلمي كه سيمرغ  نگاه ملي جشنواره را گرفته بود، بدون هيچ توضيحي آن را كنار گذاشتند؛ البته فهرست بلندبالاي سانسور و مميزي هم ارائه داده بودند كه من واقعا متوجه نمي‌شوم مسئولان سينمايي چگونه تحمل مي‌كنند نهادي كه فقط تعدادي سينما در اختيار دارد، براي خود قانون وضع كند و اين گونه مجوزهاي وزارت فرهنگ و ارشاد و سازمان سينمايي را به ريشخند بگيرد.

متاسفانه مسئولان وزارت ارشاد و سازمان سينمايي هم به جاي اينكه با چنين رفتارهاي فراقانوني‌ برخورد كنند، محتاطانه عمل مي‌كنند. مسئول سازمان سينمايي به جاي دفاع از فيلم و مجوزي كه صادر كرده‌اند، در چنين شرايطي مي‌گويند تحريمي در كار نيست! فيلمي كه جايزه نگاه ملي را گرفته است، رسما از سوي حوزه هنري تحريم مي‌شود، معناي اين چيست؟ به نظر مي‌رسد مجوزدهنده قانوني براي اكران فيلم حتي نمي‌تواند از مجوز خود دفاع كند. اين مساله هم آزاردهنده و هم تحقيرآميز است.

جالب‌تر اينكه فيلم«زادبوم» به مدت 8 سال توقيف بوده اما به يكباره پس از اين سال‌ها حتي بدون حذف يك فريم از آن با تغيير مديريت سينمايي كشور و جابجايي وزير ارشاد فيلم دوباره مجوز اكران مي‌گيرد. چي شد كه به او مجوز اكران دادند؟ مگر اين فيلم از نگاه مسئولان وقت مشكل و ايراد نداشت پس چرا با تغيير مديريت آنهم بدون كوچك‌ترين مميزي‌اي به اين فيلم توقيف شده مجوز اكران دادند. من به شخصه راضي به اكران زادبوم در سينماها نيستم. اين فيلم بايد در زمان خودش اكران مي‌شد كه نشد! كاش «زادبوم» همچنان توقيف مي‌ماند.  

ممكن است در اين فيلم نشانه‌هايي وجود داشته باشد كه به دوراني خاص مربوط بوده است، اما موضوع اصلي «زادبوم»به هيچ زمان و دوره‌اي مربوط نيست؛ براي مثال، بحث «مهاجرت مغزها» نه‌تنها از آن دوره گسترده‌تر كه خيلي حادتر هم شده است؛ مباحثي چون بحران در خانواده و از هم گسيختگي آنها نسبت به 10 سال قبل كه اين فيلم را ساختم، نه‌تنها بيشتر شده، بلكه شرايط بحراني‌تري را طي مي‌كند.

نكته‌ ديگري كه ابوالحسن داوودي را به نوعي جشنواره زده كرده و ذوق و اشتياقيش را براي قبول مسئوليت در  بخش داوري و يا بخش‌هاي گوناگون جشنواره فيلم فجر سلب كرده نگاه‌هاي سياسي و سليقه‌اي مسئولان و حتي هنرمندان كشورمان و مصلحت‌انديشي آنان به فيلم‌ها و آثار ساخته‌شده براي شركت در جشنواره فيلم فجر است. چرا كه در اين جشنواره قضاوت روي فيلم‌ها قضاوتي حرفه‌اي، فني و كارشناسانه نيست و در مواقعي فيلمي كه به لحاظ تكنيك ساختار تخصصي و فني را ندارد به مصلحتي مي‌بايست آن را به عنوان يكي از نامزدهاي دريافت سيمرغ يكي از بخش‌هاي جشنواره فيلم فجر معرفي مي‌كرديم كه اين بسيار برايم آزاردهنده و غيرقابل هضم  بود.

«زادبوم» به‌گونه‌اي چكيده همه آثار من است. اگر بخواهم براي آثارم مانند يك دفترمشق، سرمشقي مشخص كنم، سرمشق همه فيلم‌هايي كه با مضامين مختلف ساخته‌ام، «زادبوم» است؛ البته اين حرف به اين معني نيست كه اين فيلم بهترين فيلم من است، بله از جهتي اولويت حرف به اين معني نيست كه اين فيلم بهترين فيلم من است، بلكه از جهتي اولويت حرف اين فيلم است. «زادبوم» دكترين فلسفي من است. اين دكترين در تصورم درباره مملكت و هم در جرياني وجود دارد كه در آن زندگي مي‌كنم؛ از اين رو «زادبوم» جايگاه متفاوتي دارد.

به هر حال اين‌گونه مساله بي‌تاثير نبود. فيلمي كه دو سال براي ساخت آن زمان گذاشته بودم، مورد جفاي چندگانه قرار گرفت. نه‌تنها فيلم از سوي مديريت وقت سازمان سينمايي توقيف شد، بلكه نهادي چون حوزه هنري كه با اصرار از من به‌عنوان فيلمساز دعوت كرد، پيشنهاد فيلمسازي داد، بعد از ارائه طرح به‌شدت از آن استقبال كرد، سرمايه‌گذاري صددرصد فلم را انجام داد و بعد از ساخت از فيلم بسيار راضي بود و بعد از موفقيت در جشنواره و دريافت جوايز متعدد خوشحال بود، به يكباره با تغيير مديريت سازمان سينمايي و ايضا وزير ارشاد 180 درجه فضا عوض شد. حوزه هنري به مانع بزرگ و اصلي ديده نشدن اين فيلم از سوي تماشاگران تبديل شده است.

در اين سال‌ها، بسيار سعي كردم كه مساله را با تعامل حل كنم، اما حتي زماني كه ما كل سهمي را كه حوزه از اين فيلم داشت خريديم، باز هم آنها در سينماهايي كه در اختيار دارند، آن را تحريم كردند. طبعا مجموعه اين اتفاقات در اين سال‌ها آثار خسارت باري روي آدمي مي‌گذارد و ارتباط اثر با تماشاگر را از بين مي‌برد. اگر اهل هنر از هر نوع آن يا حتي يك كارگر معمولي توليدكننده را از رسيدن محصولش به مصرف‌كننده محروم كنيد، بعد از مدتي اشتياقش به اثر را از دست مي‌دهد. طبعا همين مساله فشار زيادي روي من داشت، اما در اين سال‌ها تحمل كردم و باز توانستم فيلمي مثل «رخ ديوانه» را بسازم. فكر مي‌كنم خود اين اتفاقات انرژي زيادي از من گرفت.

در ايام جشنواره در جمع‌هاي خصوصي دوستانه و بعضا در نشست‌هاي رسمي نكته‌اي ذهن ابوالحسن داوودي را خيلي به خود مشغول ساخته و برخي مواقع از دوستان رسانه‌اي و همكاران هنرمند خود مي‌خواهد كه جواب اين مساله را براي او بيابند كه چرا فيلم «زادبوم» او به مدت 8 سال توقيف بوده و به يكباره پس از اين سال‌ها حتي بدون حذف يك فريم از آن با تغيير مديريت سينمايي و وزير مجوز اكران به او مي‌دهند. البته خود او به دليل وقفه‌اي كه سا‌ل‌ها در نمايش اين فيلم افتاد حدود 10 دقيقه از اين فيلم را حذف كرده اما به ميل خود، نه به اجبار كسي يا نهادي ديگر.  


ادامه مطلب
[ ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۳۶:۰۱ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

معادي: نمي‌خواستم بمب فيلم خشني باشد

پرهام نورافزا:

نشست خبري فيلم سينمايي «بمب، يك عاشقانه» به كارگرداني «پيمان معادي» در دومين روز از جشنواره فيلم فجر در پرديس ملت با استقبال ويژه اهالي رسانه روبه‌رو شد.

نشست خبري فيلم سينمايي «بمب، يك عاشقانه» به كارگرداني «پيمان معادي» در دومين روز از جشنواره فيلم فجر در پرديس ملت با استقبال ويژه اهالي رسانه روبه‌رو شد.

در اين مراسم پيمان معادي، محمود كلاري، حبيب رضايي، ليلا حاتمي و ساير بازيگران خردسال فيلم بمب حضور پيدا كردند و محمود گبرلو نيز اجراي آن را برعهده داشت.

پيمان معادي بازيگر و كارگردان اين فيلم در ابتدا درخصوص انتخاب «محمد كلاري» به‌عنوان بازيگر اثر گفت: ما از خيلي وقت پيش به دنبال بازيگري براي اين نقش بوديم و وقتي يكي از دوستان محمود كلاري را پيشنهاد داد به سرعت اين پيشنهاد مطرح شد.

محمود كلاري درباره بازي در فيلم «بمب، يك عاشقانه» گفت: پيمان پسر بسيار باهوشي است و او را هميشه مثل كوهيار مي‌بينم. به محض پيشنهاد بازي در اين فيلم از سوي معادي آن را با عشق پذيرفتم.

معادي درباره تغيير اسم اين اثر افزود: پيش از اين گفته شده كه من به مصلحتي اسم را عوض كردم اما اين‌طور نيست و من به عمد اين نام كه بسيار زيبا بود را انتخاب كردم. من به عمد زمان فيلم را اين‌طور انتخاب كردم و خوشحالم كه فيلمم 110 دقيقه است. اين فيلم جنسي از سينما است كه اين ريتم كند را مي‌طلبد. البته من فيلم را كند نمي‌دانم.

وي در ادامه افزود: من قصد نداشتم آن دوران را خشن نشان دهم. اما همه يادمان مي‌آيد كه چقدر آن دوران از معلمان كتك مي‌خورديم. آن دوران شايد تنها چيزي كه مطرح نبود عشق بود و آن هم به دليل مشكلات بسيار زيادي بود كه آن زمان با آن روبه‌رو بوديم.

ليلا حاتمي درباره همكاري با پيمان معادي گفت: من با آسايش كامل در اين فيلم بازي كردم و به‌شدت با آرامش در اين فيلم به كار خودم مشغول بودم.

حبيب رضايي درباره بازي در فيلم بمب گفت: من از آن زمان كه طرحي دو صفحه‌اي بود با پيمان همراه بودم و با تمامي اوج و فرودهاي آن آگاه بودم. امسال هفدهمين سال دوستي من و پيمان معادي است و در تمامي اين سالها اينقدر درباره سينما حرف زديم به نظرم نمي‌رسيد كه كار ويژه‌اي انجام مي‌دهيم و فكر مي‌كردم همچنان با در حال تجربه‌اي لذت بخش با پيمان هستم.

معادي در ادامه افزود: حبيب رضايي در تك تك لحظات فيلم همراه من بود و صادقانه بگويم كه فيلمنامه بمب به‌شدت مديون حبيب رضايي است. من به خواسته هيچ‌كس و هيچ چيز عمل نكردم و فيلم خودم را ساختم. هميشه ترجيح دادم مستقل باشم و مطمئن باشيد اين كار را در بمب انجام داده‌ام.


ادامه مطلب
[ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۷:۰۳:۳۰ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

برخي از شخصيت‌هاي مطرح سياسي و هنري كشور طي چند روز گذشته با حضور در سالن‌ها و سينماهاي مردمي به تماشاي فيلم «به وقت شام» ابراهيم حاتمي‌كيا نشستند.

 قاضي‌زاده هاشمي وزير بهداشت، علي مطهري نايب‌رئيس مجلس، معصومه ابتكار معاون رئيس‌جمهور، مصطفي كواكبيان، طيبه سياوشي، عليرضا محجوب، فريدون جيراني، عليرضا رضاداد، نجم الدين شريعتي، فرزاد حسني تاكنون از جمله چهره‌هايي بودند كه در سالن‌ها و همچنين سينماهاي مردمي به تماشاي فيلم سينمايي «به وقت شام» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا و تهيه‌كنندگي محمد خزاعي نشستند.

از حاتمي‌كيا اين انتظار مي‌رفت كه با ساخت فيلم‌هاي فاخري همچون: «آژانس شيشه‌اي»، «ارتفاع پست»، «چ»، «به رنگ ارغوان» و...آخرين اثر سينمايي او با چنين استقبالي رو‌به‌رو شود. فيلم سينمايي «به وقت شام»درچند روز گذشته با استقبال فراواني از سوي مردم در شهرهاي مختلف كشور روبه‌رو شده است تا جايي كه دولتمردان، هنرمندان و اقشار مختلف جامعه اين اثر حاتمي‌كيا را تحسين‌برانگيز خواندن و به نوعي در آمارهاي گزينشي تاكنون رتبه اول را به خود اختصاص داده است.

«به وقت شام» فيلمي با موضوع تعصبات جاهلانه داعش و با پردازش منصفانه است و يك‌طرفه به قاضي نرفته است هرچند موضوعش با يكي ديگر از فيلم‌هاي اين جشنواره و مرتبط با داعش متفاوت است؛ اما حداقل آن را يك پديده واكنشي غيرتمندانه به تصوير نكشيده است. «به وقت شام» داستان ساده‌اي دارد؛ خلبان ايراني مي‌خواهد هواپيماي سوري را با تعدادي آواره و مجروح به پرواز درآورد كه در همين پرواز دچار ماجراهاي چند اسير داعشي داخل هواپيما مي‌شود كه توسط يكي از مسافران نجات پيدا كرده بودند، چند نفري كشته و هواپيما مي‌نشيند و پس از پياده كردن زن‌ها و كودكان مجددا پرواز مي‌كند و در شهر مورد نظر داعشي‌ها مي‌نشيند و بقيه به اسارت گرفته مي‌شوند. پس از استفاده‌هاي تبليغي و فيلمبرداري‌هاي متعارف داعشي، قرار است پروازي به دمشق داشته باشند كه اين‌بار يكي از داعشي‌ها، كمك‌خلبان خانم كه اروپايي و خواننده و رقاصه‌اي در آنجا بوده است، تصميم به عمليات انتحاري مي‌گيرد، اما خلبان ايراني پس از نجات دادن مسافران غيرداعشي با چتر پرواز براي جلوگيري از يك عمليات انتحاري مقصد دمشق و زينبيه هواپيما را منفجر مي‌كند و خود نيز به شهادت مي‌رسد.

شايان ذكر است اين فيلم در روزهاي نمايش خود در پرديس‌هاي كوروش، آزادي و... به سانس فوق‌العاده رسيد.

هادي حجازي فر و بابك حميديان بازيگران اصلي اين فيلم هستند و به همراه آنها، جمعي از بازيگران مطرح سوري و لبناني نيز در فيلم ايفاي نقش مي‌كنند.


ادامه مطلب
[ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۲۱:۳۰ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

چند سال اخير سينماي ايران به‌شدت شاهد حضور جوانان بازيگر و فيلمساز بوده و امسال اين حضور چندين برابر شده است. سينماي ايران در حال پوست‌اندازي است و حضور جوانان دقيقا همين رويه را نشان مي‌دهد.

پدرام شريفي بازيگر سينما ضمن بيان اين مطلب درخصوص حضور خود در سي و ششمين جشنواره فيلم فجر با فيلم «كار كثيف» گفت: حضورم در فيلم كار كثيف بسيار جذاب و هيجان‌انگيز بود. بازي در اين فيلم سخت‌ترين تجربه من در عرصه بازيگري بود و اميدوارم مورد پسند مخاطب قرار بگيرد.

وي ادامه داد: خسرو معصومي براي فيلم كار كثيف تلاش فراواني كرده و كل گروه بسيار منسجم به توليد اين اثر پرداخته و اميدوارم در جشنواره فيلم فجر اتفاقات خوبي براي اين فيلم بيفتد.

بازيگر فيلم «متولد 65» درباره تمايل خود براي موفقيت در جشنواره فجر تاكيد كرد: من هم مثل ساير بازيگران دوست دارم سيمرغ جشنواره فيلم فجر را به دست آورم و بسيار اميدوارم امسال براي كار كثيف سيمرغ جشنواره را به خانه ببرم. سيمرغ جشنواره لذتي بسياري دارد و من كتمان نمي‌كنم كه به‌شدت اين جايزه را دوست دارم.

وي در مورد حضور گسترده جوانان در جشنواره فيلم فجر اضافه كرد: چند سال اخير سينماي ايران به‌شدت شاهد حضور جوانان بازيگر و فيلمساز بوده و امسال اين حضور چندين برابر شده است. سينماي ايران در حال پوست‌اندازي است و حضور جوانان دقيقا همين رويه را نشان مي‌دهد.

اين بازيگر جوان سينما درباره تاثير جشنواره فيلم فجر در روند كار بازيگران افزود: جشنواره فيلم فجر محل اجتماع مردم و هنرمندان سينما بوده و باعث مي‌شود كار افراد به خوبي ديده شود. حال اگر كاري واقعا خوب باشد يا بازي بازيگري درست انجام شود در فجر چندين برابر بازخورد مثبت خواهد داشت.

شريفي با اشاره به حضور خود در فيلم «باديگارد» خاطرنشان كرد: شروع جدي سينما با فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا و بعد از «متولد 65» باعث شد با وجود نياز شديد سر هر كاري نروم و در انتخاب‌هايم دقت كنم. اميدوارم كارهاي خوب به من پيشنهاد شود تا بتوانم باز هم در آثار قابل دفاع بازي كنم.


ادامه مطلب
[ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۱۹:۴۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

پيمان معادي با تجربه‌اي از «برف روي كاج‌ها» در مقام كارگرداني توانست در جشنواره سي‌ام فجر توانست بهترين فيلم از نگاه تماشاگران نام گيرد.

او امسال با فيلم «بمب» با حال و هوايي كاملا متفاوت از ملودرام عاشقانه «برف روي كاج‌ها» ساخته شده تا نام معادي را در بين شانس‌هاي اصلي كسب سيمرغ قرار دهد. داستان اين فيلم قصه اين فيلم با حال و هواي موشك باران تهران در سال 1366 روايت مي‌شود و بايد ديد معادي در اين راستا چه داستاني را پيش خواهد گرفت.

پيمان معادي بدون شك مي‌توان به يكي از بي‌حاشيه‌ترين بازيگران سينماي ايران داد. معادي تاكنون دو بار تجربه كارگرداني داشته و اولين فيلم بلند وي به نام «برف روي كاج‌ها" نظرات مثبتي را از آن خود كرد.

پيمان معادي, ليلا حاتمي، حبيب رضايي، سيامك انصاري، سيامك صفري، بهادر مالكي، رامين پورايمان، معصومه قاسمي‌پور، صبا گرگين پور، باران معادي از جمله بازيگراني هستند كه در بمب به ايفاي نقش مي‌پردازند.
معادي علاوه‌بر كارگرداني نگارش فيلمنامه «بمب» را نيز خود برعهده داشته است. وي در عرصه فيلمنامه‌نويسي سابقه ببيشتري از كارگرداني دارد.

وي تاكنون نگارش هفت فيلم را برعهده داشته است. برف روي كاج‌ها، شام عروسي، كافه ستاره، كما، عطش و آواز قو از جمله آثاري هستند كه پيش از بمب به قلم معادي نوشته شده‌اند.

هايلايت پژمان بازغي بازيگر سينما كه سال گذشته با دو فيلم «اسرافيل» و «خانه ديگري» در جشنواره فيلم فجر حاضر شده بود امسال تنها يك فيلم «هايلايت» را در بخش سوداي سيمرغ دارد.

پژمان بازغي 19 مرداد سال 1353 در يك خانواده 5 نفره در تهران متولد شد. در دوران كودكي به واسطه شغل پدرش در شهرهاي مختلف زندگي كرده است. پس از تولد 4 سال در تهران و در منازل سازماني نيروي دريايي زندگي كرده و همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي به شهر رشت مي‌رود.

در سال 1373 با ورود به سينماي جوانان مركز گيلان در اولين فيلمش با نام اعتراف ساخته مجيد فهيم خواه بازي مي‌كند. پس از آن به مدت 2 سال به ايفاي نقش در سريال آژانس دوستي مي‌پردازد كه باعث شهرت او مي‌شود و سپس ايفاي نقش در فيلم‌هايي همچون جواني و بلوغ و سريال گمگشته باعث تثبيت جايگاه او در سينما و تلويزيون شد. همسر او مستانه مهاجر از تدوينگران سينماي ايران است.

فيلم سينمايي «هايلايت» به كارگرداني «اصغر نعيمي» براي حضور در بخش سوداي سيمرغ سي و ششمين جشنواره فيلم فجر انتخاب شده است.

اين فيلم چهارمين تجربه اصغر نعيمي در مقام كارگردان است. وي پيش از اين «بي‌وفا»، «سلام بر عشق» و «سايه‌هاي موازي» را در كارنامه كارگرداني خود مي‌بيند. نعيمي پيش از حضور در سينما به‌عنوان كارگردان 6 بار به‌عنوان دستيار كارگردان فعاليت داشته است.

پژمان بازغي، آزاده زارعي، سام قريبيان، مينا وحيد، الهه حصاري، ليلي فرهادپور، شيوا طاهري، يزدان فتوحي و جمشيد هاشم پور از جمله بازيگراني هستند كه در هايلايت به ايفاي نقش پرداخته‌اند.


ادامه مطلب
[ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۵۳:۰۶ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

نشست رسانه‌اي انيميشن «فيلشاه» با حضور هادي محمديان؛ كارگردان، حامد جعفري؛ تهيه‌كننده، حسن ايوبي؛ تدوينگر، حسين مهدوي؛ صداگذار، مهدي پاكدل؛مدير توليد، سعيد شيخ‌زاده؛ صداپيشه و با اجراي محمود گبرلو امشب جمعه سيزدهم بهمن‌ماه در پرديس سينما گالري ملت برگزار شد.

جعفري در ابتداي نشست اظهار داشت:  اولين اثر كمپاني ما شاهزاده روم بود كه در بخش مسابقه جشنواره سي و سوم حضور پيدا كرد و جايزه دريافت كرد و پرفروش ترين ايميشن كشور و پرفروش ترين فيلم آن سال بود. حرفي در مجموعه مان داريم كه هر سال يك انيميشن براي اكران داشته باشيم.

شيخ‌زاده گفت: من سال‌ها بود كه در جشنواره حضور نداشتم بعد از كار آباداني‌ها. خوشحالم كه امسال با يك كار متفاوت در جشنواره هستم. ما مي‌توانيم محصولي توليد كنيم كه شبيه كارهاي خوب باشد. متاسفانه جنس گله‌گذار سينماي ايران مخاطب را هم به گله عادت مي‌دهد. فيلشاه فيلم شادي است و با اين بودجه كه براي انيميشن ضعيف است كمپاني‌هاي بزرگ نمي‌توانند كار درخوري بسازند. فكر مي‌كنم براي اولين بار اين سبك كار كردن صدا در ايميشن را انجام داديم.

ايوبي گفت: من پنجاه فيلم سينمايي كار كردم كه رئال بود و دو انيميشن شاهزاده روم و فيلشاه را با اين گروه انجام دادم كه بسيار فعال و پيگير هستند. در زمينه انيميشن متخصصان خوبي هستند اما به دليل نبود بستر مناسب حمايت نمي‌شوند. فيلشاه با كيفيتي كه داشت خودش را به جشنواره تحميل كرد و كسي تمايل به حضور اين انيميشن نداشت. انيميشن مي‌تواند فرهنگ و حرف‌هاي ما را در دنيا مطرح كند و اگر انيماتورها بي‌مهري ببينند، جذب كمپاني‌هاي خارجي مي‌شوند. سالني كه ما فيلم را ديديم، نيمه پر بود و اين جاي تاسف دارد و از اهالي رسانه مي‌خواهم كه انيميشن را حمايت كنند. كار كردن من با اين گروه با توجه به اينكه دو سال زمان برد، به دليل علاقه به كشورم بود.

پاكدل در اين نشست مطرح كرد: اين انيميشن حاصل كار شبانه روزي گروه بود. مهدوي هم گفت: من بيست سال است كه در سينما كار مي‌كنم . با توجه به سي و اندي دوره كه از جشنواره انيميشن در ايران مي‌گذرد، تنها چند سال است كه انيميشن وارد اين جشنواره شده است. بعد از شاهزاده روم، انيميشن فيلشاه گويي اولين فيلم سينمايي بود كه انجام دادم.
تهيه كننده «فيلشاه» در پاسخ به اين سئوال كه در دنيا فيلم‌ها با انيميشن‌هاي ديزني رقابت مي‌كنند، آيا  چنيني اتفاقي براي فيلشاه هم مي‌افتد؟، گفت: اين موضوع بسترهاي مختلفي دارد. ما بايد ببينيم براي انيميشن چه كاري انجام داده‌ايم. ما با ساخت شاهزاده روم، به سينما رونق داديم اما نتيجه‌اي كه بايد نگرفتيم. در اكران‌هاي جشنواره هم به انيميشن فيلشاه اجحاف شد كه اميدوارم در جوايز اين اتفاق نيفتد. فيلشاه نسبت به بسياري از فيلم‌هاي ديگر زحمت بيشتري برده است و اين اتفاقات باعث مي‌شود ما فضاي خوبي را استشمام نكنيم.
تهيه‌كننده فيلشاه تصريح كرد: جدول اوليه كه براي اكران فيلم‌ها در باغ كتاب صادر شده بود، انيميشن فيلشاه در آن نبود. فيلشاه حتي در اعلام فيلم‌ها به عنوان يك انيميشن اعلام نشد و يكي از 23 فيلم بخش سوداي سيمرغ اعلام شد. ما با همين محاسباتي كه داريم تصورمان اين است كه اتفاقات خوبي براي اين انيميشن بيفتد.

كارگردان فيلشاه در ادامه گفت: كمپاني‌هاي بزرگ دنيا طي صد سال ياد گرفته‌اند چگونه قصه بگويند. ما پنج سال است كه آغاز كرده‌ايم. در فيلشاه، فضا و قصه نسبت به شاهزاده روم تغيير كرده و اين روند طي ده سال آينده بهتر هم خواهد شد.
در بخشي از اين نشست، سعيد شيخ‌زاده درباره صداپيشگي ستاره‌ها در انيميشن توضيح داد: اصولا در كارهاي سينمايي بايد از ستاره‌ها استفاده كرد و ما در انيميشن بارها اين كار را انجام داده‌ايم ... ما ما چند بازيگر خوش بيان داريم؟  جا دارد از  زنده‌ياد شكيبايي ياد كنيم. يا از علي نصيريان و چند هنرمند محدود نام ببريم كه به اين نتيجه رسيده‌اند بيان جزيي از بازيگري است. واقعيت اين است كه بازيگران ما به اين موضوع اهميت نمي‌دهند. ما بسيار دوست داريم كه از ستاره‌هاي‌مان در انيميشن استفاده كنيم تا بتوانند به شخصيت انيميشن، زندگي دهند. متاسفانهرفتن سراغ هنرپيشگان بنام مثل آقاي پرستويي رفتن هم كار آساني نيست و براي انيميشن هزينه‌بر است. در فيلشاه، خوش‌صداها را جمع كرديم  و از افرادي مثل حسين عرفاني، ناصر طهماسب، زهره شكوفنده، حامد عزيزي، بهرام زند و ... استفاده كرديم.

جعفري در پاسخ به اين سئوال كه چرا با همه اين اجحاف‌ها كه به انيميشن مي‌شود، اصرار به حضور در جشنواره داريد، گفت: من سه دوره در جشنواره بودم كه سه دبير مختلف داشت. اين جشنواره براي ماست و جشنواره‌اي كه براي ماست را حفظ مي‌كنيم. بخشي از عوامل ما كساني هستند كه با ديگر پروژه‌ها كار مي‌كنند و دوست دارند كه كارشان در چنين جشنواره‌اي ديده شود و من بسياري از اين اجحاف‌ها را به‌خاطر اين عزيزان ناديده مي‌گيرم اما جايي ناراحت مي‌شوم كه زحمت اين عزيزان ديده نمي‌شود.
كارگردان انيميشن «فيلشاه» درباره مضامين انتخابي خود گفت: ما تيمي داريم كه بازار را رصد مي‌كنند و به ما مي‌گويند كه در اين برهه چنين سوژه‌اي مناسب است. ما قصه اي را كار مي‌كنيم كه نياز جامعه است و براي‌مان محتوا داراي اهميت است. سعي مي‌كنيم كه عمق اين شخصيت‌ها در زندگي بچه‌ها تاثير بگذارد. اين روند تازه شروع شده و در كارهاي بعدي اين موضوع‌ها را گسترش خواهيم داد.
محمديان با اشاره به ناديده گرفته‌شدن خوراك فرهنگي براي بچه‌ها ادامه داد: در سينما همه براي خودشان فيلم مي‌سازند و بچه‌ها را فراموش كرده‌اند، حتي جامعه هم بچه‌ها را فراموش كرده است. آخرين فيلم‌هايي كه در اين ژانر يادم مي‌آيد، به بيست سال قبل برمي‌گردد!

شيخ‌زاده در ادامه درباره ناديده گرفته شدن كودكان و نوجوانان در  ساخت فيلم گفت: حال و احوال تماشاچي سينما خوب نيست و عادت كرده‌ايم غم و غصه را روي  پرده سينما ببينيم. زماني كه اين فضا را نشان مي‌دهيم مورد استقبال قرار مي‌گيرد. در سال‌هاي گذشته ما داراي سينماي كودك بوديم اما من چندين سال است كه به جشنواره كودك مي‌روم و فيلم مناسب براي اين سن نمي‌بينم. امروز ما دچار بدبيني به سينماي كودك هستيم چون اين فكر وجود دارد كه سود مالي ندارد. ما بايد به اين نتيجه برسيم كه كودكان ما نياز به خوراكي دارند كه هويت ايراني‌شان را به آن‌ها بدهد و تنها از انيميشن‌هاي خارجي تغذيه نشوند. ما مي‌توانيم همانطور كه به اسكار فيلم مي‌فرستيم، به كن هم انيميشن بفرستيم.

جعفري درباره پخش بين‌المللي فيلشاه گفت: اين اثر براي پخش بين‌المللي دوبله انگليسي و فرانسوي خواهد شد. ما براي شاهزاده روم  در آلمان، انگليس و فرانسه اكران داشتيم و از آن تجربيات براي اين انيميشن استفاده خواهيم كرد. از يك پخش‌كننده تركيه‌اي درخواست داشتيم كه مذاكراتي انجام شده است و بعد از جشنواره پيگير خواهيم شد.
تدوين‌گر اين انيميشن درباره روند تند قسمت ابتدايي انيميشن توضيح داد: ابتداي فيلم درباره سال‌هاي اوليه زندگي اين كاراكتر بود و قرار نبود مفصل روايت شود. اين فيلم 2556 كات داشت كه نسبت به فيلم‌هاي سينمايي سه برابر است و اين موضوع قدرت كنترل را  كم مي‌كند البته شايد بعد از جشنواره تدوين دوباره‌اي انجام دهم.


ادامه مطلب
[ ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۵:۳۰:۵۸ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مطالب اين سايت حاوي گزارشات، تحليل‌ها، نقدها و اخبار فرهنگي، هنري، اجتماعي و ورزشي مي‌باشد. از نظرات و پيشنهادات مفيد و سازنده و مثمرثمر در اين سايت استقبال خواهد شد.
لینک های مفید


امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا