وب نيوز آرت

وب نيوز آرت
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

پرهام نورافزا:

فيلم سينمايي «طبل» به كارگرداني كيوان كريمي به نمايندگي از سينماي ايران در مراسم افتتاحييه برنامه «زمانِ زمستان تهران» در سينما «گالري» در شهر بروكسل در كشور بلژيك روي پرده رفت.

فيلم سينمايي «طبل» Drum نخستين ساخته بلند كيوان كريمي و فيلم مستند «نوشتن بر شهر» Writing on the city از ساخته‌هاي اين فيلمساز، در جديدترين حضور بين‌المللي خود، به نمايندگي از سينماي ايران و با حضور اين كارگردان جوان، «ژان ميشل فرودون» Jean-Michel FRODON منتقد سرشناس فرانسوي و سردبير سابق مجله‌ معتبر «كايه دو سينما» Cahiers du Cinéma و «انيس دو ويكتور» از پژوهشگران و منتقدان فرانسوي و كارشناس سينماي ايران؛ در مراسم افتتاحييه برنامه «زمانِ زمستان تهران» با تمركز بر سينماي ايران در سينما «گالري» CINEMA GALERIES در شهر بروكسل در بلژيك به نمايش درآمدند. در روزهاي برگزاري اين برنامه، آثار كارگردانان شاخص سينماي ايران از جمله؛ زنده‌ياد عباس كيارستمي، رخشان بني‌اعتماد و اصغر فرهادي نيز به نمايش درآمدند.

 

«طبل» در آخرين نمايش بين‌المللي خود با حضور كيوان كريمي در بخش «حركت به جلو» در پانزدهمين جشنواره بين‌المللي فيلم «آسيا پاسيفيك ولادي وستوك» IFF Pacific Meridian Vladivostok در روسيه به روي پرده ‌رفت. هدف اصلي اين جشنواره توسعه تبادل فرهنگي بين كشورهاي اين حوزه و نمايش فيلم‌هايي از قاره آسيا و اقيانوس آرام است. چهاردهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «آسيا پاسيفيك ولادي وستوك» با رياست «فدور بوندارچوك» كارگردان سرشناس روسي برگزار شد و پانزدهمين دوره آن در چندين بخش رقابتي و غيررقابتي از روزهاي 18 تا 24 شهريور ماه امسال (۹ تا ۱۵ سپتامبر 2017) در شهر ولادي وستوك روسيه برگزار ‌شد.

فيلم سينمايي «طبل» به نمايندگي از سينماي ايران تاكنون در جشنواره‌هاي مختلفي در سطح جهان روي پرده رفته است، از جمله؛ در بخش رقابتي «هفته منتقدان» در هفتاد و سومين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «ونيز» در كشور ايتاليا، در بخش رقابتي «سينماي كُردي» در چهارمين دوره جشنواره بين‌‌المللي فيلم «دهوك»، در بخش رقابتي «سينماي جهان» در نخستين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «سليمانيه» در اقليم كُردستان عراق و برنده ديپلم افتخار بهترين مدير فيمبرداري براي امين جعفري فيلمبردار اين فيلم، در بخش رقابتي اصلي جشنواره بين‌المللي فيلم «ويزيونر» برلين در كشور آلمان و جايزه ويژه هئيت داوران اين جشنواره براي كيوان كريمي، در جشنواره بين‌المللي «فيلم‌هاي برتر» 2016 اروپايي در كنار آثار كارگردانان مطرح اروپايي، در جشنواره بين‌المللي فيلم «ناپولي» در كشور ايتاليا، در شانزدهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «حقوق بشر» ژنو در كشور سويس، در بخش «حقوق بشر» در نوزدهمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «بوئنوس آيرس» BAFICI در كشور آرژانتين، در چهل و سومين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم «لاچنودورو» Lacenodoro در شهر آولينو در كشور ايتاليا و چندين جشنواره جهاني ديگر.


ادامه مطلب
[ ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۷:۳۹:۱۷ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

 

پرهام نورافزا:

من فيلمساز وابسته‌ام. من فيلمساز اين نظامم. من ۳۰ سال است كه روي اين سن مي‌آيم و مي‌روم، بار اولم نيست.

 بايد تقدير كنم از سازمان اوج كه واقعا سربازان گمنام هستند. افرادي مانند رشيدپور واژه‌هايي در اين باره مي‌سازند كه مطرح مي‌شود. من اعتراض مي‌كنم به صداوسيما و از سبكه سه شكايت به خدا مي‌برم.

 حاج قاسم سليماني مي‌گويد من براي «به وقت شام» گريه كردم اما اُف بر آن كسي كه مي‌گويد اين فيلم كمدي است.

 من افتخار مي‌كنم فيلمي درباره مدافعان حرم ساخته‌ام و افتخار مي‌كنم بابت ساخت اين فيلم از عزيزي مثل حاج قاسم سليماني هديه گرفتم. 

اين سخننان حاتمي‌كيا در بين مدعوين جشن اختتاميه كمي غيرقابل پيش‌بيني شده بود، سخناني كه به مضاق برخي از آنها خوش نيامد و به حاشيه‌ها برد.


ادامه مطلب
[ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۵۸:۳۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
 

 

پرهام نورافزا:

آيين مراسم اختتاميه سي‌وششمين جشنواره فيلم فجر ساعت 19:30عصر يكشنبه 22 بهمن ماه 96 با حضور پيشكسوتان بزرگان، هنرمندان، مسوولان سينمايي و دولتي كشورمان و اهالي رسانه‌هاي گروهي، ملي و مجازي در برج ميلاد برگزار ش و سيمرغ‌هاي بلورين اين دوره از جشنواره را به منتخبين خود اهدا كرد.

 

*سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه اهدا شد به:

بهمن ارگ و بهرام ارگ براي فيلم «حيوان»

*سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي بصري اهدا شد به:

فريد ناظرفصيحي براي فيلم «چهارراه استامبول»

*سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني اهدا شد به:

محسن روزبهاني براي فيلم«تنگه ابوقريب»

 

 

 *سيمرغ بلورين بهترين چهره‌پردازي اهدا شد به:

سعيد ملكان براي فيلم «تنگه ابوقريب»

*سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه اهدا شد به:

عباس بلوندي براي فيلم «سرو زير آب»

*سيمرغ بلورين بهترين طراحي لباس اهدا شد به:

سارا خالدي زاده براي فيلم «بمب يك عاشقانه»

*سيمرغ بلورين بهترين صداگذاري اهدا شد به:

عليرضا علويان براي فيلم‌هاي «به وقت شام» و «مغزهاي كوچك زنگ زده»

 *سيمرغ بلورين بهترين صدابرداري اهدا شد به:

رشيد دانشمند براي فيلم «تنگه ابوقريب» 

*سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن اهدا شد به:

 كارن همايونفر براي فيلم «به وقت شام»

*سيمرغ بلورين بهترين تدوين اهدا شد به:

 بهرام دهقاني و محمد نجاريانبراي فيلم عرق سر د

 

 

*سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري اهدا شد به:

عليرضا زرين دست براي فيلم سرو زير آب 

*سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه هنر و تجربه اهدا شد به:

هومن سيدي براي فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده

*سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول اهدا شد به:

رضا مقصودي براي فيلم خجالت نكش 

 

 

 *لوح ويژه توسط خانواده شهيد معزز غلامي اهدا شد به:

 

نور الحلي براي فيلم زناني با گوشواره‌هاي باروتي

* سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل زن اهدا شد به:

 

سحر دولتشاهي براي فيلمهاي عرق سرد و چهارراه استانبول

*سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد اهدا شد به:

جمشيد هاشمپور براي فيلم داركوب

 

* سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن اهدا شد به: 

سارا بهرامي براي فيلم داركوب

* ديپلم افتخار جشنواره اهدا شد به:

 

 

امين حيايي براي فيلم شعله‌ور

 

*سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد اهدا شد به:

امير جديدي براي فيلم‌هاي تنگه ابو قريب و عرق سرد

*سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه اهدا شد به:

كامبوزيا پرتوي براي فيلم كاميون و هومن سيدي براي فيلم مغزهاي كوچك زنگ‌زده

*سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران اهدا شد به:

 پيمان معادي براي فيلم بمب: يك عاشقانه

 

*سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني فيلم اهدا شد به:

 ابراهيم حاتمي‌كيا براي فيلم به وقت شام و بهرام توكلي براي فيلم تنگه ابوقريب

 

 

*سيمرغ بلورين بهترين فيلم‌ها اين دوره از جشنواره اهدا شد به:

 بمب،به وقت شام و تنگه ابوقريب

*سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه ملي اهدا شد به: 

سرو زير آب به كارگرداني محمد خاكزاد

 *سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران: اهدا شد به:

 

 مغزهاي كوچك زنگ‌زده به كارگرداني هومن سيدي


ادامه مطلب
[ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۵۶:۲۱ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
 

 

پرهام نورافزا:

هيات انتخاب و هيات داوران سي‌وششمين جشنواره فيلم فجر اسامي كانديداي بخش مختلف اين جشنواره را به شرح ذيل اعلام كرد.

*بهترين طراحي لباس:

بمب/ سارا خالدي زاده

خجالت نكش/ رعنا اميني

سوءتفاهم/ سارا سميعي

شعله ور/ سوسن نوروزي

مغزهاي كوچك زنگ زده/ مارال جيراني

 

*بهترين طراحي صحنه:

بمب/ محسن شاه ابراهيمي

تنگه ابوقريب/ محمدرضا شجاعي

داركوب/ آيدين ظريف

سرو زير آب/ عباس بولوندي

سوءتفاهم/ كيوان مقدم

 

*بهترين چهره پردازي:

تنگه ابوقريب/ سعيد ملكان

چهارراه استانبول/ عباس عباسي

داركوب/ فاطمه و زهرا كمالي

شعله ور/ مهرداد ميركياني

كاميون/ بابك اسكندري

 

*بهترين تدوين:

به وقت شام/ مهرداد خوشبخت

داركوب/ فرزاد هوتن

عرق سرد/ بهرام دهقاني

كاميون/ مصطفي خرقه پوش

مغزهاي كوچك زنگ زده/ مهدي سعدي

 

*بهترين صدابرداري:

بمب/ ايرج شهزادي

به وقت شام/ طاهر پيشوايي

تنگه ابوقريب/ رشيد دانشمند

سوءتفاهم/ مهران ملكوتي

مغزهاي كوچك زنگ زده/ مهران ملكوتي

 

*بهترين صداگذاري:

امپراطور جهنم

به وقت شام/ عليرضا عليوان

تنگه ابوقريب/ اميرحسين قاسمي

شعله ور/ بابك شكيبا

مغزهاي كوچك زنگ زده/ عليرضا علويان

 

 

 

*بهترين موسيقي متن

به وقت شام/ كارن همايونفر

بمب/ الني كايندرو

تنگه ابوقريب/ حامد ثابت

داركوب/ بهزاد عبدي

شعله ور/ سهراب پورناظري

عرق سرد/ كارن همايونفر

 

*بهترين جلوه‌هاي ويژه:

بمب/ محمد لطفعلي

به وقت شام/ سيدهادي اسلامي

تنگه ابوقريب/ حسن ايزدي، جواد متولي، محمد برادران، محسن خيرآبادي

چهارراه استانبول/ فريد ناصر فصيحي

سرو زير آب/ محمد خاكزاد

ماهورا و لاتاري/ سينا قويدل

 

*بهترين فيلمبرداري:

بمب/ محمود كلاري

تنگه ابوقريب/ حميد خضوعي ابيانه

سرو زير آب/ عليرضا زرين دست

عرق سرد/ فرشاد محمدي

مغزهاي كوچك زنگ زده/ پيمان شادمانفر

 

*بهترين نقش مكمل زن:

سحر دولتشاهي براي فيلم‌هاي عرق سرد و چهارراه استانبول

ليلي رشيدي براي فيلم عرق سرد

نگار عابدي براي فيلم داركوب

هدي زين العابدين براي فيلم عرق سرد

 

* بهترين نقش مكمل مرد:

پژمان جمشيدي براي فيلم سوتفاهم

جمشيد هاشم پور براي فيلم داركوب

سيامك انصاري براي فيلم بمب يك عاشقانه

فرهاد اصلاني براي فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده

مسعود كرامتي براي فيلم چهارراه استانبول

نويد پورفرج براي مغزهاي كوچك زنگ زده

 

* بهترين فيلمنامه:

بمب / پيمان معادي

سرو زير آب/ باشه‌آهنگر

كاميون/ كامبوزيا پرتوي

مغزهاي كوچك زنگ زده/ هومن سيدي

شعله ور/ حميد نعمت‌الله

 

* بهترين كارگرداني:

به وقت شام/ ابراهيم حاتمي‌كيا

تنگه ابوفريب/ بهرام توكلي

داركوب/ بهروز شعيبي

سرو زير آب/ باشه آهنگر

مغزهاي‌كوچك زنگ زده/ هومن سيدي

كاميون/ كامبوزيا پرتوي

 

 

*بهترين نقش اول زن:

سارا بهرامي براي فيلم داركوب

باران كوثري براي فيلم عرق سرد

شبنم مقدمي براي فيلم خجالت نكش

مهناز افشار براي فيلم داركوب

هانيه توسلي براي فيلم سو تفاهم

ماهور الوند براي فيلم چهارراه استانبول

 

بهترين نقش اول مرد:

امير جديدي براي فيلم تنگه ابوقرييب و عرق سرد

امين حيايي براي فيلم شعله ور

بابك حميديان براي فيلم سروزيرآب

رضا عطاران براي فيلم مصادره

سعيد اقاخاني براي فيلم كاميون

نويد محمدزاده براي فيلم مغزهاي كوچك زنگ زده

 

*و بهترين فيلم‌ها:

 

و از ميان بهترين فيلم‌هاي اين دوره از جشنواره همچون: «بمب»، «به وقت شام»، «تنگه ابوقريب»، «داركوب»، «سرو زير آب»، «كاميون» و «مغزهاي كوچك زنگ زده»


ادامه مطلب
[ ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۶:۵۳:۳۴ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

با گذشت شش روز از برگزاري سي و ششمين جشنواره فيلم فجر و اكران نيمي از فيلم‌هاي ارائه شده در اين دوره مي‌توان گفت كارگردانها امسال تلاش كرده‌اند تا حدودي از ساختن فيلم‌هاي آپارتماني و لوكيشن‌هاي بسته فاصله بگيرند و لوكشين‌هاي فيلم‌هاي خود را از فضاي صرفا شهري و آپارتماني، محيط‌هاي بسته و تكرار شده تهران دور كنند.

انتقادي كه در دوره‌هاي جشنواره به فيلمها وارد مي‌شد چون مكان و بستر رويدادهاي فيلم و قصه در آنها معمولا آپارتمان‌هايي در شهر تهران بود با اين حال آن‌طور كه در اين فيلم‌ها تلاش شده بستر قصه‌ها در فضاهاي تازه روايت شود حتما اتفاق خوبي است اما مشخص نيست آيا كارگردان‌ها براساس رويكردي در فيلمسازي خود به اين مساله توجه كرده‌اند يا تصميمي زودگذر است.

اما در اين دوره كارگردان‌هاي زيادي سعي كرده‌اند فيلم خود را از تهران خارج كنند و در چشم‌اندازهاي تازه فيلم خود را روايت كنند. از موفق‌ترين اين فيلمها مي‌توان از «شعله‌ور» حميد نعمت‌الله نام برد.

در اين فيلم كه روايتگر سرباز كردن عقده‌هاي شخصيتي و تبديل كردن قهرمان(ضد قهرمان) به هيولايي شيطان صفت است. قصه از تهران آغاز مي‌شود اما در ادامه داستان به سيستان و بلوچستان، زاهدان، زابل مي‌رسد. استفاده از فضاي بكر شهري و روستايي و درياي اين منطقه از كشور و ديده نشدن اين فضاها در سينما به‌شدت بر زيبايي بصري و قابها افزوده است و تصاوير جان داري در قاب دوربين ثبت شده است.

ديگر فيلمي كه در آن لوكيشن اهميت زيادي دارد فيلم «به وقت شام» ابراهيم حاتمي‌كياست. در واقع اساس فيلم بر مبناي جنايت‌هاي داعش در شهر تدمر سوريه كه به اشغال داعش درآمده است، رقم مي‌خورد.

هواپيما و آسمان بخش ديگري از محل روايت قصه فيلم است. استفاده از جلوه‌هاي بصري در زمين و آسمان، فيلم حاتمي‌كيا را به اثري تبديل كرده كه تنها در اين لوكشين مي‌توانست اتفاق بيفتد.

استفاده از شهرهاي تخريب شده توسط داعش و شهرهاي تاريخي اين كشور در زمان حضور داعش در شهرهاي سوريه از عناصر مهم نزديك شدن به رئاليسم در فيلم «به وقت شام»است.

«كاميون» كامبوزيا پرتوي ديگر فيلمي است كه بخش زيادي از آن در خارج از شهر مي‌گذرد؛ قصه روايتگر زني از كُردهاي ايزدي عراق است كه روستايشان در اين منطقه دچار حمله داعش شده است.

او به همراه كودك خردسالش با يك كاميون عازم ايران مي‌شوند تا به ايران بيايد و همسرش را كه در ايران كارگري مي‌كند، پيدا كند. بقيه فيلم در خيابان‌هاي شهر تهران مي‌گذرد و كاميون و خيابان لوكيشن اصلي فيلم است.

در فيلم «لاتاري» نيز مهدويان به حاشيه شهر كرج و منطقه وردآورد رفته است. نيمي از فيلم اگر چه در شهر سپري مي‌شود اما خيابان لوكيشن اصلي فيلم است. نيمه دوم فيلم نيز در خيابان‌هاي شهر دوبي امارات روايت مي‌شود.

محل وقايع داستان فيلم خوش ساخت «مغزهاي كوچك زنگ زده» حاشيه شهر تهران است.

در فيلم كمدي «خجالت نكش» رضا مقصودي هم قصه‌اش در روستايي كه دقيقا مشخص نيست در كجاست روايت مي‌كند. البته گويش بازيگران به گويش شمالي نزديك است، فيلم با اينكه در روستا مي‌گذرد اما لوكيشن نقش مهمي در منطق داستاني اين فيلم دارد.

پرويز شيخ‌طادي نيز در فيلم «امپراطوري جهنم» به فرانسه رفته و در اين شهر داستان تروريستي فيلمش را به تصوير كشيده است.

فيلمي كه تقريبا نتوانست نظر مخاطبان را به خود جلب كند. در اين فيلم لوكشين پاريس است كه گروهي تروريست به راحتي مي‌توانند هر جاي شهر و حتي هواپيما را در آسمان منفجر كنند. قطعا ساخته شدن اين فيلم در پاريس حداقل براي كارگردان ناظر بر مفاهيمي روشن و واضح بوده است. 


ادامه مطلب
[ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۷:۲۰:۳۵ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا:

با حكم «ابراهيم داروغه‌زاده» دبير سي و ششمين جشنواره فيلم فجر، «بهرام بدخشاني»، «كمال تبريزي»، «حسن خجسته»، «خسرو دهقان»، «رسول صدرعاملي»، «فرشته طائرپور» و «محمدرضا فروتن» به‌عنوان اعضاي هيات داوران مسابقه سينماي ايران در اين دوره جشنواره معرفي شدند.

 

با حكم «ابراهيم داروغه‌زاده» دبير سي و ششمين جشنواره فيلم فجر، «بهرام بدخشاني» (مدير فيلمبرداري)، «كمال تبريزي» (كارگردان)، دكتر «حسن خجسته» (استاد دانشگاه)، «خسرو دهقان» (منتقد)، «رسول صدرعاملي» (كارگردان)، «فرشته طائرپور» (تهيه‌كننده) و «محمدرضا فروتن» (بازيگر) آثار بخش مسابقه سينماي ايران سي و ششمين جشنواره فيلم فجر را داوري خواهند كرد.

 

*بهرام بدخشاني مديرفيلمبرداري 59 ساله متولد تهران، فارغ‌التحصيل مدرسه عالي تلويزيون و سينما است. او آثار شاخص سينماي ايران از جمله «هيوا»، «مرد باراني»، «دايره»، «من ترانه 15 سال دارم»، «بماني»، «دوئل»، «تقاطع»، «راه آبي ابريشم»، «وارونگي» و «نگار» را در كارنامه خود دارد و علاوه‌بر بارها نامزدي در جشنواره فجر و جشن سينما، در دوره يازدهم جشنواره براي فيلم «سايه‌هاي هجوم» برنده ديپلم افتخار شد و در سه دوره سيمرغ بلورين گرفت: در دوره هفدهم براي فيلم «هيوا»، در دوره بيست و دوم براي فيلم «دوئل» و در دوره بيست‌ونهم براي فيلم «راه آبي ابريشم» در بخش بين‌الملل. او از اعضاي اصلي هيات‌مديره انجمن فيلمبرداران سينماي ايران بوده و تجربه داوري در جشنواره‌هاي مختلف را در كارنامه دارد.

 

*كمال تبريزي كارگردان 58 ساله متولد تهران، دانش‌آموخته رشته سينما و تلويزيون از دانشگاه هنر است. تبريزي فعاليت سينمايي را از سال 58 با سينماي آزاد شروع كرد و سه سال مسوول بخش آموزش مركز اسلامي آموزش فيلم‌سازي بود. او ابتدا در چند فيلم مانند «توهم» و «آواي غيب» مدير فيلمبرداري بود و به‌عنوان مجري طرح و مشاور ابراهيم حاتمي‌كيا در اولين فيلمش «هويت» حضور داشت. تبريزي اولين بار با «عبور» در سال ۱۳۶۷ كارگرداني در عرصه سينماي دفاع مقدس را تجربه كرد. مهم‌ترين فيلم او در اين ژانر، كمديِ جنگيِ موفقِ «ليلي با من است» است و «در مسلخ عشق»، «كودك قهرمان»، «مهر مادري»، «شيدا»، «فرش باد»، «گاهي به آسمان نگاه كن»، «از رئيس‌جمهور پاداش نگيريد»، «دونده زمين»، «خيابان‌هاي آرام»، «طعم شيرين خيال»، «امكان مينا» و «خودسر» از ديگر آثار سينمايي اوست. تبريزي چند فيلم پرفروش مانند «ليلي با من است»، «مارمولك»، «هميشه پاي يك زن در ميان است» و «طبقه حساس» را در كارنامه دارد و از جمله سينماگران موفق در ادوار جشنواره فيلم فجر است. او در كنار فعاليت مستمر فيلمسازي در سينما، چندين سريال مهم تلويزيوني و شبكه نمايش خانگي را نيز ساخته است. تبريزي عضويت در هيات داوران چندين جشنواره سينمايي را در كارنامه دارد.

 

*دكترحسن خجسته استاد دانشگاه و كارشناس 65 ساله متولد مشهد، داراي دكتراي مديريت استرات‍ژيك از دانشگاه عالي دفاع ملي است. وي ليسانس جامعه‌شناسي از دانشگاه تهران و فوق ليسانس مردم‌شناسي از دانشگاه تهران دارد. حسن خجسته از سال ۱۳۷۰ به جمع راديو پيوست. او معاون صداي جمهوري اسلامي ايران به مدت 16 سال بوده و در سال 86 به‌عنوان نايب‌رئيس اتحاديه راديو تلويزيوني آسيا- اقيانوسيه (ABU) برگزيده شد. او ده‌ها كتاب و مقاله در زمينه راديو ترجمه و تاليف كرده‌ و مديريت شبكه استاني راديو تهران و راديو پيام، رياست همايش بين‌المللي دين و رسانه در سال ۲۰۰۶، رياست ۹ دوره جشنواره بين‌المللي راديو را در كارنامه دارد. او همچنين‌ عضو هيات امناي بنياد سينمايي فارابي بوده و اكنون عضو هيات امناي مدرسه ملي سينماي ايران است. خجسته امسال عضو شوراي سياستگذاري جشنواره سي و ششم نيز بوده است.

 

*خسرو دهقان منتقد، كارشناس و استاد دانشگاه 70 ساله متولد شيراز، دانش‌آموخته‌ رشته حسابداري صنعتي در مقطع كارشناسي‌ارشد است. او از اواخر دهه 40 فعاليت نوشتاري در حوزه سينما را آغاز كرد و درخصوص نگارش، ترجمه، نقد و تدريس سينما از سابقه زيادي برخوردار است. دهقان به‌عنوان فيلمنامه‌نويس يا مشاور كارگردان نيز فعاليت سينمايي داشته‌ است. نگارش فيلمنامه «رنو تهران ۲۹»(سيامك شايقي)، همكاري در بازنويسي فيلمنامه «پاييزان» (رسول صدرعاملي) و فعاليت به‌عنوان مشاور كارگردان در فيلم‌هاي خاكستر سبز، شرم، صبح روز بعد و سريال «درپناه تو» را در كارنامه دارد. از جمله فعاليت‌هاي دهقان مي‌توان به عضويت در شوراي مركزي كانون فيلمنامه‌نويسان و هيات‌موسس انجمن منتقدان خانه سينما و رياست اين انجمن، نويسنده نشريات تخصصي سينما، تدريس در مراكز فرهنگي‌ ـ هنري و دانشگاهي نظير باغ فردوس، حوزه هنري، دانشكده سوره و دانشكده صداوسيما اشاره كرد. دهقان كه داوري در جشنواره‌هاي مختلف را در كارنامه دارد و امسال به‌عنوان دبير جايزه كتاب سال سينما نيز فعاليت داشته، از اعضاي فعلي شوراي مركزي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران است.

 

*رسول صدرعاملي كارگردان و تهيه‌كننده 63 ساله متولد اصفهان و دانش‌آموخته‌ كارشناسي جامعه‌شناسي است. در كارنامه كاري اين سينماگر، كارگرداني، تهيه‌كنندگي، فيلمنامه‌نويسي، روزنامه‌نگاري و همچنين داوري چندين جشنواره داخلي و خارجي به چشم مي‌خورد. صدرعاملي ساخت 14 فيلم بلند سينمايي را در كارنامه دارد و با ساخت آثار پرمخاطبي چون «گل‌هاي داودي» و «من ترانه 15 سال دارم» از سينماگران جريان‌ساز سه دهه سينماي پس از انقلاب به‌عنوان كارگردان و تهيه‌كننده به شمار مي‌رود و جوايز متعددي را از جشنواره فيلم فجر و ديگر جشنواره‌هاي داخلي و بين‌المللي كسب كرده است. گل‌هاي داودي، پاييزان، قرباني، سمفوني تهران، دختري با كفش‌هاي كتاني، من، ترانه ۱۵سال دارم، ديشب باباتو ديدم آيدا، شب، هر شب تنهايي، زندگي با چشمان بسته، در انتظار معجزه و سال دوم دانشكده من از آثار سينمايي اين كارگردان است. صدرعاملي همچنين در زمينه سينماي مستند «فتح بستان» را در اوائل دوران دفاع مقدس ساخته است و مستند مرگ «پدرام تجريشي» نيز از جمله كارهاي اوست كه فيلم سينمايي «مي‌خواهم زنده‌ بمانم» براساس آن ساخته شد. صدرعاملي همچنين تهيه‌كننده مستند «پياده‌روهاي واراژدين» و مستندهاي متعددي در زمينه جنگ و آسيب‌هاي اجتماعي بوده است. او در دوره‌هاي 21، 24، 27 و 31 داور جشنواره فيلم فجر در بخش مسابقه سينماي ايران بوده و در بخش‌ بين‌المللي جشنواره فجر نيز سابقه داوري دارد.

 

*فرشته طائرپور تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس 65 ساله متولد تهران و دانش آموخته ادبيات انگليسي است. او به دنبال فعاليت ادبي در حوزه كودكان و نوجوانان از سال 1366 در زمينه سينماي كودك به كار پرداخت. همكاري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و گروه كودك و نوجوان سيما و مديريت خانه ادبيات و هنر كودكان و نوجوانان از جمله فعاليت‌هاي اوست. او بيش از ده فيلم سينمايي و حدود بيست هزار دقيقه آثار ويديويي در خانه ادبيات و هنر كودكان و نوجوانان تهيه كرده و از نخستين سينماگران ايراني است كه در پنجاه سال گذشته توانسته به عضويت هيات‌رئيسه سازمان بين‌المللي فيلمسازان كودك وابسته به يونسكو درآيد ضمن آن كه در اواخر دهه هفتاد به‌عنوان رئيس هيات‌مديره خانه سينما انتخاب شد. وي تهيه‌كننده فيلم‌هايي چون گلناز، پاتال و آرزوهاي كوچك، مدرسه پيرمردها، نان و شعر، پسر مريم، زن دوم، آينه‌هاي روبه‌رو و... بوده است. اين تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس، پيشتر داوري جشنواره‌هاي مختلف سينمايي را برعهده داشته؛ در دوره شانزدهم جشنواره فيلم فجر عضو هيات داوران بخش مسابقه سينماي ايران و در دوره سي و سوم، داور بخش نگاه نو بوده است.

 

*محمدرضا فروتن بازيگر 49 متولد تهران، فوق ليسانس روانشناسي باليني دارد و دكتراي روانشناسي سلامت است. او علاوه‌بر كسب جوايز مختلف جشن سينما و جشنواره‌هاي سينمايي، در ادوار مختلف جشنواره فيلم فجر در دو دهه اخير، نامزد دريافت جايزه بوده و در هفدهمين و بيست وچهارمين دوره جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را براي فيلم‌هاي «قرمز» و «به آهستگي» (در بخش بين‌الملل) از آن خود كرده است. «شب يلدا»، «اتوبوس شب» و «عيار 14» از ديگر فيلم‌هاي مهم اين بازيگر است كه تجربه داوري در جشنواره‌هاي سينمايي را نيز در كارنامه دارد.

سي و ششمين جشنواره فيلم فجر از 12 تا 22 بهمن 1396 به دبيري ابراهيم داروغه‌زاده برگزار خواهد شد. 


ادامه مطلب
[ ۶ بهمن ۱۳۹۶ ] [ ۰۸:۱۸:۴۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

پرهام نورافزا: مسعود ده‌نمكي گفت: نتيجه عملي، نبود گوش شنوا به داد مردم، پرخاش است. نمونه‌اش پرخاش مردم در ديدار رئيس‌جمهور با داغديدگان معدن زغال‌سنگ زمستان يورت آزادشهر استان گلستان بود.

 برنامه گفت‌وگو محور و چالشي «ثريا» به مناسبت برگزاري هشتمين جشنواره مردمي عمار با موضوع «جشنواره عمار، در خط مقدم عدالتخواهي و پيگيري مطالبات مردم» و «بررسي گلايه‌ها، اعتراضات و اغتشاشات اخير كشور» در 13 دي ماه سال 1396 روي آنتن شبكه يك سيما رفت. اين برنامه با حضور چند تن از مستندسازان شركت‌كننده در جشنواره عمار به معرفي هنرمندان انقلابي عرصه فيلمسازي پرداخت. صحبت‌هاي صريح چهره نام‌‌آشناي جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در باره اعتراضات اخير از ديگر بخش‌هاي چالشي و بحث‌برانگيز اين برنامه بود.

مسعود ده‌نمكي روزنامه‌نگار، نويسنده، تهيه‌كننده، كارگردان و مستندساز سينما، از داوران پيشين جشنواره عمار، ازجمله ميهمانان اين برنامه بود كه با كلام صريح خود درخصوص وقايع اخير به نكات قابل تأملي اشاره كرد. مسعود ده‌نمكي كارگردان مستند «تلكه»، محمد دلاوري راوي مستند «كارخانه جهان»، ميلاد ميرزاباقري كارگردان مستند «زمستان يورت»، سيد محمدعلي صدري‌نيا كارگردان مستند «قائم‌مقام»، مجري برنامه « مستندساز»، مجري جشنواره عمار و كارگردان مجموعه طنز سياسي و انتقادي «دكتر سلام» از ديگر از ميهمانان اين هفته برنامه تلويزيوني «ثريا» و محسن مقصودي مجري كارشناس و داريوش چيوايي مجري دوم اين برنامه بودند.

در ابتداي برنامه پيش از آغاز گفت‌وگو، دقايقي از مستند 49 دقيقه‌اي «تلكه» راجع به رشوه و فساد در بخش‌هايي از سيستم اداري شهرداري‌ها، دولت و قوه‌قضائيه در حوزه مجوزهاي مربوط به ساختمان‌سازي پخش شد. اين اثر به همت موسسه نجواي زلال هنر توليد شده است. گفت‌وگوهاي بي‌پرده و صريح از روند فساد سيستمي در ادارات و بعضا فيلم‌هاي مخفي گرفته شده با دوربين موبايل از ويژگي‌هايي است كه بر جذابيت اين مستند افزوده است.

مقصودي در آغاز گفت‌وگو خاطرنشان كرد: بارها در برنامه ثريا و مستندهايمان به مطالبات به‌حق مردم پرداختيم، اما متاسفانه صداي مردم به گوش مسئولان نرسيد. با وجودي كه وقايع اخير نشان دادند مردم پيگير مطالبات به‌حقشان هستند، ولي در كمال تأسف جريان اشرافي‌گري و استكبار از اين اعتراضات سوءاستفاده كرد و منجر به فتنه‌اي به نام مستضعفين و به كام مستكبرين و جريان اشرافييت شد و البته اين غائله و آشوبهاي خياباني در كمتر از يك هفته با حضور به موقع همين مردم گله‌مند ختم به خير شد و دشمنان در سوئ استفاده ناكام ماندند.

 

مقصودي: آرام شدن اوضاع مسئولان را از توجه و پيگيري مجدانه به ريشه‌هاي اصلي گلايه‌هاي مردم خصوصا اقتصادي غافل نسازد

وي تاكيد كرد: آرام شدن اوضاع مسئولان را از توجه و پيگيري مجدانه به ريشه‌هاي اصلي گلايه‌هاي مردم خصوصا مسائل اقتصادي غافل نسازد. همچنين بايد با عده معدودي كه تحت تاثير تحريكات و نفوذ دشمن اغتشاش و اموال عمومي را تخريب كردند برخورد جدي شود.

مجري ثريا در ادامه يادآور شد: هنرمندان انقلاب اسلامي در پيگيري مطالبات مردم در خط مقدم بودند. 

ده‌نمكي با اشاره به صحبت‌هاي يكي از مسئولان مبني‌بر پايان يافتن وقايع اخير گفت: به نظر من مسئولان‌مان نبايد اين‌گونه غافلگير مي‌شدند، چون قابل پيش‌بيني بود.

 

ده‌نمكي: 3 گروه در اتفاقات اخير سهيم بودند

وي سه گروه را در شكل‌گيري اتفاقات اخير سهيم دانست و در مورد گروه اول توضيح داد: اولين گروه دشمن است كه برنامه‌ريزي، ساختارسازي و شبكه‌سازي كرده و نيرو آورده و مستقر كرده است. از يك طرف انباشتي از مطالبات ايجاد شد و دشمن هم منتظر جرقه بود كه سوار بر موج شود و كارش را پيش ببرد كه موفق هم شد و توانست مسير اعتراضات را از جهت اصلي‌اش منحرف سازد.

اين كارگردان سينما افزود: در اين قضيه كه دشمن دارد حرف اول را مي‌زند پرداختن به جنبه‌هاي ديگر آن به‌نوعي دشمن شاد كردن است. نقد درون گفتماني بايد به‌طور كارشناسي در جاهاي ديگر انجام شود كه چه بسا امكان رسانه‌اي شدن آن وجود نداشته باشد، اما مسئولان ما در پر و بال دادن به دشمن، امتياز دادن به او و زمين دشمن را فراهم كردن كم تقصير نداشته‌اند.

مقصودي درخصوص گفته ده‌نمكي گفت: مسئولاني كه كم‌كاري و رانت‌خواري كرده‌اند دشمن را ياري رسانده‌اند.

ده‌نمكي در تاييد و تكمله اشاره مقصودي درباره گروه دوم سهيم در وقايع اخير گفت: بخش دوم متهمان فتنه جديد و اغتشاشات اخير مسئولان هستند كه بايد در مورد زمينه‌هاي شكل‌گيري و علت‌هاي غافلگيري و گوش ندادن به صداها پاسخگو باشند.

وي گروه سوم را كه بايد خودش را نقد كند مردم و عدالت‌خواهان دانست و افزود: مردم اعتراضات به‌حقي داشتند كه در چند دهه گذشته به انحاي مختلف آن را نشان داده‌اند، از اختلاس 123 ميلياردي دوران فاضل خداداد و رفيق‌دوست گرفته تا اختلاس‌هاي 12 هزار ميلياردي اخير بانك‌ها، موسسات و صندوق بازنشستگي.

 

ده‌نمكي: نتيجه عملي نبود گوش شنوا به داد مردم پرخاش است

وي در ادامه گفت: نتيجه عملي، نبود گوش شنوا به داد مردم، پرخاش است. نمونه‌اش پرخاش مردم در ديدار رئيس‌جمهور با داغديدگان معدن زغال‌سنگ زمستان يورت آزادشهر استان گلستان بود.

اين مستندساز با بيان اينكه هر كس اين‌گونه مباحث را جناحي كند به عدالت‌خواهي خيانت كرده است، تصريح كرد: چه مي‌خواهد طرف چپ باشد و چه راست، كسي كه دولت فعلي را مي‌زند ـ كه زمينه‌هايش هم فراهم هست ـ به عدالت‌خواهي ضربه مي‌زند و در پي مقاصد خودش است. همچنين كساني كه فرافكني مي‌كنند و مي‌گويند اين مسائل انباشت دهه‌هاي قبل است، بايد از آنها پرسيد دهه‌هاي قبل چه كساني سر كار بودند؟ مگر غير از خودتان بوديد حالا با هر عنواني، چون همگي در هم تنيده شده‌ايد.

اين روزنامه‌نگار اظهار كرد: همه كساني كه در جمهوري اسلامي بدهكار بودند و مسئوليت داشتند، الان در موضع طلبكاري قرار گرفته‌اند و مي‌پرسند چرا. حرف‌هايي كه در مناظره‌هاي انتخاباتي زده شد، زيرپا كشيدن‌ها و مچ‌گيري‌ها از يكديگر چه چپ و چه راست، مردم را به جاي ديگري رسانده است. دشمن هم موج‌سواري‌اش را كرد.

 

چند ماه مردم مقابل مجلس تظاهرات آرام داشتند، هيچ كدام از مسئولان توجهي به آنها نكرد!

وي توضيح داد: مردم در چند دهه اخير نظرشان را در انتخابات اعمال كرده‌اند، اما وقتي مي‌بينند هر جناحي كه بالا مي‌آيد هيچ تغييري در وضعيت‌شان ايجاد نمي‌كند به كف خيابان مي‌آيند. سه چهار ماهي جلوي مجلس كفن‌پوش و مودب اعتراضش را اعلام مي‌كند، اما هيچ مسئولي توجهي نمي‌كند.

اين تهيه‌كننده سينما بيان كرد: اگر معترض بلد نباشد فرياد بزند دشمن سوءاستفاده مي‌كند. مردم از انتخاب به اعتراض رسيده‌اند، اما فرهنگ اعتراض و اينكه چگونه اعتراض كنيم تا ديگران سوءاستفاده نكنند مقوله‌اي است كه بايد راجع به آن بحث كرد.

در ادامه مسعود كارگر درخصوص هدف از ساخت مستند «تلكه» گفت: گاهي مستندساز موضوعي را براي مخاطب برجسته مي‌كند كه بيننده از آن غفلت كرده است، اما مخاطب با برخي موضوعات دائما سر و كار دارد. در مورد رشوه متوجه شدم قضيه به‌قدري همه‌گير است و همه مي‌دانند كه به اين فكر افتادم چرا حالا كه همه مي‌دانند رسانه ملي نداند!

وي در ادامه اضافه كرد: به اداراتي همچون ثبت، ماليات و شهرداري سر زدم و ديدم رشوه همه جا شايع است. در اين باره سعي كردم جناحي برخورد نكنم، يعني هم سراغ اداره ثبت رفتم كه زير نظر قوه قضائيه است، هم ماليات كه زير نظر دولت است و هم شهرداري‌. دريافتم چون سيستم مريض است آدم‌ها اين مريضي را همه جا با خودشان مي‌برند.

كارگر: ادارات براي رشوه، سازوكار تعريف كرده‌اند

وي شرح داد: اين مستند راجع به ساختمان‌سازي است. ساختمان‌سازي با ادارات متعددي ارتباط دارد و همه دست‌اندركاران آن اذعان دارند براي اينكه كارشان نخوابد و چند صد ميليون ضرر نكنند مجبورند رشوه بدهند و حتي ادارات براي رشوه سازوكار تعريف كرده‌اند.

ده‌نمكي در تكميل گفته كارگر افزود: متاسفانه بايد براي احقاق حق خودمان هم رشوه بدهيم. مسئولان يك طرف اين ماجرا هستند، مگر مي‌شود مسئولي متوجه نشود زيردستش چه مي‌كند. رشوه يك امر سازمان‌يافته در دستگاه‌هاي مختلف است و اين‌طور نيست يك كارمند آن را بگيرد و در جيبش بگذارد، بلكه آن را بين چند نفر تقسيم مي‌كنند و همديگر را لو نمي‌دهند.

مقصودي اذعان كرد: نمي‌شود گفت بخش اعظم، اما بخش‌هاي زيادي از سيستم اداري ما در لايه‌هاي مختلف دچار فساد اداري است. مسئولان سالم هم داريم.

 

ده‌نمكي: رشوه فقط منحصر به فساد اداري نيست، بلكه در جامعه اثر وضعي مي‌گذارد

ده‌نمكي در واكنش به گفته مقصودي اعلام كرد: درد اينجاست كه مي‌گوييم مسئولان سالم هم داريم، در حالي كه روزي بايد مي‌گفتيم دزد هم ممكن است باشد. افرادي را داريم كه بعد از 30 سال خدمت در دوران بازنشستگي خانه‌اي ندارند و بدترين فشارها را تحمل مي‌كنند. مردم درگير يك اپيدمي شده‌اند.

وي افزود: رشوه فقط منحصر به فساد اداري نيست، بلكه در جامعه اثر وضعي مي‌گذارد. نسلي كه با پول حرام رشد مي‌كند قرآن و مسجد آتش مي‌زند و آدم مي‌كشد. به‌نوعي نسل اشراف‌زاده‌ها، آقازاده‌ها و حرام‌زاده‌ها با هم تلفيق مي‌شوند.

مقصودي درخصوص گفته‌هاي ده‌نمكي يادآور شد: چقدر جاي سريال‌هايي مثل سريال سوريه‌اي «مديركل» خالي است.

ده‌نمكي در تاييد صحبت مقصودي مطرح كرد: ما در جمهوري اسلامي ميتي‌كمان يا دستگاه‌هاي نظارتي مخفي نداريم. اولين مجازات رشوه اخراج كارمند رشوه‌گير باشد. با عزل چنين افرادي راه براي سركار رفتن عده زيادي از بيكاران جوياي كار هم باز مي‌شود.

كارگر درخصوص همه‌گير بودن رشوه در ادارات اذعان كرد: روز اولي كه به اداره ثبت رفتم دوربين به دست داشتم و هيچ نيازي به گشتن نبود. بعد از مدت كوتاهي نام فرد رشوه‌گير و شماره تلفنش را به من دادند.

مقصودي درخصوص «تلكه» به جنبه‌هاي خوش‌ساخت بودن آن از نظر فني اشاره كرد و گفت: در بخش‌هايي از اين مستند كل داستان از ابتدا تا انتها روايت و حتي با رشوه‌گير در ماشين صحبت مي‌شود كه از ويژگي‌هاي برجسته اثر است.

ده‌نمكي خاطرنشان كرد: مستند همچون آينه‌اي است كه با نور انداختن به زواياي تاريك موضوع فقط به نقد آن مي‌پردازد و الزاما چاره‌انديشي نمي‌كند. اينجاست كه مسئولان بايد با ديدن اين‌گونه مستندها به ريشه‌هاي قضيه بپردازند و چاره‌ بينديشند، اما با توجه به اينكه مسئولان به اين مهم نمي‌پردازند در مستندهاي بعدي حتما از زاويه چاره‌انديشي هم بايد وارد شد.

در ادامه برنامه دقايقي از مستند «كارخانه جهان» كاري از موسسه آرمان‌مديا پخش شد. آمارهاي تكان‌دهنده و مقايسه وضعيت اقتصادي ايران و چين از برجستگي‌هاي اين اثر است.

آمارهاي تكان‌دهنده در مستند «كارخانه جهان» راجع به مقايسه وضعيت اقتصادي ايران و چين از بخش‌هاي جالب توجه اين برنامه بود.

در بخش‌هايي از اين مستند آمده است: چين دومين اقتصاد جهان پس از ايالات متحده و داراي 16 هزار تريليون دلار توليد ناخالص داخلي است. بسياري از انديشمندان پيش‌بيني مي‌كنند ابرقدرت آينده جهان مي‌تواند چين باشد. رتبه ايرانِ 80 ميليون نفري در بيكاري با نرخ 11. 3 درصد بيكار 125 و چينِ 1 ميليارد و 375 ميليون نفري با نرخ 3. 4 درصد بيكار 34 است. يكي از ويژگي‌هاي قانون كار چين اين است كه پايه حقوق كارگر در همه نقاط اين كشور يكسان نيست. چيني‌ها با توجه به دوري و نزديكي به شهرهاي بزرگ 33 نوع پايه حقوق تعريف كرده‌اند كه هم به عدالت نزديك‌تر باشد و هم صاحبان صنايع را تشويق كند در سراسر چين پراكنده شوند. در حالي كه در كشوري مانند ايران كارگري كه اطراف شهرهاي بزرگ كار مي‌كند پايه حقوقش برابر كارگري در روستايي دورافتاده است.

دلاوري درخصوص روند ساخت «كارخانه جهان» اظهار كرد: دو سال پيش براي ساخت اين مستند به چين رفتيم كه يك سالي هم از پخش آن مي‌گذرد. اين مستند از شبكه مستند سيما هم پخش شد.

 

دلاوري: حزب به‌شدت در مورد فرد متخلف بي‌رحم است

وي با بيان اينكه چيني‌ها تا سال 1979 (1357) ـ كه سال تحول چين است ـ در فساد كامل اداري، جنگ ترياك و مرگ فراگير و گسترده بر اثر فقر غوطه‌ور بودند، در پاسخ به پرسش ده‌نمكي كه «آيا در چين هم رشوه هست؟» توضيح داد: هر كارمند اين كشور بر سينه‌اش شماره‌اي دارد كه به محض ارتكاب اولين خطا بي‌رحمانه اخراج مي‌شود و هيچ‌گونه قوانين حمايتي و انسان‌دوستانه به كمكش نمي‌آيند و حزب به‌شدت در مورد فرد متخلف بي‌رحم است.

در ادامه برنامه چيوايي مجري ديگر ثريا به پويشي با عنوان «مسئولان به ميان مردم برويد» كه توسط عده‌اي از دانشگاهيان پيگيري مي‌شود، اشاره كرد و يادآور شد: آنها طي نامه‌اي از مسئولان در سطوح مختلف كشور دعوت كرده‌اند بين مردم حضور يابند و از نزديك پاسخگوي مطالبات مردم باشند، كه تاكنون حدود هزار نفر از دانشگاهيان اين نامه را امضا كرده‌اند.

مجري دوم ثريا به حادثه تلخ و تأسف‌بار آتش زدن پرچم جمهوري اسلامي ايران توسط آشوبگران اشاره كرد.

وي گفت: خيلي‌ها با پيامك‌هايشان از صحبت‌هاي ده‌نمكي حمايت كردند و گفتند حرف دل ماست.

مقصودي: قطعا جرياني كه در جايي پرچم جمهوري اسلامي ايران را آتش مي‌زند و در جاي ديگر آن را پايين مي‌كشد از مردم ايران نيست.

مقصودي درخصوص بي‌احترامي به پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران توضيح داد: در جايي آن را آتش زدند و جاي ديگري پرچم مقدس ايران را پايين كشيدند. قطعا جرياني كه چنين كارهايي مي‌كند از مردم ايران نيست. مردم با همه گلايه‌هايشان مي‌دانند براي بالا بردن اين پرچم خون‌هاي زيادي داده شده است و در اين قضايا با كسي تعارف ندارند. نه صدام نه منافقين و نه آمريكا و اسرائيل در طول اين سالها نتوانستند اين پرچم را پايين بكشند، حالا چند نفر خودفروخته مي‌خواهند كار آنها را انجام دهند كه مردم به آنها تو دهني زدند.

وي افزود: اين جريان طراحي شده توسط دشمن كه منتظر فرصت مناسبي بود با نامردي حق اعتراض را از مردم و مستضعفين گرفت. مردم با ورود اين جريان نفوذي با هوشياري و به‌سرعت خود را كنار كشيدند و آنها تنها ماندند. بيشترين ضربه به رمدم را همين جريان معاند و حمايت‌هاي عجيب و غريبي كه از بيرون شد زده است. مسئولان آمريكا كه مردم ايران را تحريم كرده‌اند و در فشار اقتصادي قرار داده‌اند حالا براي مردم ما دلسوزي مي‌كنند!

ده‌نمكي در حمايت از «كارخانه جهان» گفت: كار جديد اين مستند پرداختن به «چه بايد كرد»هاست كه زاويه نگاه تازه‌اي در مستندسازي است. اينكه چه اتفاقي افتاده است كشوري كه ادعاي دين ندارد و حتي خيلي‌هايشان اعتقاد ديني هم ندارند، به چنين جايگاهي در اقتصاد دنيا رسيده است و ما با اين همه ادعا، مهر و تسبيح و حتي فرش مان را از آنجا وارد مي‌كنيم.

 

دلاوري: اقتصاد دانشي معين و برنامه‌اي راهبردي است

وي در ادامه يادآور شد: اينكه گفته مي‌شود مسئولان بين مردم بيايند و برعكس، كاري است كه در بسياري از كشورهاي فقير آمريكاي لاتين هم انجام مي‌شود و هيچ تغييري هم در وضع آن كشورها ايجاد نمي‌شود. اقتصاد دانشي معين و برنامه‌اي راهبردي است. در كشور ما پديده‌اي به اسم موسسه مالي و اعتباري رشد كرده است و به‌جاي اينكه نقش تعاوني را ايفا كند با استحاله شروع به جمع كردن پول كرده است.

راوي «كارخانه جهان» توضيح داد: الان موسسات مالي و اعتباري به‌قدري بزرگ و فراگيرند كه تبديل به سرطان شده‌اند. در اين شرايط اگر هر روز هم مسئولان با مردم و مردم با مسئولان حرف بزنند هيچ تغييري در اين وضعيت ايجاد نمي‌شود. براي تسكين درد مردم خوب است و در كوتاه‌مدت هم جواب مي‌دهد.

وي تصريح كرد: بسياري از مطالبه‌گري‌هاي ما دچار انحراف‌هاي جدي است و علمي نيست. سوال اصلي‌ام اين است كه در اين مملكت مسئول كيست؟ مشكلي كه بارها با آن مواجه شده‌ام اين است كه با هر مسئولي مصاحبه مي‌كنيم خودش بزرگ‌ترين منتقد است، در نقد از بقيه هم جلو مي‌زند و همه چيز را از زير بنا نقد عميق مي‌كند.

دلاوري شرح داد: ميل به نقد در جريان مطالبه‌گر هم زياد است و نقدهاي متعددي به مسئولان داريم، اما خلاصه كلام اين است كه‌اي مسئول! نمي‌خواهيم زندگي‌ات را به اضعف مومنان برگرداني، مي‌خواهيم كه كار كني. نمي‌گوييم مسئولي 2 الي 3 ميليون حقوق بگيرد، اما همان مسئول بايد فكر كند كارگري با يك ميليون و 200 هزار تومان چگونه مي‌تواند زندگي كند.

وي به مقايسه وضعيت بيمه در چين و ايران پرداخت و توضيح داد: چين بيمه همگاني دارد و همه از امكانات بيمارستاني استفاده مي‌كنند، اما در ايران انواع و اقسام بيمه‌ها را داريم كه با عدالت همخواني ندارد.    

 

مقصودي: ضرورت ساده‌زيستي مسئولان شرط لازم هست، اما كافي نيست

مقصودي در واكنش به گفته‌هاي دلاوري گفت: ضرورت ساده‌زيستي مسئولان شرط لازم براي مديريت هست، اما كافي نيست. علم و تدبير هم قطعا لازم است. اما لازم است مسئول جامعه اسلامي درد مردم را بفهمد تا بتواند بهتر مديريت كند. الان مسئولان ما درد مردم را از نزديك لمس نمي‌كنند و با اكتفا به آمارهاي گزينشي مي‌گويند شرايط خوب است و چرا مردم اعتراض مي‌كنند.

دلاوري در تكمله صحبت مقصودي بيان كرد: از اول انقلاب مدام گفته مي‌شد مسئولان در حد ضعف مومنان زندگي كنند، الان مي‌بينيم اكثرشان در منطقه يك تهران ساكن هستند. گويي اين فرآيند مناسب اينها نبود و اين لباس به تن‌شان بزرگ بود.

ده‌نمكي علت اين امر را در عدم تعريف الگوي پيشرفت اسلامي ـ ايراني و ساختارسازي براساس كپي ناقص الگوي توسعه ليبرال دموكراسي پس از جنگ و در دوره سازندگي دانست و گفت: ادامه آن روند منجر به له شدن طبقه‌اي از مردم و شكل‌گيري طبقه جديد 30، 40 درصدي با الگوها و سبك جديدي از زندگي و مطالباتي در تضاد با خواسته‌هاي طبقه فرودست جامعه شده است.

 

ده‌نمكي: آقايان به‌جاي خصوصي‌سازي اختصاصي‌سازي و به‌جاي تقسيم بين مردم، بين خود و بچه‌هاي‌شان تقسيم كرده‌اند

وي در مورد خصوصي‌سازي در اقتصاد خاطرنشان ساخت: آقايان به‌جاي خصوصي‌سازي اختصاصي‌سازي و به‌جاي تقسيم بين مردم بين خود و بچه‌هايشان تقسيم كرده‌اند. حمايت از توليد داخلي با باز گذاشتن دروازه‌هاي كشور براي واردات منافات دارد. وقتي به اسم راه‌اندازي كارگاه‌هاي كوچك 10، 15 ميليون تومان به مردم مي‌دهيد كه بيكاري را كم كنيد و توليد را افزايش بدهيد، طرف به‌جاي هزينه در توليد با اين پول سراغ دلالي مي‌رود.

اين مستندساز تصريح كرد: وقتي فرزندان مسئولان در دفاتر آن‌چناني بالاي شهر حواله‌هاي صادرات را واگذار مي‌كنند، با گمرك و قاچاق مبارزه نمي‌كنند، چون خودشان درگير قضيه هستند.

مقصودي افزود: درد ما اينجاست كه چون به اقتصاد مقاومتي عمل نشد، اين مشكلات به وجود آمدند.

دلاوري در پاسخ به اين سوال كه «خبرنگاران و تيم‌هاي رسانه‌اي ما در كشورهاي ديگر تا چه حد براي درس گرفتن پيگير سوژه‌هايي در زمينه‌هاي اقتصادي و اخباري غير از سياسي و ورزشي بودند؟» تاكيد كرد: قطعا در اين‌باره ظرفيت جدي وجود دارد. كما اينكه زماني در خبر داخلي همه چيز معطوف به رويداد بود. به‌تدريج خبرنگاراني پا به عرصه گذاشتند كه فرآيندمحور شدند و گزارش‌هاي موثري را توليد كردند.

وي شرح داد: دفاتر خارج از كشور نيازمند نوعي مديريت و تفكر هستند كه خبرنگاران را به شناخت عميق نسبت به حوزه خودشان تشويق سازند و خبرنگاران براساس آن شناخت كارهاي تحول‌آفرين ارائه كنند. بدون تعارف عملا اين ايده هنوز وجود ندارد و اميدواريم به وجود بيايد.

 

كارگر: قصد داريم قسمت دوم «تلكه» را با موضوع راهكارهاي مبارزه با رشوه بسازيم

كارگر در پايان صحبت‌هايش در باره ساخت قسمت دوم «تلكه» اظهار كرد: قصد داريم راجع به راهكارهاي مبارزه با رشوه مستند ديگري را بسازيم.

از ديگر بخش‌هاي اين برنامه، پخش دقايقي از مستند 40 دقيقه‌اي «زمستان يورت» راجع به معيشت و بيمه كارگران معدن زغال‌سنگ زمستان يورت بود. شنيدن واقعيت‌هايي از زندگي معدنچيان از زبان خودشان و داغ‌ديدگان حادثه معدن زمستان يورت استان گلستان، روند مشكلات معترضان پس از پيگيري‌ براي مطالبات‌شان و مشاهده سختي‌هاي كار معدن به روايت تصوير از ويژگي‌هاي اين مستند است.

چيوايي درخصوص پيام‌هاي ارسالي به برنامه مطرح ساخت: حجم پيام‌ها بالاست و اغلب حاوي درددل و گلايه‌ است، اما بازگو كردن پيام يكي از مخاطبان برنامه خالي از لطف نيست كه «پدرم مي‌گويد كاش من مي‌سوختم، ولي پرچم نمي‌سوخت.»

وي اضافه كرد: شخصا فكر مي‌كنم خيانتي كه برخي‌ها با اختلاس و رانت‌خواري كردند هم‌سنگ آتش زدن پرچم است و بايستي هر چه زودتر بدان‌ها رسيدگي شود.

مقصودي ضمن بيان اينكه در ايام انتخابات موضوع بيكاري كارگران كارخانه‌ها و كارگاه‌هاي تعطيل شده دستاويزي براي نامزدهاي انتخاباتي بود و با سرد شدن تب داغ انتخابات اين قضيه هم به فراموشي سپرده شد، از سازندگان «زمستان يورت» تقدير و اظهار كرد: كار خوب بچه‌هاي انقلابي و جشنواره عمار در پيگيري ساخت اين مستند اين بود كه نگذاشتند غبار زمان درد اين حادثه را از يادها ببرد.

ميرزاباقري درخصوص ماجراي معدن‌كاران زمستان يورت گفت: از سال 1385 اين كارگران اعتراضاتي براي بيمه‌ها، پرداخت نشدن حقوقشان و نبود ايمني كافي در معدن كردند و سال‌هاي 1385 و 1386 نامه‌هاي مختلفي به رياست‌جمهوري و مجلس زدند. با وجود پيگيري از بالا و به گفته خود كارگران اعمال فشار به مسئولان استاني متاسفانه به‌جاي رسيدگي به اين امر اعتراضات كارگران سركوب شد.

وي در ادامه اضافه كرد: با عوض شدن دولت و مديرعامل معدن، در سال‌هاي 1393 و 1394 اعتراضات كارگران شدت گرفت و حتي همراه با خانواده‌هايشان جلوي فرمانداري اعتراضشان را اعلام كردند، اما باز هم صدايشان به جايي نرسيد و نهايتا حادثه انفجار معدن زمستان يورت رخ داد كه منجر به شهادت 43 تن از عزيزان ما شد.

مقصودي: آيا واقعا مسئولان شرايط سخت شغل كارگري معدن را كه در جايگاه نخست سخت‌ترين مشاغل دنياست درك مي‌كنند؟

مقصودي در تكميل گفته‌هاي ميرزاباقري توضيح داد: تا پيش از وقوع اين حادثه بيمه‌هاي آنها عادي رد مي‌شد. آيا واقعا مسئولان شرايط سخت شغل كارگري معدن را كه در جايگاه نخست سخت‌ترين مشاغل دنياست درك مي‌كنند؟ آيا مسئولان مي‌فهمند چگونه مي‌شود حقوق چنين كارگري با آن شرايط سخت ـ كه چه بسا ما حتي يك ساعت هم نتوانيم تاب بياوريم ـ 800، 900 هزار تومان باشد و همين مبلغ را هم پنج شش ماه به او نپردازند و صدايش شنيده و مطالباتش پيگيري نشود؟

ميرزاباقري تصريح كرد: در ساخت مستند مشكلي داشتيم كه مردم مي‌ترسيدند حرف بزنند، چون مي‌گفتند ما پشتوانه نداريم. اگر موقعي كه كارگران اعتراض مي‌كردند و مشكلات به‌حقشان را مطرح مي‌ساختند رسانه‌ها و تشكل‌هاي دانشجويي از آنها حمايت مي‌كردند و فريادرسشان مي‌شدند مشكلات آن برهه حل مي‌شد. 

 

مقصودي: بخشي از مسئولان از مردم جدا شده‌اند و زندگي مردم را لمس نمي‌كنند

مقصودي تاكيد كرد: متاسفانه بخشي از مسئولان از مردم جدا شده‌اند و زندگي مردم را لمس نمي‌كنند.

ده‌نمكي در تاييد گفته‌هاي مقصودي گفت: در اينجا مي‌توان سهم مسئولان را در وقايع اخير بررسي كرد. خوشبختانه الان هم ديروقت است و مسئولان خواب هستند! گوش ندادن به حرف مردم علت اصلي اين اعتراضات است. مطالبه‌گري و اعتراضات مدني در صورتي كه بازخورد عملي و عدالتخواهي نداشته باشد به پرخاشگري و اقدامات ساختارشكنانه مي‌انجامد. دشمن هم سوار بر اين موج مي‌شود و پرچم، مسجد و قرآن آتش مي‌زند.

وي تاكيد كرد: در چنين اوضاعي باز هم آنچه شنيده نمي‌شود صداي كارگر معترض است. كسي كه پرچم آتش مي‌زند كارگر معترض نيست، بلكه امثال پري بلنده و آژدان قزي كودتاي 28 مرداد سال 1332 هستند كه به نفع اشرافي‌گري تظاهرات مي‌كنند.

ده‌نمكي: مسئولان پول مي‌گيرند كه تدبير كنند

اين روزنامه‌نگار افزود: مسئولان پول مي‌گيرند كه تدبير كنند. مثلا وقتي وزير كشاورزي اين مملكت متوجه مي‌شود آنفلوآنزاي مرغي در مرغداري‌ها شيوع يافته و تبعاتش كم و گران شدن مرغ و تخم‌مرغ است، بايد تدبير كند كه واردات اين اقلام را افزايش دهد و اگر دولت پول ندارد از بخش خصوصي كمك بگيرد، نه اينكه بخش خصوصي سرگرم حواله‌هاي اختصاصي جاهاي مختلف باشد. مسئولي كه نتيجه عملكردش چنين است، يا ناكارآمد است، يا مدير نيست يا خائن است.

وي در ادامه توضيح داد: اين بي‌تدبيري منجر به افزايش قيمت مي‌شود كه نتيجه‌اش پرخاشگري است. مگر يك كارمند چقدر درآمد دارد تا از پس اين هزينه‌هاي بالا بربيايد؟ از آن طرف براي تامين زندگي‌اش به رشوه و دزدي رو مي‌آورد. اينها زنجيروار به هم پيوسته‌اند.

ده‌نمكي درخصوص آغاز اعتراضات از مشهد بيان كرد: چند صد هزار نفر از مردم در پروژه پديده شانديز مشهد سرمايه‌گذاري كردند. پنج سال سيماي جمهوري اسلامي تبليغات گسترده‌اي در اين باره كرد، اما كسي نگفت اينجا امنيت ندارد و كارشناس و نظارتي در آن پروژه وجود ندارد. با جلوگيري از آن، تب قضيه به صندوق ميزان خورد و عده ديگري از مردم آنجا درگير شدند. همه اينها جرقه‌اي مي‌خواست.

 

ده‌نمكي: چرا نبايد آن عده از مسئولان را به خاطر سياست‌هاي احمقانه در اقتصاد كه به بهانه توسعه، اقتصاد بادكنكي را به وجود آورده‌اند به محاكمه بكشيم؟

وي در واكنش به رشد قارچ‌گونه صندوق‌ها و بانك‌هاي خصوصي بدون پشتوانه اعلام كرد: واقعا بايد ديد اين چه مكانيسمي است كه چنين ثمره‌اي مي‌دهد. چه كسي به اينها مجوز داده است؟ همان‌طور كه قرار است خرده دزدها و عربده‌كش‌ها را در خيابان‌ها بچرخانيم، چرا نبايد آن عده از مسئولان را به خاطر چنين سياست‌هاي احمقانه در اقتصاد كه به بهانه توسعه، اقتصاد بادكنكي را به وجود آورده‌اند به محاكمه بكشيم؟   

 

ده‌نمكي: مردم اقتداري مي‌خواهند كه دست دزدها را قطع كند

اين نويسنده تصريح كرد: مردم اقتداري مي‌خواهند كه دست دزدها را قطع كند. تا كي قرار است فقط دست آفتابه‌دزدها قطع شوند؟

وي نخبگان جامعه را هم در كنار مسئولان مقصر دانست و توضيح داد: با گران شدن عوارض خروجي خون همه هنرمندان و نخبگان به جوش آمد، اما كسي عليه ماست‌مالي شدن بيمه همگاني اعتراضي نكرد، چون درد طبقه مرفه جديد اينها نيست.

 

ده‌نمكي: اين نارضايتي‌تراشي تعمدا صورت مي‌پذيرد

ده‌نمكي تصريح كرد: معتقدم اين نوع گراني‌سازي‌ها، نرسيدن به درد مردم و برخورد نكردن با مفاسد هيچ فرقي با كاري كه دشمن دارد آن طرف مي‌كند ندارد. اين نارضايتي‌تراشي تعمدا صورت مي‌پذيرد.

وي در ادامه گفت: براي جمهوري اسلامي كه موشك به هوا مي‌فرستد زشت است كه اينترنت ملي نداشته باشد و وزير مملكت ما به مدير تلگرام نامه بزند كه فلان كانال را چند وقتي ببنديد تا ما اين طرف آرامش داشته باشيم!

 

ده‌نمكي: با همان هزينه‌اي كه براي اين جريان كردي به نسل جوان اعتماد مي‌كردي و اينترنت ملي را راه مي‌انداختي

اين تهيه‌كننده سينما خاطرنشان ساخت: همه دنيا اذعان مي‌كنند راه‌اندازي امثال فلان شبكه براي به ثمر رساندن انقلاب رنگي و مطالبات خودشان است، اما از اين طرف برخي مسئولان مي‌گويند ما دنبال بستن فضا نيستيم. پس معلوم است منافع توي مسئول با آن طرف هم‌جهت است و اين وسط مردم قرباني مي‌شوند. با همان هزينه‌اي كه براي اين جريان كردي به نسل جوان اعتماد مي‌كردي و اينترنت ملي و شبكه‌هاي اجتماعي قوي داخلي قوي را راه مي‌انداختي تا الان مردم مشكلي نداشته بانشد.

وي تاكيد كرد: كسي خواهان بستن فضاي مجازي نيست، چون اين فضا راهي براي تبادل اطلاعات است، اما شماي مسئول به دنبال فضايي مجازي هستي كه سر در آخور آن طرف داشته باشد و اختيارش دست داخل نباشد. كسي كه به فضاي اطلاعاتي آن طرف امكان و فضا مي‌دهد كه در وقايع كشور مديريت بحران كند، اگر خائن نباشد كارنابلد است، حالا در هر كسوت، لباس و جناحي كه مي‌خواهد باشد.  

اين روزنامه‌نگار نسبت به كشته‌شدگان اتفاقات اخير اظهار كرد: شماي مسئول در ريخته شدن خون اين كشته‌شدگان سهيم هستيد. اشراف و ثروتمندان در خيانت و دزدي فقرا سهيمند. مسئولي كه نمي‌تواند ماليات را از طبقه اشراف بگيرد، وقتي كارمندي براي گذران زندگي‌اش رشوه مي‌گيرد در گناه آن فرد سهيم است.

وي در واكنش به كساني كه مي‌گويند ما ايراني و آريايي هستيم و عرب نيستيم، گفت: چگونه اين ننگ را مي‌پذيريد كه اخبار مملكت تو تيتر اول شرق‌الاوسط مي‌شود، او شادي مي‌كند و با بني‌اميه در يك راستا قرار گرفته‌ايد. اشراف همان اسلام آمريكايي هستند كه روي ديگر سكه‌اش عربستان و امثال اوست.

 

ده‌نمكي: كساني كه با آدرس غلط دادن به جواني كه كف خيابان آمده است و پرخاشگري مي‌كند، دارند ميوه اين جريان را مي‌چينند

ده‌نمكي تصريح كرد: كساني كه با آدرس غلط دادن به جواني كه كف خيابان آمده است و پرخاشگري مي‌كند، دارند ميوه اين جريان را مي‌چينند. چطور مي‌شود استاد دانشگاهي پشت تريبون رسانه ملي و دانشگاه حرف‌هايي را نهادينه ‌كند كه هر كس ديگري مثلا يك دانشجو يا كارگر معدن اين حرف‌ها را زده بود تا حالا با او چه‌ها كه نكرده بودند.

وي تاكيد كرد: ما بلد نيستيم از خود و داشته‌هايمان دفاع كنيم. ما از جايگاهي كه شاه مملكت براي عوض كردن نخست‌وزيرش بايد به آمريكا مي‌رفت و از آمريكا اجازه مي‌گرفت به اقتدار امروز ايران رسيده‌ايم و حالا يك استاد علوم سياسي دانشگاه يا از سر نابلدي يا خيانت تاريخ را تحريف كند. با حرف‌هاي چنين استادهايي دانشجو پرچم اسرائيل را از جلوي دانشگاه پاك مي‌كند به خاطر اينكه بي‌احترامي به پرچم است. در حالي كه همين صهيونيست‌ها بزرگ‌ترين قوم‌كشي را در ايراني‌ها انجام دادند.

 

مقصودي: متاسفانه همان جرياني كه ليبراليسم و فاصله طبقاتي را تئوريزه كرده است در اغتشاش‌ها به نفع اعتراضات مردم توئيت مي‌زند

مقصودي در تكمله صحبت‌هاي ده‌نمكي گفت: متاسفانه همان جرياني كه ليبراليسم و فاصله طبقاتي را تئوريزه كرده است در اغتشاش‌ها به نفع اعتراضات مردم توئيت مي‌زند.

ده‌نمكي يادآور شد: بايد اين تضادها و تناقض‌ها را حل كرد. نمي‌شود از يك طرف به اسم اسپانسر دست هنرمند در جيب قطر، فلان آقازاده و فلان اشراف باشد و با آن سريال و فيلم بسازد و از آن طرف توئيت بزند كه مردم مطالبات برحقي دارند و گرسنه‌اند.

هنرمنداني كه اسپانسر فيلمهايشان رانتخواران و مفسدان اقتصادي هستند، با چه رويي از حق مردم و محرومان صحبت مي‌كنند؟

وي ادامه داد: 9 هزار ميليارد پول صندوق بازنشستگي متعلق به همين مردمي كه در خيابان‌ها فرياد مي‌زنند توسط كساني خورده شد كه دارد در شبكه‌هاي سينمايي و... خرج مي‌شود و اسپانسر برخي فيلمهاست و حالا همين هنرمندان از حقوق مردم گرسنه صحبت مي‌كنند؟!

مقصودي در ادامه برنامه و بازگشت به موضوع مستند «زمستان يورت» ضمن تقدير از پيگيري‌هاي بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي اصفهان به معدن‌كاران آزادشهر قول پيگيري مطالباتشان را داد.

آخرين مستند پخش شده در برنامه اين هفته ثريا دقايقي از مستند 105 دقيقه‌اي «قائم‌مقام» بود. اين مستند با نگاه بي‌طرفانه به ناگفته‌هايي از زندگي آقاي منتظري پرداخته است كه فيلم‌هاي آرشيوي بكر از ويژگي‌هاي برجسته آن محسوب مي‌شود.

مقصودي پيش از ورود به بحث «قائم‌مقام» با ابراز اميدواري از جمع شدن غائله اخير به دست معترضان واقعي يعني مردم نويد جريان جديد عدالتخواهي را در كشور داد.

وي با اشاره به ذوق‌زدگي عربستان سعودي، ترامپ و نتانياهو به خاطر انحراف اعتراضات واقعي مردم تاكيد كرد: همان كساني كه با تحريم‌هايشان بخشي از مشكلات اقتصادي كشور را به مردم ايران هديه كرده‌اند، حالا دلسوز مردم شده‌اند. از مردم عزيز تشكر مي‌كنيم كه عاشق انقلاب هستند و هوشيارانه عمل مي‌كنند. دولت فقط در فضاي آرام مي‌تواند پيگير مطالبات به‌حق مردم باشد.

مجري برنامه از مستند «قائم‌مقام» با عنوان شگفتي‌ساز جشنواره عمار ياد و مطرح كرد: جاي چنين مستندي كه در واقع داستان استحاله مسئولان است و مي‌تواند آينه خيلي از مسئولان در تغيير 180 درجه‌اي در مواضع سياسي و اقتصادي باشد، خالي بود.

صدري‌نيا پيش از پرداختن به «قائم‌مقام» در تكميل بحث‌هاي قبلي گفت: با وجودي كه ما در مجموعه انتقادي «دكتر سلام» معضلات مختلف كشور را مطرح مي‌كنيم، بحث اين است كه گاهي با يك دستورالعمل دولتي خواسته مي‌شود رسانه‌ها پيگير اين‌گونه قضايا نشوند، مثل كرسنت يا كاسپين و ساير موسسات مالي و اعتباري، اما با نپرداختن رسانه‌ها به آنها و حل نشدن توسط مسئولان مي‌بينيم مشكلات همچنان وجود دارند.

 

صدري‌نيا: هر جا رسانه‌ها پاي كار آمدند و صداي مطالبات مردم شدند مطالبات مردم هم بهتر و منطقي‌تر پيش رفت

وي در ادامه افزود: هر جا رسانه‌ها پاي كار آمدند و صداي مطالبات مردم شدند مطالبات مردم هم بهتر و منطقي‌تر پيش رفت. در نمايشگاه مطبوعات امسال مال‌باختگان كاسپين جلوي برخي خبرگزاري‌هاي دولتي ايستادند و به علت بايكوت آنها بدان‌ها اعتراض كردند، اما به غرفه «دكتر سلام» كه آمدند از ما به خاطر بيان مطالباتشان تشكر كردند.

مقصودي درخصوص «دكتر سلام» اظهار كرد: دكتر سلام از پايگاه‌هايي بود كه خيلي از دغدغه‌هاي مردم به زبان طنز در آن مطرح شد. البته با وجود طنز بودنش به مسئولان بر هم مي‌خورد.

 

مقصودي: اگر دانشجويان دغدغه مردم را دارند پيگيري مطالبات طبقه مستضعفين بايد اولويت آنها باشد

مجري ثريا گفت: حصري كه بايد بشكند، حصر مستضعفين توسط جريان اشرافيت است. اگر دانشجويان دغدغه مردم را دارند پيگيري مطالبات طبقه مستضعفين بايد اولويت آنها باشد.

صدري‌نيا درخصوص «قائم‌مقام» تصريح كرد: عده‌اي به ما نقد مي‌كنند چرا پايان اين مستند پيام روشني نداديد. هدفمان از اين اثر بيان روايت صحيح و صادقانه تاريخ بود. در روايت مقاطع مختلف تاريخ انقلاب دچار اين خلاء هستيم كه همين ابهاماتي را براي نسل جديد به همراه دارد.

صدري‌نيا: مخاطب خيلي از مسئولان را در «قائم‌مقام» مي‌بيند

وي به يكي از بركات اين روايت صادقانه اشاره كرد و گفت: مخاطب خيلي از مسئولان را در اين روايت مي‌بيند. بعضا سرنوشت بعضي از مسئولان براي مردم تداعي مي‌شود.

كارگردان اين مستند اظهار ساخت: «قائم‌مقام» مسير سخت امتحانات پيش روي مسئولان را به ما نشان مي‌دهد. در اين مستند آرزوي ما اين است كه فقط نگاه به گذشته نباشد، بلكه عبرتي براي آينده باشد.

مقصودي تاكيد كرد: آرشيوهاي بكر «قائم‌مقام» گره‌هاي ذهني خيلي از نوجوانان و جوانان را مي‌گشايد.

صدري‌نيا: مشكل دستيابي به آرشيوهاي انقلاب اسلامي براي مستندسازان تاريخ انقلاب وجود دارد

صدر‌ي‌نيا درخصوص مشكل دستيابي به آرشيوهاي انقلاب اسلامي اشاره كرد: اين مشكلي است كه همه بر و بچه‌هايي كه سراغ مستندهاي تاريخ انقلاب اسلامي رفته‌اند با آن مواجه هستند. بيرون نيامدن خيلي از اين آرشيوها هم معمولا ضربه زده است.

ده‌نمكي افزود: اما همين آرشيوها و راش‌ها از داخل به شبكه‌هاي خارجي ارسال مي‌شوند.

صدري‌نيا موكدا گفت: اين آرشيوهاي بكر با نگاه به زواياي مختلف زندگي آقاي منتظري نشان داد، جرياني در اين سال‌ها كوشيده است با حمايت از ايشان ابعادي از زندگي او را سانسور كند و صرفا بعدهاي رحماني شخصيت ايشان را برجسته ساخته است.

وي با تاييد گفته ده‌نمكي تصريح كرد: خيلي خوب است بيت آقاي منتظري درهاي آرشيوش را يك طرفه باز نكند كه صرفا رسانه‌هاي آن طرف به آن دسترسي داشته باشند يا فقط از آن صوت هدفدار بيرون بيايد. بگذاريد همه آرشيو بيرون بيايد و همه مردم از آن استفاده كنند.

ده‌نمكي درخصوص پيام «قائم‌مقام» اظهار كرد: اين مستند نشان مي‌دهد قدرت تنها ملاك امتحان افراد است. حديث داريم كه اگر ديديد طرف در قدرت 50 درصد يا كمتر تغييري نكرد بدانيد آدم خوبي است. اميرالمومنين(ع) در باره زبير فرمود تا وقتي بچه‌اش بزرگ نشد با ما بود. مسئولان بچه‌هايشان كه بزرگ مي‌شوند تحت فشار اطرافيان مواضعشان تغيير مي‌كند. كساني كه شعارهاي انقلابي مي‌دادند و از ديوار لانه جاسوسي بالا مي‌رفتند، وقتي در موضع قدرت قرار گرفتند به گفته خودشان از آرمان‌گرايي به واقع‌گرايي رسيدند.

وي در پايان صحبت‌هايش از مستندسازان جوان خواست قدر موقعيتي را كه در آن هستند بدانند و مطرح كرد: شرايطي وجود داشت كه كوچك‌ترين صحبت‌هايي از اين دست برتابيده نمي‌شد. اين مستندها موجب ناراحتي مخالفان مردم مي‌شود، زيرا نقد درون گفتماني به دست بچه‌هاي همين مملكت انجام مي‌شود و دشمن از اين جريان ناراضي است، چون خلع سلاح مي‌شود. اسلام حق اعتراض را به رسميت شناخته است.

مقصودي در پايان برنامه تاكيد كرد: راهكار اصلي مشكلات اقتصادي كشور اقتصاد مقاومتي است و رهبر معظم انقلاب سال‌هاست به مسئولان تذكر داده‌اند و متاسفانه كمتر بدان توجه و عمل شده است.  
«ثريا» دومين سال متوالي برنده «فانوس» بهترين برنامه تلويزيوني جشنواره مردمي عمار شد

جشنواره عمار چند سالي هست كه تمامي توليدات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي، مستندسازان و آثار نمايشي را در بخش‌هاي مختلف به نمايش و رقابت مي‌گذارد، ضمن اينكه توانسته است در توزيع محصولات فرهنگي بستر مناسبي را فراهم كند. موضوع ويژه جشنواره امسال «حمايت از كارگر» بود. شايان ذكر است برنامه تلويزيوني «ثريا» براي دومين سال متوالي موفق شد در بخش برنامه‌هاي تلويزيوني اين جشنواره در بين چهارده برنامه راه‌يافته به بخش مسابقه برنده فانوس بهترين برنامه تلويزيوني شود. جالب آنكه هر چهار اثر منتخبي كه ميهمان برنامه ثريا شده بودند، در مراسم اختتاميه جشنواره عمار هم منتخب داوران شدند و فانوس گرفتند. فانوس بخش نقد درون‌ گفتماني به مستند «تلكه» به كارگرداني مسعود كارگر و جايزه ويژه اين بخش هم به «زمستان يورت» به كارگرداني ميلاد ميرزاباقري اهدا شد. هديه مردمي بخش تاريخ معاصر ـ كه چفيه شهيد رسول خالقي‌پور بود ـ به مستند «قائم‌مقام» به كارگرداني سيد محمدعلي صدري‌نيا اعطا و مستند «كارخانه جهان» به كارگرداني حسين شمقدري در بخش اقتصاد مقاومتي موفق به دريافت فانوس شد.

 

 


ادامه مطلب
[ ۱۷ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۴:۰۱:۰۵ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

معضل بيكاري چند صباحي است كه در ادبيات اقتصادي و اجتماعي جامعه ريشه دوانه و باعث شده تا تعداد زيادي از جوانان جوياي كار پشت درهاي بسته بازار اشتغال باقي بمانند. اين موضوع آنچنان بغرنج و فرسايشي شده كه رهبر معظم انقلاب آن را به‌عنوان يكي از مهم‌ترين آسيب‌هاي اجتماعي معرفي كرده‌اند و از ضرورت برنامه‌ريزي مناسب براي حل و فصل آن سخن به ميان آوردند.

اين چالش كه در تمامي اقشار جامعه ريشه دوانده و جمعيت تحصيل‌كرده كشور به‌عنوان متراكم‌ترين بخش جامعه را از گزند خود بي‌نصيب نگذاشته و باعث شده تا آمار نگران‌كننده‌اي از ميزان بيكاران تحصيل‌كرده در جداول آماري ثبت شود.

براساس آمار، 36 درصد از مجموعه بيكاران كشور را افرادي با تحصيلات عاليه تشكيل داده‌اند و 27 درصد از بازار بيكاري به افرادي اختصاص يافته كه داراي مدرك ديپلم و پيش‌دانشگاهي هستند. بيكاران تحصيل‌كرده كه در راس هرم قرار گرفته‌اند در مجموع رقمي در حدود يك ميليون و 185 هزار نفر هستند كه اين يعني زنگ خطر جدي براي جامعه‌اي كه بيشتر جمعيت آن را جوانان تشكيل مي‌دهند.

اما چرا در جامعه 224 هزار فوق‌ديپلم بيكار، 790 هزار ليسانس بيكار، 158 هزار فوق‌ليسانس و دكتري تخصصي بيكار وجود دارد؟

يقينا مهم‌ترين علت اين موضوع را مي‌توان در عدم انطباق ميزان صندلي‌هاي دانشگاهي با تعداد صندلي‌هاي خالي در بازار كار جست‌وجو كرد. اين موضوع يعني اينكه هنوز كه هنوزه فعالان عرصه اقتصاد و آموزش‌عالي نتوانسته‌اند به تعاملي سازنده به‌منظور هماهنگي بازار كار با صندلي‌هاي دانشگاهي دست پيدا كنند.

متاسفانه در ادبيات اشتغال ايران اين نكته بارها تاكيد شده است كه فارغ‌التحصيلان دانشگاهي صرفا به دنبال مشاغل پشت‌ميزي نباشند و مشاغل ديگر مرتبط با حوزه تحصيلي خود را جويا شوند. اين در حالي است كه بازار كار در شاخه‌هاي مختلف به مرز اشباع رسيده و عملا ديگر مدرك تحصيلي افراد براي آنان نه آب دارد و نه نان و بايد از آن به‌عنوان وسيله‌اي لوكس براي نمايش ميزان علم‌شان  بر روي طاقچه منزل‌شان بهره ببرند.

با كمي كنكاش در بازار كار به راحتي مي‌توان به اين نكته دست يافت كه بسياري از فارغ‌التحصيلاني كه هم‌اكنون مشغول به فعاليت هستند در زمينه‌هايي به كار گرفته شده‌اند كه هيچ‌گونه ارتباطي با مدرك دانشگاهي‌شان ندارد. اين موضوع يعني اتلاف انرژي و سرمايه فردي، اجتماعي و ملي كه نه‌تنها پيشران موفقيت در جامعه نمي‌تواند به حساب‌ آيد بلكه سرعت‌گيري است كه فرد را وادار مي‌كند، بخش عمده‌اي از آموزش‌هاي خود را به كنار گذاشته و از صفر موارد ديگري را تحصيل كند تا بتواند فضايي براي تنفس در بازار كار پيدا كند.

نمونه بارز اين موضوع را مي‌توان در فرد پاكباني ديد كه چندي پيش اسمش در فضاي رسانه‌اي كشور منتشر شد. وي كه داراي فوق‌ليسانس برنامه‌ريزي شهري بود به دليل عدم وجود بازار كار مجبور به دست گرفتن جارو شد تا چرخ زندگي برايش لنگ نزد. يقينا او و افرادي مانند او كه در جامعه ما كم هم نيستند هم‌اكنون در مشاغلي غير از حرفه تخصصي خود مشغول به فعاليت هستند چشم به راه تحولي در بازار كار هستند. اين تحول رخ نخواهد داد مگر اينكه زنجيره دانشگاه، صنعت و اقتصاد با يكديگر درست پيوند بخورند و زمينه‌ساز حركت درست چرخ دنده‌هاي اشتغال در جامعه شوند. از سوي ديگر افرادي نالايق و كم‌تجربه در بسياري از شغل‌هاي دولتي، نهادها و سازمان‌هاي  نيمه‌دولتي و شركت‌هاي خصوصي به لحاظ واسطه و داشتن رانت در فلان نهاد بدون  داشتن مدرك و علم و دانش مربوطه مشغول به كار و فعاليت هستند كه به دليل بازار بيمار كار و مشاغل جامعه ما بدون آن كه آب در دل مديران و مسئولان بالادستي تكان بخورد بر مسند كار سوارند و براي خود يكه‌تازي مي‌كنند اين گونه افراد نالايق  نابخرد هستند كه با هدر دادن بودجه‌هاي دولتي و در مشاغل دولتي بودجه‌ بيت‌المال براي آزمون و خطاي خود دست به طرح‌ها و كارهايي ميزنند كه خروجي‌اش به جز داشتن و تحميل بار مالي هنگفت و نيز ركود و رخوت فضاي كاري درجامعه چيزي در چنته نخواهند داشت و اينجاست كه شايسته‌سالاري و داشتن علم و دانش و به طبع آن هوشياري و آگاهي كامل هركس در رشته تخصصي خود نمود عيني پيدا مي‌كند كه متاسفانه نمومنه‌ايي از اين دست در جامعه امروزي ما به عينه مي‌توان مشاهده كرد.

هم‌اكنون براساس آمار چهار ميليون و ۸۳ هزار و ۱۲ نفر در مقاطع مختلف در حال تحصيل هستند كه اين آمار به تفكيك در دوره كارداني شامل ۷۴۸ هزارو ۶۷۷ نفر، دوره كارشناسي شامل دو ميليون و ۳۳۵ هزار و ۷۲۹ نفر، دوره كارشناسي‌ارشد شامل ۷۶۴ هزار و ۲۳۳ نفر، دوره دكتري حرفه‌اي شامل ۹۳هزار و ۹۲۶ و دكتري تخصصي شامل ۱۴۰ هزار و ۴۴۷ نفر است كه به‌زودي بعد از اتمام تحصيل روانه بازار كار مي‌شوند هرچند كه تعدادي از افراد حاضر در اين آمار در زمره كساني هستند كه در حين تحصيل مشغول به كارند. اما يقينا بخش عمده‌اي از اين سيل جمعيتي به‌زودي روانه بازار كار خواهند شد در حالي كه هيچ فرش قرمزي براي آنان پهن نشده و صف يك ميليون و 100 هزار نفري پيش از آنها چشم به راه گشايشي براي اشتغال مانده‌اند.

يقينا ايجاد تحول در رويكرد تحصيل و اشتغال بايد در بازه زماني كوتاهي تحقق يابد و به فرجام برسد وگرنه ميزان صندلي‌هاي خالي كه امروز به‌عنوان يك چالش اساسي در بين واحدهاي دانشگاهي خودنمايي مي‌كند بيش از پيش نمايان خواهد شد و افراد به اين نكته مي‌رسند كه ديگر كسب علم نمي‌تواند ابزاري براي رفاه حال و آرامش آينده باشد چراكه فصلي براي برداشت محصول آنان تعريف نشده است. 


ادامه مطلب
[ ۱۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۴۰:۳۱ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

نگهداري حيواناتي مانند سگ در منزل به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني، اسلامي عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود.

تسلط تكنولوژيك غرب و به‌تبع آن تبليغ، ترويج مدرنيسم، فرهنگ، سبك و زندگي برخاسته از آن، پديده‌اي است كه در دهه‌هاي اخير جهان را متأثر از خود ساخته است. در كشور ما نيز در سال‌هاي اخير با رشد سريع وسايل ارتباط جمعي و ورود تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي همچون ماهواره، تلفن همراه و... سبك زندگي غربي از روش‌هاي مختلف و با تكيه بر الگوپردازي و فرهنگ‌سازي تمدن غربي در حال ترويج است و در اين ميان حركت مردم به سمت تقليد از سبك زندگي غربي به يك رويه عادي تبديل شده است. گستردگي تبليغ انگاره‌هاي فرهنگي و تمدني غرب در قالب سبك زندگي نوين و مدرن، سبب آسيب‌پذيري جامعه در برابر مسائلي شده است كه شايد تا چند سال پيش در ذهن مردم ما جايگاهي نداشت؛ اما امروزه به سبب تهاجم فرهنگي غرب در فضاي سايبري و شبكه‌هاي مختلف اجتماعي و همچنين شبكه‌هاي ماهواره‌اي به يك دغدغه فراگير تبديل شده است. نگهداري از حيوانات در منزل، يكي از اين مسائل است كه به‌عنوان يكي از مظاهر سبك زندگي غربي در يك دهه اخير به مرور وارد زندگي طبقه مرفه كشور شده و پس از آن به تمام لايه‌هاي اجتماعي كشور در شهرهاي كوچك و بزرگ تسري يافت. شايد تا يك دهه پيش نگهداري از سگ و گربه در خانه امري ناپسند تلقي مي‌شد اما امروزه دامنه اين موضوع از اين مسائل فراتر رفته و به نگهداري از مار، ميمون، سنجاب، بچه شير، بچه پلنگ و... تبديل شده است؛ موضوعي كه از يك‌سو آسيبي فرهنگي و اجتماعي محسوب شده و از سوي ديگر نيز بستر ايجاد مشكلات فراوان بهداشتي و انتقال بيماري‌هاي مشترك ميان انسان و حيوانات را فراهم مي‌كند.

 

 

 

حيوان‌پروري به جاي فرزند!

يكي از آسيب‌هاي جدي در سال‌هاي اخير در جامعه، موضوع خلأهاي عاطفي و تغيير ساختارهاي خانوادگي و عدم علاقه زوج‌ها به فرزندآوري است. اين موضوع كه با بهانه‌هاي مختلف در جامعه در حال تسري است، سبب شده تا خانواده‌ها علاقه‌اي به ورود فرزند به زندگي خود نداشته و در واقع با گسست هسته‌هاي خانوادگي و تبديل زندگي سنتي به مدرن، مظاهر زندگي مدرن نيز به درون خانواده‌ها راه پيدا كرد و امروزه نيز با تبليغات فراوان شبكه‌هاي ماهواره‌اي و جريان‌هاي ايجاد شده در فضاي سايبري، تبديل فرزندپروري به نگهداري از حيوانات به يك معضل جدي در جامعه ايراني تبديل شود. اين آسيب آنجا نمود بيشتري مي‌يابد كه برخي از خانواده‌ها براي سرگرمي تك‌فرزندان خود، به دنبال راه چاره‌اي مي‌گردند تا با پركردن اوقات تنهايي آنها، خود را از سختي‌هاي ارتباط با كودكان و ابراز محبت به آنها برهانند. از همين روي چنين فرزنداني به دليل نداشتن همبازي لجاجت‌هاي فراواني از خود بروز مي‌دهند و با مجبور كردن والدين و بزرگ‌ترهاي به عنوان همبازي خود، مشكلات روحي و رواني‌اي را به والدين خود و نيز ديگر افراد خانواده  تحميل مي‌كنند. اينجاست كه والدين كمبود فرزند دوم را به وضوح احساس مي‌كنند اما ديگر دير شده و با گذشت سن و سال  والدين امكان آوردن فرزند دوم براي آنان مقدور نيست مگر آنكه در همان سال‌هاي ابتدايي اين مشكل را احساس كنند و به فكر چاره آن باشند. نكته ديگر درباره تك فرزندان اين است آنها به دليل نداشتن همبازي هم سن و سال خود به ناچار با بزرگ‌ترها  نشست و برخاست مي‌كنند و چون از دوران كودكي با صحبت‌هاي بزرگان  و سرد و گرم چشيده‌ها مراوده دارند بيش از كودكان هم سن و سال خود مي‌فهمند  و قوه درك، ادراك و فهمشان بيش از آنان است. درواقع اين معصومين دوران كودكي ندارند و اساسا در دوره خود كودكي نمي‌كنند بنابراين آنها زودتر از معمول ديگر بچه‌ها به بلوغ فكري و جنسي مي‌رسند. چرا كه از ابتداي خلقت خود تا گذران دوره‌هاي كودكي، نوجواني، جواني و... با بزرگ‌تر از سن و سال خود مراوده و حشر و نشر داشته و دارند. اخيرا همبازي از جنس حيوانات براي فرزندان يكي از راه‌هايي است كه در اين چندساله روبه فزوني نهاده شده و همين موضوع سبب مي‌شود تا ارتباطي عاطفي ميان فرزندان با حيوانات خانگي ايجاد شده و به‌عنوان يك فرهنگ غلط به نسل‌هاي آينده منتقل شود.

 

ژست اجتماعي با حيوانات خانگي!

انس با حيوانات خانگي و حضور افراد با آنها در مكان‌هاي عمومي در سال‌هاي اخير به يك رويه عادي در كلانشهرها تبديل و دامنه آن به شهرهاي كوچك‌تر نيز كشيده شده است. يكي از علت‌هاي علاقه به نگهداري حيوانات خانگي، غالبا ناشي از چشم و هم‌چشمي با اطرافيان، همسايه و اقوام در ژست اجتماعي و به عبارتي كسب جايگاه اجتماعي است؛ موضوعي كه از طريق شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و شبكه‌هاي اجتماعي با شدت فراواني تبليغ مي‌شود و همين موضوع سبب مي‌شود تا به نمايش گذاشتن حيوانات خانگي به‌ويژه سگ و گربه در مكان‌هاي عمومي به يك عادت روزمره تبديل شود كه اين مساله مي‌تواند نشان‌دهنده عمق نفوذ سبك زندگي غربي در جامعه باشد. رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از كشور به‌عنوان بازوهاي كارآمد تهاجم فرهنگي غرب، در اين ميان نقش ويژه‌اي برعهده دارند و با روي آنتن بردن برنامه و گزارش‌هايي از مزاياي نگهداري حيوانات در منزل در تلاش هستند تا افرادي كه از اين نماد سبك زندگي غربي پيروي مي‌كنند را انسان‌هايي روشنفكر، اجتماعي و داراي فهم و دركي بالاتر از ديگر افراد جامعه نشان دهند. البته نبايد از نظر دور داشت كه نگهداري اين قبيل حيوانات در منزل و به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني- اسلامي، عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود؛ اما كمتر چيزي كه در اين ميان به آن توجه مي‌شود، توجه به حقوق متقابل افراد در محل زندگي و مكان‌هاي عمومي است.

اما نكته قابل تامل و زنگ خطر براي خانواده‌هاي ايراني تنها نگهداري از سگ يا حيوانات ديگر نيست بلكه اغلب جايگزيني سگ به جاي فرزند است گذشته از اينكه در برخي مواقع اين‌گونه حيوانات جايگاهي به عنوان به يك همنشين و هم‌صحبت دارد. عوامل مختلفي بر انسان اثر مي‌گذارد تا به تك فرزندي روي بياورند، اما فرهنگ بسيار مهم است چراكه در گذشته داشتن فرزند زياد نشانه خانواده سالم‌تر بوده و اين اصلا ارتباطي به وضعيت معيشت خانواده نداشته است اما در حال حاضر به خاطر فرهنگي كه از غرب آمده فرزندان ديگر مايه‌اي براي خوشبختي و شيريني كانون گرم خانواده نيستند و حقيقت امر اين است كه والدين به بهانه مشكلات اقتصادي كار در بيرون را به پرورش فرزند ترجيح مي‌دهند. البته تمامي اين اتفاقات و دوري جستن از فرزندپروري به شكل سابق همگي منشأ اقتصاد بيمارگونه جامعه و فقر و تندگدستي افراد جامعه و نداشتن پشتواتواني قوي اقتصادي چراكه در اين روزگار وانفسا دخل و خرج با يكديگر جور درنمي‌آيد و تمامي افراد خانواده براي تامين مايحتاج و امرار معاش روزانه به‌جاي دورهم بودن و لذت بردن از لحظات زندگي مجبورند  يك و يا دو شيفت در بيرون از خانه به كار و فعاليت مشغول باشند تا بتوانند گذر روزگار كنند.

 در ايران متاسفانه گونه‌هاي جديدي از خانواده در حال شكل‌گيري است؛ مانند مجردي يا زوج‌زيستي كه در اين ميان كودك نقشي ندارد و اكثر اين افراد به دليل نداشتن فرزند به سمت‌وسوي نگهداري از حيوانات مي‌روند و جاي خالي فرزند را با نگهداري از حيوانات پر مي‌كنند.

 

چرا حيوان خانگي نگهداري مي‌شود؟

 «اينكه حيوانات خانگي جايگزين فرزند شوند، اصلا درست نيست و به هيچ وجه نمي‌توان حيوان خانگي را جايگزين فرزند قرار داد اما اينكه اين افردا به سمت نگهداري از حيوانات خانگي مي‌روند، شايد علت آن باشد كه نگهداري از حيوانات مسئوليت كمتر و نگهداري از آنها آسان‌تر است و اين حيوانات مي‌تواند رابطه نزديكي با انسان بر قرار كنند.»

اما نگهداري از حيوانات با توجه به اينكه نشأت گرفته از فرهنگ غربي است، اگر حيوان فقط يك حيوان خانگي باشد و اصول نگهداري از آن رعايت شود، يعني افراد بدانند كه چگونه بايد به آن غذا داد و از آن نگهداري كرد، مانعي ندارد اما بعضا مشاهده شده كه از حيوانات وحشي به‌عنوان حيوان خانگي استفاده مي‌شود كه اين كاملا اشتباه است.» تا جايي كه بسياري از جوانان براي كانون توجه بودن و هيجانات كاذب جواني درصدد نگهداري از بچه شير، يوزپلنگ، مار پنتون و... هستند  

 

نگهداري از حيوانات به جاي فرزندآوري

«روي آوردن به نگهداري حيوان به جاي فرزند به اين دليل است كه ترس از فرزندآوري به‌عنوان پديده‌اي در بين خانواده‌ها رسوخ كرده است. مساله نگهداري از حيوانات معضلي است كه افراد را درگير كرده تا جايي كه افراد در جامعه به جاي آنكه با هم ارتباط بيشتري داشته باشند، از هم دور و تنهاتر شده‌اند اما براي گريز از اين تنهايي به جاي فرزند، به سراغ نگهداري از حيوانات رفته‌اند و جاي خالي فرزند را با حيواناتي مثل سگ، گربه، موش‌هاي همستر، كاسكو، طوطي، مرغ مينا و... پر كرده‌اند.»

براي اين موضوع بايد فكري كرد. بايد فرهنگ‌سازي شود و امكانات لازم براي افراد جامعه فراهم شود تا به جاي آنكه به سراغ نگهداري از حيوانات بروند با فرهنگ خودمان آشنا شوند و كانون خانواده را محكم‌تر كنند.»

مخلص كلام اينكه آنچه امروز در جامعه ديده مي‌شود و متاسفانه در حال تبديل شدن به يك رويه عمومي است، تقليد كوركورانه از مظاهر سبك زندگي غربي است كه يكي از آنها كه به وفور قابل مشاهده و قابل لمس است نگهداري از حيواناتي مانند سگ و گربه در خانه است كه جا دارد مسئولان فرهنگي و همچنين نهادهاي قانونگذار چاره‌اي براي اين آسيب فرهنگي بينديشند تا اين همزيستي ناهمگون با فرهنگ ايراني- اسلامي به يك فرهنگ عمومي تبديل نشود و ارتباط و انس با سگ‌ها و ديگر حيوانات خانگي جايگزين مراودات اجتماعي در جامعه نشود.

گذشته از اين، پا نهادن افراد به دنياي تكنولوژي و عصر ارتباطات ديجيتالي و ورود به دنياي مدرن فضاي مجازي  و شبكه‌هاي اجتماعي كه خود باعث  دلسردي افراد جامعه و به طبع آن دوري جستن از مراودات افراد جامعه با يكديگر و فاصله‌گذاري  ارتباطات بين خانوادگي – پدر و مادر، خواهر و برادر و ديگر خويشاوندان دور و نزديك- شده خود مجالي جدا از اين مبحث را مطلبد كه در اين مقال از حوصله خارج است.

نگهداري حيواناتي مانند سگ در منزل به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني، اسلامي عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود.

تسلط تكنولوژيك غرب و به‌تبع آن تبليغ، ترويج مدرنيسم، فرهنگ، سبك و زندگي برخاسته از آن، پديده‌اي است كه در دهه‌هاي اخير جهان را متأثر از خود ساخته است. در كشور ما نيز در سال‌هاي اخير با رشد سريع وسايل ارتباط جمعي و ورود تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي همچون ماهواره، تلفن همراه و... سبك زندگي غربي از روش‌هاي مختلف و با تكيه بر الگوپردازي و فرهنگ‌سازي تمدن غربي در حال ترويج است و در اين ميان حركت مردم به سمت تقليد از سبك زندگي غربي به يك رويه عادي تبديل شده است. گستردگي تبليغ انگاره‌هاي فرهنگي و تمدني غرب در قالب سبك زندگي نوين و مدرن، سبب آسيب‌پذيري جامعه در برابر مسائلي شده است كه شايد تا چند سال پيش در ذهن مردم ما جايگاهي نداشت؛ اما امروزه به سبب تهاجم فرهنگي غرب در فضاي سايبري و شبكه‌هاي مختلف اجتماعي و همچنين شبكه‌هاي ماهواره‌اي به يك دغدغه فراگير تبديل شده است. نگهداري از حيوانات در منزل، يكي از اين مسائل است كه به‌عنوان يكي از مظاهر سبك زندگي غربي در يك دهه اخير به مرور وارد زندگي طبقه مرفه كشور شده و پس از آن به تمام لايه‌هاي اجتماعي كشور در شهرهاي كوچك و بزرگ تسري يافت. شايد تا يك دهه پيش نگهداري از سگ و گربه در خانه امري ناپسند تلقي مي‌شد اما امروزه دامنه اين موضوع از اين مسائل فراتر رفته و به نگهداري از مار، ميمون، سنجاب، بچه شير، بچه پلنگ و... تبديل شده است؛ موضوعي كه از يك‌سو آسيبي فرهنگي و اجتماعي محسوب شده و از سوي ديگر نيز بستر ايجاد مشكلات فراوان بهداشتي و انتقال بيماري‌هاي مشترك ميان انسان و حيوانات را فراهم مي‌كند.

 

 

 

حيوان‌پروري به جاي فرزند!

يكي از آسيب‌هاي جدي در سال‌هاي اخير در جامعه، موضوع خلأهاي عاطفي و تغيير ساختارهاي خانوادگي و عدم علاقه زوج‌ها به فرزندآوري است. اين موضوع كه با بهانه‌هاي مختلف در جامعه در حال تسري است، سبب شده تا خانواده‌ها علاقه‌اي به ورود فرزند به زندگي خود نداشته و در واقع با گسست هسته‌هاي خانوادگي و تبديل زندگي سنتي به مدرن، مظاهر زندگي مدرن نيز به درون خانواده‌ها راه پيدا كرد و امروزه نيز با تبليغات فراوان شبكه‌هاي ماهواره‌اي و جريان‌هاي ايجاد شده در فضاي سايبري، تبديل فرزندپروري به نگهداري از حيوانات به يك معضل جدي در جامعه ايراني تبديل شود. اين آسيب آنجا نمود بيشتري مي‌يابد كه برخي از خانواده‌ها براي سرگرمي تك‌فرزندان خود، به دنبال راه چاره‌اي مي‌گردند تا با پركردن اوقات تنهايي آنها، خود را از سختي‌هاي ارتباط با كودكان و ابراز محبت به آنها برهانند. از همين روي چنين فرزنداني به دليل نداشتن همبازي لجاجت‌هاي فراواني از خود بروز مي‌دهند و با مجبور كردن والدين و بزرگ‌ترهاي به عنوان همبازي خود، مشكلات روحي و رواني‌اي را به والدين خود و نيز ديگر افراد خانواده  تحميل مي‌كنند. اينجاست كه والدين كمبود فرزند دوم را به وضوح احساس مي‌كنند اما ديگر دير شده و با گذشت سن و سال  والدين امكان آوردن فرزند دوم براي آنان مقدور نيست مگر آنكه در همان سال‌هاي ابتدايي اين مشكل را احساس كنند و به فكر چاره آن باشند. نكته ديگر درباره تك فرزندان اين است آنها به دليل نداشتن همبازي هم سن و سال خود به ناچار با بزرگ‌ترها  نشست و برخاست مي‌كنند و چون از دوران كودكي با صحبت‌هاي بزرگان  و سرد و گرم چشيده‌ها مراوده دارند بيش از كودكان هم سن و سال خود مي‌فهمند  و قوه درك، ادراك و فهمشان بيش از آنان است. درواقع اين معصومين دوران كودكي ندارند و اساسا در دوره خود كودكي نمي‌كنند بنابراين آنها زودتر از معمول ديگر بچه‌ها به بلوغ فكري و جنسي مي‌رسند. چرا كه از ابتداي خلقت خود تا گذران دوره‌هاي كودكي، نوجواني، جواني و... با بزرگ‌تر از سن و سال خود مراوده و حشر و نشر داشته و دارند. اخيرا همبازي از جنس حيوانات براي فرزندان يكي از راه‌هايي است كه در اين چندساله روبه فزوني نهاده شده و همين موضوع سبب مي‌شود تا ارتباطي عاطفي ميان فرزندان با حيوانات خانگي ايجاد شده و به‌عنوان يك فرهنگ غلط به نسل‌هاي آينده منتقل شود.

 

ژست اجتماعي با حيوانات خانگي!

انس با حيوانات خانگي و حضور افراد با آنها در مكان‌هاي عمومي در سال‌هاي اخير به يك رويه عادي در كلانشهرها تبديل و دامنه آن به شهرهاي كوچك‌تر نيز كشيده شده است. يكي از علت‌هاي علاقه به نگهداري حيوانات خانگي، غالبا ناشي از چشم و هم‌چشمي با اطرافيان، همسايه و اقوام در ژست اجتماعي و به عبارتي كسب جايگاه اجتماعي است؛ موضوعي كه از طريق شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و شبكه‌هاي اجتماعي با شدت فراواني تبليغ مي‌شود و همين موضوع سبب مي‌شود تا به نمايش گذاشتن حيوانات خانگي به‌ويژه سگ و گربه در مكان‌هاي عمومي به يك عادت روزمره تبديل شود كه اين مساله مي‌تواند نشان‌دهنده عمق نفوذ سبك زندگي غربي در جامعه باشد. رسانه‌هاي فارسي زبان خارج از كشور به‌عنوان بازوهاي كارآمد تهاجم فرهنگي غرب، در اين ميان نقش ويژه‌اي برعهده دارند و با روي آنتن بردن برنامه و گزارش‌هايي از مزاياي نگهداري حيوانات در منزل در تلاش هستند تا افرادي كه از اين نماد سبك زندگي غربي پيروي مي‌كنند را انسان‌هايي روشنفكر، اجتماعي و داراي فهم و دركي بالاتر از ديگر افراد جامعه نشان دهند. البته نبايد از نظر دور داشت كه نگهداري اين قبيل حيوانات در منزل و به‌ويژه در مجتمع‌هاي مسكوني به دليل عدم‌همخواني با فرهنگ ايراني- اسلامي، عموما با نارضايتي همسايه‌ها و افراد حاضر در مكان‌هاي عمومي روبه‌رو مي‌شود؛ اما كمتر چيزي كه در اين ميان به آن توجه مي‌شود، توجه به حقوق متقابل افراد در محل زندگي و مكان‌هاي عمومي است.

اما نكته قابل تامل و زنگ خطر براي خانواده‌هاي ايراني تنها نگهداري از سگ يا حيوانات ديگر نيست بلكه اغلب جايگزيني سگ به جاي فرزند است گذشته از اينكه در برخي مواقع اين‌گونه حيوانات جايگاهي به عنوان به يك همنشين و هم‌صحبت دارد. عوامل مختلفي بر انسان اثر مي‌گذارد تا به تك فرزندي روي بياورند، اما فرهنگ بسيار مهم است چراكه در گذشته داشتن فرزند زياد نشانه خانواده سالم‌تر بوده و اين اصلا ارتباطي به وضعيت معيشت خانواده نداشته است اما در حال حاضر به خاطر فرهنگي كه از غرب آمده فرزندان ديگر مايه‌اي براي خوشبختي و شيريني كانون گرم خانواده نيستند و حقيقت امر اين است كه والدين به بهانه مشكلات اقتصادي كار در بيرون را به پرورش فرزند ترجيح مي‌دهند. البته تمامي اين اتفاقات و دوري جستن از فرزندپروري به شكل سابق همگي منشأ اقتصاد بيمارگونه جامعه و فقر و تندگدستي افراد جامعه و نداشتن پشتواتواني قوي اقتصادي چراكه در اين روزگار وانفسا دخل و خرج با يكديگر جور درنمي‌آيد و تمامي افراد خانواده براي تامين مايحتاج و امرار معاش روزانه به‌جاي دورهم بودن و لذت بردن از لحظات زندگي مجبورند  يك و يا دو شيفت در بيرون از خانه به كار و فعاليت مشغول باشند تا بتوانند گذر روزگار كنند.

 در ايران متاسفانه گونه‌هاي جديدي از خانواده در حال شكل‌گيري است؛ مانند مجردي يا زوج‌زيستي كه در اين ميان كودك نقشي ندارد و اكثر اين افراد به دليل نداشتن فرزند به سمت‌وسوي نگهداري از حيوانات مي‌روند و جاي خالي فرزند را با نگهداري از حيوانات پر مي‌كنند.

 

چرا حيوان خانگي نگهداري مي‌شود؟

 «اينكه حيوانات خانگي جايگزين فرزند شوند، اصلا درست نيست و به هيچ وجه نمي‌توان حيوان خانگي را جايگزين فرزند قرار داد اما اينكه اين افردا به سمت نگهداري از حيوانات خانگي مي‌روند، شايد علت آن باشد كه نگهداري از حيوانات مسئوليت كمتر و نگهداري از آنها آسان‌تر است و اين حيوانات مي‌تواند رابطه نزديكي با انسان بر قرار كنند.»

اما نگهداري از حيوانات با توجه به اينكه نشأت گرفته از فرهنگ غربي است، اگر حيوان فقط يك حيوان خانگي باشد و اصول نگهداري از آن رعايت شود، يعني افراد بدانند كه چگونه بايد به آن غذا داد و از آن نگهداري كرد، مانعي ندارد اما بعضا مشاهده شده كه از حيوانات وحشي به‌عنوان حيوان خانگي استفاده مي‌شود كه اين كاملا اشتباه است.» تا جايي كه بسياري از جوانان براي كانون توجه بودن و هيجانات كاذب جواني درصدد نگهداري از بچه شير، يوزپلنگ، مار پنتون و... هستند  

 

نگهداري از حيوانات به جاي فرزندآوري

«روي آوردن به نگهداري حيوان به جاي فرزند به اين دليل است كه ترس از فرزندآوري به‌عنوان پديده‌اي در بين خانواده‌ها رسوخ كرده است. مساله نگهداري از حيوانات معضلي است كه افراد را درگير كرده تا جايي كه افراد در جامعه به جاي آنكه با هم ارتباط بيشتري داشته باشند، از هم دور و تنهاتر شده‌اند اما براي گريز از اين تنهايي به جاي فرزند، به سراغ نگهداري از حيوانات رفته‌اند و جاي خالي فرزند را با حيواناتي مثل سگ، گربه، موش‌هاي همستر، كاسكو، طوطي، مرغ مينا و... پر كرده‌اند.»

براي اين موضوع بايد فكري كرد. بايد فرهنگ‌سازي شود و امكانات لازم براي افراد جامعه فراهم شود تا به جاي آنكه به سراغ نگهداري از حيوانات بروند با فرهنگ خودمان آشنا شوند و كانون خانواده را محكم‌تر كنند.»

مخلص كلام اينكه آنچه امروز در جامعه ديده مي‌شود و متاسفانه در حال تبديل شدن به يك رويه عمومي است، تقليد كوركورانه از مظاهر سبك زندگي غربي است كه يكي از آنها كه به وفور قابل مشاهده و قابل لمس است نگهداري از حيواناتي مانند سگ و گربه در خانه است كه جا دارد مسئولان فرهنگي و همچنين نهادهاي قانونگذار چاره‌اي براي اين آسيب فرهنگي بينديشند تا اين همزيستي ناهمگون با فرهنگ ايراني- اسلامي به يك فرهنگ عمومي تبديل نشود و ارتباط و انس با سگ‌ها و ديگر حيوانات خانگي جايگزين مراودات اجتماعي در جامعه نشود.

گذشته از اين، پا نهادن افراد به دنياي تكنولوژي و عصر ارتباطات ديجيتالي و ورود به دنياي مدرن فضاي مجازي  و شبكه‌هاي اجتماعي كه خود باعث  دلسردي افراد جامعه و به طبع آن دوري جستن از مراودات افراد جامعه با يكديگر و فاصله‌گذاري  ارتباطات بين خانوادگي پدر و مادر، خواهر و برادر و ديگر خويشاوندان دور و نزديك- شده خود مجالي جدا از اين مبحث را مطلبد كه در اين مقال از حوصله خارج است.


ادامه مطلب
[ ۱۰ دى ۱۳۹۶ ] [ ۰۳:۳۸:۳۳ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)

تاجيك: شبكه مستند شبكه‌اي خلاق، بالنده و پوياست

 

پرهام نورافزا: نشست خبري و رونمايي از مستند «راه ناتمام» به نويسندگي و كارگرداني «اعظم نجفيان» و تهيه‌كنندگي «محمدعلي قاسمي» با حضور امير تاجيك رييس شبكه مستند، ميرزايي تهيه‌كننده تلويزيون و اصحاب رسانه‌ها صبح يكشنبه 12 مردادماه در ساختمان اين شبكه برگزار شد.

برپايه اين گزارش،. مجموعه مستند «راه ناتمام» به چالش‌ها و مشكلات قهرمانان ورزشكاري مي‌پردازد كه در مقاطع مختلف بين المللي و المپيك افتخار آفريده‌اند؛ بخصوص ورزشكاراني كه از مبارزه با رژيم اشغالگر صهيونيستي سر باز زده‌اند اما پس از اتمام دوره قهرماني‌شان در شرايط نامساعدي به‌سر مي‌برند و در جامعه رها مي‌شوند و دولتمردان و مسوولان مربوطه نيز هيچ وظيفه‌اي در قبال آن‌ها احساس نمي‌كنند.

توليد مجموعه‌هاي چالش‌برانگيز در جامعه تإثيرگذار است

در ابتداي اين نشست، امير تاجيك(مدير شبكه مستند سيما) با بيان اين مطلب كه ساخت اين مجموعه 8 ماه زمان برده است، گفت: با تغيير مديريت در شبكه مستند تلاش شده تا اين شبكه با توليد مجموعه‌هاي چالش‌برانگيز و با آسيب‌شناسي موضوعات روز جامعه، تاثيرگذاري خود را در جامعه ارتقا بخشد. براي تهيه و تصويربرداري اين مستند، عوامل توليد آن به شهرهاي مختلف كشور سفر كرده تا از نزديك با وضعيت زندگي ورزشكاران خطه‌هاي مختلف كشورمان آشنا و از ناگفته هاي شرايط فعلي آنها تصاويري تهيه كنند.

مجموعه مستند «راه ناتمام» كه داستان زندگي «فرشاد دركه» قهرمان ورزش‌هاي رزمي كيك بوكسينگ است در 5 قسمت 30 دقيقه‌اي براي مخاطب عام تلويزيون ساخته شده و به ريتم و ساختار متكي است؛ ضمن اينكه تنوع سوژه ها و اينكه از لحاظ بصري هر رشته ورزشي جذابيت خاصي دارد به جذابيت اين مجموعه مي‌افزايد. اين مستند از چهارشنبه 14 مردادماه ساعت 21 به روي آنتن مي‌رود و بازپخش آن روز جمعه ساعت 30/15 خواهد بود.

تاجيك تاكيد كرد: سعي ما در اين شبكه داشتن شبكه‌اي خلاق، بالنده و پوياست كه از همه سليقه‌ها در آن استفاده شود و بتواند با طيف وسيعي از مخاطبان ارتبازط برقرار كند.

وي، درباره انتخاب سوژه‌هاي مجموعه مستند «راه ناتمام» گفت: طيف ورزشكاراني كه در ابتدا انتخاب كرديم؛ متفاوت بود اما بسياري از آنها حاضر به همكاري نشدند و دايره كاري و فعاليت ما بسته‌تر از تفكر اوليه شد.

مدير شبكه مستند؛ با بيان اين مطلب كه ما اصرار داريم قسمت دوم اين مجموعه نيز ساخته شود، افزود: ما در ساخت چنين مجموعه‌هايي آسيب‌شناسي مي‌كنيم و راه‌حل ارائه مي‌دهيم. پرداختن چنين موضوعاتي كه به يك مسأله زير پوستي مي‌پردازند و قبلا نيز درباره آنها فيلمي ساخته نشده است و تنها در يك مقياس محدود و در ورزش فوتبال به آن اشاراتي شده بود؛ كار خيلي مشكلي است.

وي، درباره مجموعه‌هاي جديدي كه قرار است به زودي از شبكه مستند پخش شوند گفت: مجموعه مستند «اهل ايرانم» به كارگرداني مهدي بخشي مقدم در 10 قسمت نيم ساعته و مجموعه‌اي به نام «حرفه مستندساز» كه به بررسي فيلم‌سازي مستند در ايران و چالش‌ها و فرصت‌هاي موجود آن مي‌پردازد به زودي از شبكه مستند پخش خواهند شد.

با ديدي منصفنه ابعاد مختلف را به تصوير مي‌كشيم

در ادامه اين نشست، «محمد علي قاسمي» تهيه‌كننده و تصويربردار اين مجموعه مستند گفت: ما جلسات زيادي را با رييس شبكه مستند داشتيم و ماحصل اين جلسات براين شد كه در نظر داريم موضوعات موجود در جامعه را با ديدي منصفانه و با بررسي ابعاد مختلف آنها به تصوير بكشيم و در اختيار مخاطبان قرار دهيم و در اين راستا بيشتر بر موضوعاتي تمركز كنيم كه پيش از اين به آنها پرداخته نشده است.

وي با اشاره به سختي‌هاي ساخت اين مجموعه ادامه داد: اين آدم‌ها به دليل مشكلاتي كه برايشان پيش آمده بود؛ علاقه‌اي براي قرار گرفتن جلوي دوربين ما نداشتند و اين تفكر برايشان وجود داشت كه ممكن است با پخش اين مستند بر مشكلاتشان افزوده شود. به همين دليل نزديك شدن و ارتباط گرفتن با آنها كاري خيلي مشكل و طاقت فرسايي بود.

قاسمي ادامه داد: من با وجود اينكه سي سال سابقه كار مستندسازي و فيلمسازي دارم اما براي اولين بار بود كه چنين پروژه سختي را قبول كردم .اين مجموعه به لحاظ احساسي هم براي من و هم براي خانم نجفيان(همسرم) در مقام كارگردان خيلي سخت بود و در تمام طول كار چشمانمان پر از اشك مي‌شد و بغض گلوي ما را مي‌گرفت.

وي با تاكيد براين مطلب كه ما سعي كرديم در اين مجموعه با رعايت جوانب انصاف به‌طور منطقي مسائل را به تصوير بكشيم؛ گفت: تلاش ما اين بود كه به اين موضوع به شكلي منطقي و واقع بينانه بدور از سوء‌نيت نگاه كنيم و شرايطي فراهم نكنيم كه مشكلاتي براي اين افراد به وجود بيايد و همچنين نگاه يك سويه‌اي به مديريت‌ها نداشته باشيم.

سپس اعظم نجفيان (كارگردان مستند راه ناتمام) نيز گفت: آن چيزي كه بيشتر از همه مرا در طول ساخت اين مجموعه اذيت كرد اين بود كه مديران ورزشي به راحتي چشم خود را به روي قهرمانان مي بندند و مي‌گويند اين جوان‌ها اگر مي‌روند در مقابل جوانان ديگري هستند كه جايگزين شوند. آنها هيچ دغدغه‌اي در قبال ورزشكاراني كه عمرشان را از كودكي براي ورزش گذاشته‌اند و حالا كه در 25 سالگي هستند و تنها تخصص‌شان هم ورزش است ندارند و آن‌ها را به راحتي كنار مي‌گذارند.

وي با اشاره به اينكه دولت‌ها از قهرمانان فقط براي منافع خود استفاده مي‌كنند؛ گفت: قهرمانان ما در مجامع بين‌المللي شركت مي‌‌كنند و براي كشور افتخارآفريني مي‌كنند اما تاريخ مصرف‌شان كه تمام شد؛ به راحتي كنار گذاشته مي‌شوند. در صورتي كه دولت‌ها بايد براي ورزشكاران و قهرمانان برنامه‌ريزي داشته باشند و اين بي‌توجهي‌ها براي من در طول كار بسيار دردآور بود.


ادامه مطلب
[ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۲:۱۷:۴۶ ] [ پرهام نورافزا ]
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مطالب اين سايت حاوي گزارشات، تحليل‌ها، نقدها و اخبار فرهنگي، هنري، اجتماعي و ورزشي مي‌باشد. از نظرات و پيشنهادات مفيد و سازنده و مثمرثمر در اين سايت استقبال خواهد شد.
لینک های مفید


امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز

مترجم وب با 36 زبان زنده دنیا